برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1356 100 1

waning

واژه waning در جمله های نمونه

1. waning crescent
هلال ماه رو به کاهش،مهداس کاستگر (ماه در شب‌های پیش از ماه نو)

2. a waning political party
یک حزب سیاسی در حال افول

3. the waning of colors of a sunset
زایل شدن رنگ‌های یک غروب آفتاب

4. My enthusiasm for the project was waning.
[ترجمه ترگمان]اشتیاق من برای این پروژه رو به کاهش بود
[ترجمه گوگل]شور و شوق من برای این پروژه کاهش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Her enthusiasm for the whole idea was waning rapidly.
[ترجمه ترگمان]شور و شوق او به این فکر به سرعت رو به زوال می‌رفت
[ترجمه گوگل]شور و شوق او برای کل ایده به سرعت در حال کاهش بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. The moon was waning, and each day it rose later.
[ترجمه ترگمان]ماه داشت به زوال می‌رفت و هر روز از نو اوج می‌گرفت
[ترجمه گوگل]ماه کاهش یافت و بعد هر روز افزایش یافت
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

معنی کلمه waning به انگلیسی

waning
• diminishing (moon); declining; ebbing, subsiding, dwindling; approaching the end (of life, a period, etc.)

waning را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

بهمن قبادیان
رو به افول / روبه زوال
میثم علیزاده
● کوچکتر شدن، از حجم چیزی کاسته شدن
به عنوان مثال وقتی ماه کم کم از قرص کامل به حلال تبدیل میشود
● رو به افول نهادن
محدثه فرومدی
روبه‌انحطاط
😉😉😌😌😞😞
علامت خطر

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی waning مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )