برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1289 100 1

Wilful

/ˈwɪlfəl/ /ˈwɪlfəl/

رجوع شود به: willful، willful خودسر، مشتاق، مایل

واژه Wilful در جمله های نمونه

1. to subdue a wilful child
کودک خودسر را مهار کردن

2. A wilful man will have his way.
[ترجمه ترگمان]یه آدم wilful راهش رو پیدا می کنه
[ترجمه گوگل]مرد آگاهانه راه خود را دارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He pleaded guilty to wilful dereliction of duty.
[ترجمه ترگمان]اون به خاطر سرپیچی از وظیفه گناهکار بود
[ترجمه گوگل]او محکوم به اذیت و آزار و اذیت و وظیفه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Wilful waste makes woeful want.
[ترجمه ترگمان]این تلف کردن افتضاح است
[ترجمه گوگل]زباله های باطنی باعث می شود که زحمت کشیده شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A wilful fault has no excuse and deserves no pardon.
[ترجمه ترگمان]گناه عمدی هیچ بهانه‌ای ندارد و سزاوار بخشش نیست
[ترجمه گوگل]گناه آگاهانه بهانه ای ندارد و سزاوار است عفو نکند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

معنی کلمه Wilful به انگلیسی

wilful
• strong-willed, stubborn, hard headed; intentional, determined
• wilful actions or attitudes are done or expressed deliberately, especially with the intention of hurting someone.
• a wilful person is obstinate and determined to get what they want.

Wilful را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

آزیتا مهری
عامدانه
از قصد
عاطفه موسوی
لجوجانه ،خودسرانه، از روی لجبازی
میثم علیزاده
خودسر، لجباز
* صفت است

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wilful
کلمه : wilful
املای فارسی : ویلفول
اشتباه تایپی : صهمبعم
عکس wilful : در گوگل

آیا معنی Wilful مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )