انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 897 100 1

بررسی کلمه war cry

اسم ( noun )
(1) تعریف: a shout uttered by warriors in battle.

(2) تعریف: a word, phrase, or slogan adopted by a group participating in a conflict such as an election.

مترادف war cry

عربده نبرد (اسم)
war cry
فریاد جنگی (اسم)
war cry

معنی کلمه war cry به انگلیسی

war cry
• cry of a battle, trumpet sound indicating war

war cry را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی war cry

فرهاد سليمان‌نژاد ١٧:٣٢ - ١٣٩٧/٠٦/٣٠
بانگ
|

عبدالخلیل قوطوری ٠٥:٢٣ - ١٣٩٨/٠١/١٢
war cry-En-وُرکرای= فریاد همراه با حمله به مواضع دشمن، فریاد یورش، عربده نبرد، فریاد جنگی، رجز، رجز خوانی نعره جنگ
war cry-Turk-وُرکرای(غرای)= بزنید وبکُشید، فریاد جنگ وخونریزی ،
w�r -War-En =اسم:جنگ،رزم،محاربه،نزاع،حرب،افند-فعل:جنگ کردن،دشمنی کردن،کشمکش کردن،عداوت کردن
War-Turk=وُر=فعل امر:وُرماق=زدن،زدوخورد کردن،نزاع وکشمکش کردن –امثال:اِل وُر=کف بزن،دست بزن –شونی وُرینگ=او را بزنید،اورا کتک بزنید- وُرا وُر بولدی = زدوخورد شد (نزاع دست جمعی شد)
kraɪ -Cry-Enکرآی= خروش، گریه، فریاد، ناله، غریو، زاری، ضجه، عجز، بانگ، بانگ زدن، خروش برآوردن، مصوت کردن، داد زدن، فریاد زدن، گریه کردن، صدا کردن، خروشیدن
معانی دیگر: داد، گرییدن، زاریدن، زاری کردن، اشک ریختن، گریستن، (با(: for سخت نیاز داشتن به، )جانور( نعره زدن، غریدن، زوزه کشیدن )هر جانوری با صدای ویژه ی خود به شرطی که ممتد و بلند باشد(، نعره، غرش، استدعا کردن، تمنا کردن، جار زدن، بانگ برآوردن، اعلام، جارزنی، گلبام، گلبانگ، شعار، ورد زبان، مد روز، رسم روز، سر و صدای مردم، داد و فریاد، خواسته ی همگان
Cry-Turk-کرای(کئرآی)، کأیی – 1- زشتی آشکاروروشن(کر(کِئر)=زشت، کثیف، ناپسند،بد ریخت، کریه)- آی =آشکار، روشن، ماه،و...)- 2–کأیی =اظهار ناراحتی ونارضایتی - کأییمک=اظهار ناراحتی ونارضایتی کردن، به خاطر انجام کار نادرست و زشت اعتراض کردن(برسر کسی فریاد کشیدن، خروش برآوردن، خروشیدن، بانگ زدن، نعره کشیدن و...)-اگر توان وقدرت نداشته باشد درمقابل انجام کار نادرست وزشت ناله وفریاد سر دادن (استدعا وخواهش کردن، تمنا کردن، اعلام کردن، سروصدا به راه انداختن)- اگر جانور باشد در مقابل هر عمل زشتی که برضدش انجام شود به صدای خودش نعره می زند واعتراض می کند -3 - کرای، غرای= ،غریو(فریادو نعرۀ: بِبُرید و بکشید (سر وبدن بریدن وقطع کردن)، بانگ و ناله . آواز گریه . غرنگ( بکشید وتارو مار،تیکه پاره کنید(غرماق=کشتن، پاره کردن(نخ، طناب، زنجیر ،زنجیر بندگی واسارت امثالهم، دوتیکه کردن). فغان و گریه و زاری (پیامد این کشت وکشتار). ولوله و هنگامه

ارتباط کلمات فارسی ،انگلیسی با زبان ترکی وبلاک poladabady@blogfa.com
|

پیشنهاد شما درباره معنی war cry



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی war cry
کلمه : war cry
املای فارسی : ور کای
اشتباه تایپی : صشق زقغ
عکس war cry : در گوگل


آیا معنی war cry مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )