برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1218 100 1

watch chain

/ˈwɑːtʃˈtʃeɪn/ /wɒtʃtʃeɪn/

(ساعت جیبی) زنجیر، بند

واژه watch chain در جمله های نمونه

1. We dined among men with heavy watch chains and heavier bellies.
[ترجمه ترگمان]در میان مردانی با زنجیره‌ای سنگین و شکم‌های سنگین شام خوردیم
[ترجمه گوگل]ما در میان مردان با زنجیرهای زنجیری سنگین و سنگ های سنگین تر غذا خوردیم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. He wore a tarnished gold watch chain across his waistcoat.
[ترجمه ترگمان]زنجیر طلای tarnished بر جلیقه‌اش آویخته بود
[ترجمه گوگل]او زنجیری طلای زرق و برق دار طلای خود را پوشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. He felt a twitch at his watch chain.
[ترجمه ترگمان]به زنجیر ساعتش دست کشید
[ترجمه گوگل]او در زنجیرهای تماشاش زجر کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. His suit was of excellent cloth, with a watch chain and cravat in the continental style.
[ترجمه ترگمان]کت و شلوارش بسیار عالی بود، با زنجیر ساعت و کراوات به سبک قاره‌ای
[ترجمه گوگل]کت و شلوار او از پارچه های عالی، با زنجیرهای تماشا و خزنده در سبک قاره بود
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه watch chain به انگلیسی

watch chain
• type of chain to which a miniature clock is attached

watch chain را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی watch chain
کلمه : watch chain
املای فارسی : واتچ چین
اشتباه تایپی : صشفزا زاشهد
عکس watch chain : در گوگل

آیا معنی watch chain مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )