برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

warm up

/ˈwɔːrmˈəp/ /wɔːmʌp/

معنی: دست گرمی بازی کردن
معانی دیگر: گرم کردن یا شدن، (قبل از مسابقه یا ورزش و غیره) آماده سازی، نرمش، گرم سازی بدن، قبل از بازی حرکت کردن و خود را گرم نمودن

بررسی کلمه warm up

عبارت ( phrase )
• : تعریف: to prepare for physical exercise or other activity by practicing just beforehand.
مشابه: drill, exercise, limber, practice, prepare, train, tune up

- The band was still warming up when the audience began to arrive.
[ترجمه ترگمان] گروه هنوز در حال گرم شدن بود که حضار شروع به رسیدن کردند
[ترجمه گوگل] وقتی تماشاگران شروع به کار می کردند، گروه هنوز گرم می شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
اسم ( noun )
حالات: warm-ups
(1) تعریف: a set of preliminary exercises to prepare a person or animal for a physically demanding workout, performance, or contest.

(2) تعریف: any practice, procedure, or exercise that is undertaken to stimulate the mind for a demanding task or display of knowledge or skill.

(3) تعریف: the act or an instance of warming up.
صفت ( adjective )
• : تعریف: referring to garments, aids, or activities employed in a warm-up.

واژه warm up در جمله های نمونه

1. If you don't warm up before taking exercise, you risk injuring yourself.
[ترجمه ترگمان]اگر قبل از ورزش خود را گرم نکنید، خطر آسیب زدن به خودتان را به همراه دارید
[ترجمه گوگل]اگر قبل از ورزش ورزش نکنید، به خود آسیب می رسانید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. The crowd began to warm up.
[ترجمه ترگمان]جمعیت شروع به گرم شدن کرد
[ترجمه گوگل]جمعیت شروع به گرم شدن کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. How long should the engine warm up before we start?
[ترجمه ترگمان]چقدر طول می‌کشد تا موتور قبل از شروع گرم شود؟
[ترجمه گوگل]مدت زمان لازم است موتور قبل از شروع به گرم شدن بخوابد؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Please warm up this milk over the stove.
[ترجمه ترگمان]لطفا این شیر را روی اجاق گرم کنید
[ترجمه گوگل]لطفا این شیر را بر روی اجاق گاز گرم کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

مترادف warm up

دست گرمی بازی کردن (فعل)
warm up

معنی warm up در دیکشنری تخصصی

[فوتبال] گرم کردن
[کامپیوتر] زمان آماده شدن

معنی کلمه warm up به انگلیسی

warm up
• do exercises in preparation for a sporting event (sports); prepare, get ready; cause to be excited or animated; make warmer
• a warm-up is preparation that athletes do just before a sporting event such as a race, for example by exercising or practising.
warm up band
• group which appears in a concert before the main group appears
warm up show
• performance given in order to prepare an audience for the main performance of the evening

warm up را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

محمد
سرگرم کردن
He warmed up the audience by telling them a few jokes.
محمد خ1
گرم شدن با کسی
Linda
آشنا شدن
عادت کردن
Ariana
گرم کردن قبل از بازی یا ورزش
رامین
از قبل آماده شدن
آسا
Warm up to somebody/something
معادل
To being to like/enjoy somebody/ or something
حال کردن با چیزی یا با کسی
سیدمحسن پورحسینی
سرگرم شدن در مهمانی
حانیه
اماده شدن برای شروع کاری یا قبل از اون

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی warm up
کلمه : warm up
املای فارسی : وارم آاپ
اشتباه تایپی : صشقئ عح
عکس warm up : در گوگل

آیا معنی warm up مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )