برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
94 1327 100 1

wash out

/ˈwɑːʃˈaʊt/ /wɒʃaʊt/

معنی: زیان، از پا در اوردن، کثافات را پاک کردن، از بین بردن، شستشو کردن
معانی دیگر: (خودمانی) 1- (از برنامه ی ورزشی یا آموزشی و غیره) حذف شدن، کناره گرفتن 2- مردود کردن، رد کردن، (از تیم و غیره) حذف کردن، محو کردن، ضرر، شکست، مردود

واژه wash out در جمله های نمونه

1. It was my job to wash out the fish tank.
[ترجمه ترگمان]وظیفه من بود که مخزن ماهی‌ها رو بشورم
[ترجمه گوگل]شغل من این بود که ماهی مخزن را بشورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. With permanent tints, the result won't wash out.
[ترجمه ترگمان]با tints دائمی، نتیجه نمی‌شود
[ترجمه گوگل]با رنگ های دائمی، نتیجه شسته نمی شود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Do you think these stains will wash out?
[ترجمه ترگمان]آیا فکر می‌کنید این لکه‌ها از بین خواهند رفت؟
[ترجمه گوگل]آیا فکر می کنید این لکه ها از بین می روند؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I can't wash out the memory of the past.
[ترجمه ترگمان]من نمی‌تونم خاطره گذشته رو از بین ببرم
[ترجمه گوگل]من نمی توانم حافظه گذشته را بشورم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. A sem ...

مترادف wash out

زیان (اسم)
loss , evil , forfeiture , hurt , damage , ill , harm , wash out , drawback , disadvantage , disservice , detriment , incommodity , forfeit , scathe
از پا در اوردن (فعل)
wash out , fag , wear down , kayo , knockout
کثافات را پاک کردن (فعل)
wash out
از بین بردن (فعل)
destroy , spoil , annihilate , eradicate , put down , swoop , wash out , liquidate , liquidize , depredate , extirpate
شستشو کردن (فعل)
bath , tub , wash out , bathe , lave

معنی wash out در دیکشنری تخصصی

wash out
[نساجی] شستشوکردن - پاک کردن با آب - از بین بردن - محو کردن

wash out را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سید محمود حسینی
کنسل کردن مسابقه یا اتفاقی براثر باران شدید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wash out
کلمه : wash out
املای فارسی : واش آوت
اشتباه تایپی : صشسا خعف
عکس wash out : در گوگل

آیا معنی wash out مناسب بود ؟           ( امتیاز : 94% )