برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1282 100 1

Work on

/wɜrk ɑn/ /wɜːk ɒn/

1- تحت تاثیر قرار دادن یا اثر کردن 2- ترغیب کردن

واژه Work on در جمله های نمونه

1. We don't go to work on Saturdays.
[ترجمه ترگمان]ما شنبه‌ها کار نمی‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما در روز شنبه ها کار نمی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. They work on a principle of heat absorption.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها روی یک اصل جذب گرما کار می‌کنند
[ترجمه گوگل]آنها بر اساس اصل جذب گرما کار می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. We never work on Saturday mornings.
[ترجمه ترگمان]ما هیچ وقت روز شنبه کار نمی‌کنیم
[ترجمه گوگل]ما هرگز در شنبه صبح کار نمی کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. None of your tricks will work on me.
[ترجمه ترگمان]هیچ کدوم از حقه‌های تو روی من کار نمی کنن
[ترجمه گوگل]هیچ یک از ترفندهای شما بر من کار نخواهد کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. We began work on the project in May.
...

معنی کلمه Work on به انگلیسی

work on
• influence

Work on را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Paria
کارکردن
دانیالی
پرداختن
نازنین عظیمی
to try to persuade or influence someone
منبع: کمبریج دیکشنری

I'm working on my father to get him to take me to the airport.
مجاب کردن، تاثیر گذاشتن روی کسی
دارم پدرم را مجاب می کنم تا مرا به فرودگاه ببرد.
الی
سروسامان دادن
مهدی صباغ
Work on somebody/something : کار کردن بر روی چیزی به منظور تولید محصول جدید و یا تعمیر آن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی work on
کلمه : work on
املای فارسی : ورک اون
اشتباه تایپی : صخقن خد
عکس work on : در گوگل

آیا معنی Work on مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )