برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1290 100 1

volume

/ˈvɑːljuːm/ /ˈvɒljuːm/

معنی: توده، ظرفیت، جلد، کتاب، دفتر، سفر، حجم، اندازه، طومار، مجلد، درجه صدا، بر حجم افزودن، بصورت مجلد در اوردن، برزگ شدن
معانی دیگر: مصحف، گنج، گنجایی، گنجایش، میزان، مقدار، مقدار زیاد، وفور، (صدا) رسایی، بلندی، کلان، عمده، فراوان، (در اصل) لوله ی طومار، یک دوره مجله ی صحافی شده (معمولا شماره های هر سال در مجلد)، (رادیو و تلویزیون و غیره) دکمه ی صدا، ولوم، رادیو و غیره درجه صدا، برزگ شدن حجم

بررسی کلمه volume

اسم ( noun )
(1) تعریف: a collection of pages of writing or print bound together; book.
مترادف: book, publication
مشابه: folio, journal, monograph, quarto, tome, treatise

- Our public library has thousands of volumes.
[ترجمه ترگمان] کتابخانه عمومی ما هزاران جلد دارد
[ترجمه گوگل] کتابخانه عمومی ما هزاران جلد دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: one of the books in a series or set of books.

- This encyclopedia has twenty-five volumes.
[ترجمه ترگمان] این دانشنامه بیست و پنج جلد دارد
[ترجمه گوگل] این دایره المعارف بیست و پنج جلد است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(3) تعریف: the amount of space enclosed within or occupied by a three-dimensional object.
مترادف: bulk, capacity, content
مشابه: dimensions, magnitude, mass, measure, measurements, size

- The volume of the car engine is about two hundred cubic inches.
[ترجمه ترگمان] حجم موتور خودرو حدود دویست اینچ مکعب است
[ ...

واژه volume در جمله های نمونه

1. volume production of cars
تولید فراوان اتومبیل

2. volume sale of books
عمده‌فروشی کتاب

3. a volume of poetry
یک کتاب شعر

4. selling volume at low prices
فروش به مقدار زیاد و قیمت‌های نازل

5. the volume control on an amplifier
دکمه‌ی تنظیم صدای بلندگو

6. the volume of exports
حجم صادرات

7. the volume of sound
بلندی صدا

8. the volume of the water reservoir
گنجایش آب‌انبار

9. the volume of traffic
میزان ترافیک

10. the second volume deals with latter events
جلد دوم با رویدادهای اخیر سر و کار دارد.

11. the second volume of his novel
جلد دوم رمان او

12. he was daunted by the volume of work to be done
حجم کاری که باید انجام می‌شد او را هراسان کرد.

13. he digested all of the regulations in a single volume
او کلیه‌ی مقررات را در یک جلد خلاصه کرد.

14. Can you turn the volume up?
...

مترادف volume

توده (اسم)
gross , stack , aggregate , accumulation , agglomeration , cumulation , mass , pile , lump , bulk , heap , volume , aggregation , hill , congeries , shock , block , wad , barrow , bloc , clot , cob , ruck , rick , dollop , conglomeration , cumulus , midden , riffraff , oodles , tump
ظرفیت (اسم)
capacity , acumen , valence , valency , volume , span , gumption
جلد (اسم)
case , volume , shell , cover , covering , jacket , binding , skin , copy , tome , sheath , epidermis , holster , integument , tegument
کتاب (اسم)
volume , book , jacket
دفتر (اسم)
office , volume , book , bureau , registry , tome
سفر (اسم)
expedition , progress , travel , volume , book , tour , trip , journey , voyage , campaign , junket , pilgrimage , traveling , trek
حجم (اسم)
mass , bulk , content , volume , voluminosity
اندازه (اسم)
tract , limit , extent , measure , bulk , volume , span , size , gage , gauge , deal , scale , quantity , quantum , magnitude , measurement , meter , indicator , dimension
طومار (اسم)
volume , roll , scroll , furl
مجلد (اسم)
volume , tome
درجه صدا (اسم)
volume , tone
بر حجم افزودن (فعل)
volume
بصورت مجلد در اوردن (فعل)
volume
برزگ شدن (فعل)
volume , grow

معنی عبارات مرتبط با volume به فارسی

دسی بل سنج، قدرت سنج صدا، واحد سنجش فرکانس امواج صوتی
(فیزیک) نظریه ی اتمی (کلیه ی چیزها از اتم ساخته شده اند و پدیده های گوناگون را می توان از راه شناخت اتم ها و ویژگی ها و فعل و انفعالات آنها توجیه کرد)، اتم گرایی، (شیمی)حجم اتمی (حاصل تقسیم وزن اتمی بر چگالی)
(فیزیک) حجم بحرانی، گنج سرگشتی (حجم یک واحد جرم ماده هنگام رسیدن به دما و فشار سرگشتی)
انتهای جلد

معنی volume در دیکشنری تخصصی

volume
[حسابداری] حجم
[شیمی] حجم
[سینما] حجم صدا - حجم
[عمران و معماری] حجم
[کامپیوتر] برچسب ؛ جلد ؛ حجم - بلندی صدا بلندی دریافت شده از صدا . کنترل بلندی صدا بر روی یک کارت صوتی ممکن است توسط یک کلید باشد . بلندی صدا را می توان توسط نرم افزار نیز کنترل کرد.
[برق و الکترونیک] حجم صدا 1. مقدار جریان شنیداری مختلط که بر حسب واحد حجم صدا ( VU) بانشانگر حجم صدای استاندارد اندازه گیری می شود . 2. شدت صدا. - حجم ، شدت صوت
[صنایع غذایی] حجم ، مقدار ، میزان
[مهندسی گاز] حجم ، گنجایش
[نساجی] حجم - گنجایش
[ریاضیات] حجم
[آب و خاک] حجم
[برق و الکترونیک] تنظیم شدت صدا
[حسابداری] اندازه های مبتنی برحجم
[عمران و معماری] پیمانه کردن حجمی
[نساجی] روش مخلوط حجمی
[عمران و معماری] نسبت حجم به ظرفیت
[عمران و معماری] تغییر حجم بتن
[برق و الکترونیک] چگالی بار حجمی
[برق و الکترونیک] فشرده ساز حجم صدا مدار کنترل بسامد شنیداری که محدوده ی تغییرات حجم صدای برنامه رادیویی رادر فرستنده محدود می کند تا امکان استفاده از رصد مدوله کننده ی متوسط بالاتر بدون خطر مدوله شدن بیش از حد فراهم کند. ...

معنی کلمه volume به انگلیسی

volume
• book, book forming one of a series of books; capacity, bulk, displacement; degree of loudness; quantity, amount
• a volume is one of a series of books or magazines.
• you can refer to a book, especially a large book, as a volume; a literary use.
• the volume of something is the amount of space that it contains or occupies.
• the volume of something is also the amount of it that there is.
• the volume of a radio, tv, or record player is the loudness of the sound that it produces.
• if you say that something speaks volumes, you mean that it gives you a lot of revealing information about a particular thing.
volume control
• apparatus that regulates the level of electrical power
volume detector
• alarm system that is activated by a change in volume
volume label
• logical name given to each disk at the time of startup (computers)
volume of fire
• amount of shots fired from various firearms during a given period of time
companion volume
• book complementing or supplementing another book
credit volume
• amount of credit available to be allocated
full volume
• maximal sound intensity
memorial volume
• book created to honor the memory of a person or event
unit of volume
• unit for measuring capacity

volume را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

professional-h@
(تجاری) هرساله
Asa
در ریاضی: حجم
پیمان
فراوان
Silence speaks volumes
(سکوت خیلی معنی داره)
سکوت سرشار از ناگفته هاست.
لیلی موسوی
speaks volumes to: شاهد ... بودن، گواه ... بودن، درمورد ... صادق بودن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی volume
کلمه : volume
املای فارسی : ولوم
اشتباه تایپی : رخمعئث
عکس volume : در گوگل

آیا معنی volume مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )