برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1285 100 1

Walked

واژه Walked در جمله های نمونه

1. ahmad walked around the city walls and told the towers
احمد اطراف دیوارهای شهر را پیمود و برج‌ها را شمرد.

2. he walked along by himself
او به تنهایی پیش می‌رفت.

3. he walked before and his children behind
او در جلو حرکت می‌کرد و بچه‌هایش در عقب.

4. he walked cross-country to school
او میان بر (از میان دشت و صحرا) به مدرسه رفت.

5. he walked for a while, then he started running
مدتی پیاده‌روی کرد و سپس شروع کرد به دویدن.

6. he walked in search of a tail . . .
در دم طلبی قدم همی زد . . .

7. he walked me to the bus stop
تا ایستگاه اتوبوس مرا همراهی کرد.

8. i walked three blocks over
من سه خیابان بالاتر رفتم.

9. iraj walked the length of the street
ایرج طول خیابان را پیمود.

10. she walked out the door
او از در خارج شد.

11. she walked up and down the hall, endeavoring to calm herself
این طرف و آن طرف سالن راه می‌رفت و می‌کوشید خود را آرام کند.

12. she walked with slow steps
با قدم‌های آهسته راه می‌رفت.

...

معنی کلمه Walked به انگلیسی

walked all over him
• trampled upon his honor, stepped all over him, humiliated him
walked slowly
• strolled along at a slow pace, trudged along, trailed along, went along easily

Walked را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Mahya
عبور کردم
خورشيدوند
عبور كردم
I am free to join the superior army
Soran
عبور کردند

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی Walked مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )