برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1356 100 1

waive

/ˈweɪv/ /weɪv/

معنی: چشم پوشیدن از، از قانون مستثنی کردن
معانی دیگر: صرفنظر کردن، از حق خود گذشتن، بخشودن، معاف کردن، لغو کردن، اصرار نکردن، از فرصت استفاده نکردن، به تعویق انداختن، به بعد موکول کردن

بررسی کلمه waive

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: waives, waiving, waived
(1) تعریف: to forgo or give up (a right, claim, or privilege).
مترادف: disclaim, forgo, relinquish, renounce
مشابه: abandon, cede, excuse, release, surrender, yield

- He would not waive his right to a trial.
[ترجمه ترگمان] از حق او چشم‌پوشی نمی‌کرد
[ترجمه گوگل] او حق خود را به محاکمه نخواهد داد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to suspend (a rule, law, or the like) temporarily or in a particular instance; refrain from enforcing.
مترادف: dispense with, suspend
مشابه: defer, dismiss, disregard, ignore, shelve

- The committee agreed to waive the residence requirement and allowed her to pay the lower tuition.
[ترجمه ترگمان] این کمیته موافقت کرد که الزامات محل اقامت را نادیده بگیرد و به او اجازه پرداخت شهریه کم‌تر را داد
[ترجمه گوگل] این کمیته موافقت کرد که از شرایط اقامت امتناع کند و به او اجازه داد که تحصیلات پایین تر را پرداخت کند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه waive در جمله های نمونه

1. to waive a portion of the taxes due
بخشی از مالیات‌های قابل پرداخت را بخشودن

2. We have decided to waive the age - limit for applicants in your case.
[ترجمه ترگمان]ما تصمیم گرفته‌ایم که از حد مجاز برای متقاضیان در پرونده خود صرف‌نظر کنیم
[ترجمه گوگل]ما تصمیم گرفتیم از سن قانونی برای متقاضیان در مورد شما استفاده کنیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He didn't waive his right in this matter.
[ترجمه ترگمان]در این مورد از حق او چشم‌پوشی نمی‌کرد
[ترجمه گوگل]او از این حق خود راضی نیست
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. He agreed to waive his usual fee.
[ترجمه ترگمان]موافقت کرد که از دست‌مزد معمولی او صرف‌نظر کند
[ترجمه گوگل]او موافقت کرد که هزینه معمول خود را از دست بدهد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. They agreed to waive the cancellation charges.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها توافق کردند که هزینه‌های لغو را نادیده بگیرند
[ترجمه گوگل]آنها موافقت کردند که ...

مترادف waive

چشم پوشیدن از (فعل)
quitclaim , spare , forgo , waive
از قانون مستثنی کردن (فعل)
waive

معنی waive در دیکشنری تخصصی

waive
[حقوق] اعراض کردن، صرفنظر کردن، ترک کردن، اسقاط کردن

معنی کلمه waive به انگلیسی

waive
• refrain from enforcing something; give up (a right, honor, legal claim, etc.)
• if someone waives a rule, they decide not to enforce it; a formal word.
• if you waive your right to something, for example legal representation, you give up your right to receive it.
• if a government or bank waives a debt, they no longer seek repayment of it.
waive one's claim
• give up one's right, concede one's claim

waive را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

میلاد علی پور
بی خیال شدن، نادیده گرفتن/انگاشتن، اغماض کردن
علی فرهادی
بی قانونی کردن،ورای قانون عمل کردن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی waive
کلمه : waive
املای فارسی : ویو
اشتباه تایپی : صشهرث
عکس waive : در گوگل

آیا معنی waive مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )