برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1234 100 1

vowel

/ˈvaʊəl/ /ˈvaʊəl/

معنی: واکه، مصوته، صوتی، صدا دار، واکهدار کردن
معانی دیگر: مصوت، حرف صدادار (در انگلیسی: a و e و i و o و u و گاهی y)

بررسی کلمه vowel

اسم ( noun )
(1) تعریف: a sound in a language produced without constricting or diverting the flow of air through the mouth.

- The letter "a" represents two different vowels in the word "alligator."
[ترجمه فرزاد زارع] حرف "a" نشان دهنده دو حرف صدادار متفاوت در کلمه "تمساح"است
|

[ترجمه ترگمان] نامه \"a\" نشان‌دهنده دو مصوت مختلف در کلمه \"تمساح\" می‌باشد
[ترجمه گوگل] نامه 'a' نشان دهنده دو صدای متفاوت در کلمه 'alligator' است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: in the English alphabet, any of the letters "a," "e," "i," "o," "u," and sometimes "y".
صفت ( adjective )
• : تعریف: of or concerning a vowel or vowels.

واژه vowel در جمله های نمونه

1. vowel sounds
آوای واکه‌ها

2. a round vowel
واکه‌ی گرد

3. a simple vowel
واکه‌ی بسیط،تک آوا

4. the great vowel shift in english
دگر آوایی بزرگ واکه‌ها در انگلیسی

5. "e" is a pure vowel
"e" یک واکه‌ی ساده است.

6. A short vowel is a short sound as in the word 'cup'.
[ترجمه ترگمان]مصوت کوتاه، صدای کوتاه در کلمه فنجان است
[ترجمه گوگل]یک واکه کوتاه صوتی کوتاه است که در کلمه 'جام' وجود دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. A long vowel is a long sound as in the word'shoe ".
[ترجمه ترگمان]مصوت بلند، صدای بلند بلند در کلمه \"کفش\" است
[ترجمه گوگل]یک واکه طولانی است صدای بلند مانند word'shoe '
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. A diphthong is a vowel made up of two sounds.
[ترجمه ترگمان]A یک vowel است که از دو صدا تشکیل شده‌است
[ترجمه گوگل]یک دیفونگ یک واکه است که از دو صدای ساخته شده است ...

مترادف vowel

واکه (اسم)
vowel
مصوته (صفت)
vowel
صوتی (صفت)
acoustic , vocal , sonic , phonic , tonic , vowel , sonant , vocalic
صدا دار (صفت)
phonic , vowel , sonorous , sonant , phonetic , vocalic
واکهدار کردن (فعل)
vowel

معنی عبارات مرتبط با vowel به فارسی

(عبری و عربی و غیره) زیر و زبر، اعراب، حرکت
حرف مصوتی که صدای معین یا اشکاری ندارد
صدای له شده
حرف صدایی که درتلفظن بایددهان یالب راگردکرد

معنی کلمه vowel به انگلیسی

vowel
• vocal sound that has no obstructions (linguistics)
• a vowel is a sound such as the ones represented by the letters `a' or `o', which you pronounce with your mouth open. most words are pronounced with a combination of consonants and vowels.
vowel letters
• letters pronounced without disrupting air flow from the lungs (a, e, i, o, u, y)
vowel point
• punctuated vowel, vowel represented by punctuation rather than letters (grammar)
vowel shift
• phonetic phenomenon of changing pronunciation of vowels
long vowel
• vowel with a long sound
short vowel
• vowel whose sound cannot be sustained indefinitely (grammar)

vowel را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی
تدکن
P.sh
صدا دار

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی vowel
کلمه : vowel
املای فارسی : وول
اشتباه تایپی : رخصثم
عکس vowel : در گوگل

آیا معنی vowel مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )