انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 992 100 1

waxing

تلفظ waxing
تلفظ waxing به آمریکایی/ˈwæksɪŋ/ تلفظ waxing به انگلیسی/ˈwæksɪŋ/

معنی: موم مالی، صفحه ضبط صوت

واژه waxing در جمله های نمونه

1. waxing crescent
ترجمه هلال ماه رو به افزایش،مهداس فزایند (ماه در شب‌های بعد از ماه نو)

2. I recall Rosie waxing lyrical about the flatness of his stomach.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به یاد می‌آورم که روزی روزی بود که رزی را در معده‌اش سبک‌سنگین می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به یاد می آورم که روسی در مورد مسطح بودن معده اش چسبیده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Waxing your car will help protect against rust.
ترجمه کاربر [ترجمه رئوف] پاليش كردن ماشين شما از زنگ آن محافظت ميكند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اتومبیل تان به محافظت در برابر زنگ خطر کمک خواهد کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مواجه شدن با ماشین شما به حفاظت در مقابل زنگ کمک خواهد کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. As for the remedies - try waxing, bleaching and shaving.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد روش‌های درمانی - اصلاح و اصلاح با اصلاح، سفید کردن و اصلاح کردن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]همانطور که برای راه حل ها - سعی کنید اپیلاسیون، سفید کردن و اصلاح
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Historical Romances continued to appear throughout the century, waxing and waning in numbers and popularity as public taste dictated.
ترجمه کاربر [ترجمه مرتضی] پیدایش رمانهای تاریخی ،رشد و زوال آن ها در تعداد و محبوبیت در راستای (جبر) سلیقه عمومی مردم در طول این قرن ادامه یافت
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آثار تاریخی در سراسر قرن حاضر به نظر می‌رسید، و در تعداد و محبوبیت به عنوان ذوق عمومی رو به زوال می‌رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رومانسهای تاریخی همچنان در طول قرن بیستم ظاهر می شوند و در تعداد و محبوبیت به عنوان صدای عمومی دیکته شده اند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. Hale-Bopp and the waxing crescent will be easily visible in the Western sky after sunset Thursday and Friday.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هیل - Bopp و هلال انباشته به راحتی در آسمان غرب پس از غروب آفتاب و جمعه قابل‌مشاهده خواهند بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Hale-Bopp و هلال احمق در آسمان غربی پس از غروب خورشید در پنجشنبه و جمعه به راحتی قابل مشاهده خواهند بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. After years of regular waxing, the hair follicles may give up the unequal struggle and not grow back.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پس از سال‌ها انباشته شدن منظم، کیسه‌های ترشحی مو ممکن است مبارزه نابرابر را رها کنند و رشد نکنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از سال ها عادت دادن مو، فولیکول های مو ممکن است مبارزه عادلانه را کنار بگذارند و رشد نکنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Before waxing lyrical about types of communication we need firstly to appreciate the uniqueness of the hotel environment.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]قبل از این که در مورد انواع ارتباط حرف بزنید، ابتدا باید از یگانگی محیط هتل قدردانی کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قبل از اینکه در مورد انواع ارتباطات وحشیانه صحبت کنیم، ابتدا لازم است که منحصر به فرد بودن محیط هتل را درک کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. For home waxing, Immac Warm Wax, £ 9 whisks away hair with minimum fuss.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برای اصلاح در خانه، Immac گرم موم، ۹ پوند مو با حداقل سر و صدا، مو را کنار بگذارید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اپیلاسیون خانگی، موم Immac Warm، 9 پوند، موهایتان را با حداقل سر و صدا دور می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Waxing is a very laborious process and the wood will require re-waxing at regular intervals.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Waxing یک فرآیند بسیار دشوار است و چوب نیاز به اصلاح مجدد در فواصل زمانی منظم دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اپیلاسیون یک فرآیند بسیار دشوار است و چوب به فواصل منظم نیاز دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Price-sensitivity is waxing and brand-loyalty waning.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]حساسیت رو به افزایش است و وفاداری به برند رو به کاهش است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]حساسیت قیمت و مواجه شدن با وفاداری برند است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. You're waxing lyrical about the M25 and the hopelessness of building more roads.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در مورد the و ناامیدی ساختن جاده‌های بیشتر، مدیحه‌سرایی می‌کردی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما در مورد M25 و ناامیدی برای ساختن جاده های بیشتر در حال صحبت کردن هستید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Added to this was the waxing of the fuselage interior to protect it from corrosion in the future.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]علاوه بر این، برای محافظت از آن در برابر خوردگی در آینده، بدنه بدنه بدنه هواپیما مورد توجه قرار گرفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به این وسیله اضافه شده بود که مواجهه داخلی بدنه برای محافظت از خوردگی در آینده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Brushlelss gum and waxing operation, some companies have used rubber brush automatically.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]برخی از شرکت‌ها به طور خودکار از برس پلاستیکی استفاده می‌کنند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]عمل جراحی برسلسلیس و برخی از شرکت ها به طور خودکار از برس لاستیک استفاده می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف waxing

موم مالی (اسم)
waxing
صفحه ضبط صوت (اسم)
waxing

معنی waxing در دیکشنری تخصصی

[سینما] موم زدن - موم مالی - موم مالی (بر لبه فیلم )
[نساجی] اضافه کردن واکس به نخ
[نساجی] تکمیل مومی - عمل تکمیلی که به پارچه های پنبه ای شفافیت می دهد
[نساجی] ماششین موم زنی -ماشین اضافه کننده واکس
[نساجی] چاپ مومی
[نساجی] بر طرف نمودن واکس وچربی از کالای نساجی
[زمین شناسی] شیب کوژ - بخش بالای یک سطح دامنه دره که تمایل به محدب شدن دارد توسط گرد شدن بلافاصله بالای یک پرتگاه و دارای زاویه ای است که بطور پیوسته به سمت پایین شیب، با ساییده شدن قهقرایی دامنه دره، افزایش می یابد. (وود 1942). متضاد: waning slope . مترادف: convex slope..

معنی کلمه waxing به انگلیسی

waxing
• application of wax on a surface; method of hair removal by applying wax to the body and then pulling it off with the hairs; gradual increase in size or strength or extent; manufacturing of a phonograph record
• of or pertaining to the period when becoming full, of or pertainging to the time during which the mood increases in size, of or pertaining to the period ruing which becoming larger (of the moon)

waxing را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی waxing

ebitaheri@gmail.com ٠٠:١٩ - ١٣٩٧/٠٤/٠٦
موم‌زَنی ، موم‌اندازی

واکس‌زنی
|

ن-رحيميان ٠٥:٢٧ - ١٣٩٧/٠٤/٠٨
واكس كاري - واكس زدن
( واكس يا كاكس زدن سالهاست در ادبيات پارسي بكار ميرود و واژه است كه در مكالمات روزمره نا اشنا نيست )
|

دانش ١٠:٥٣ - ١٣٩٨/٠٢/٢٣
در اختر شناسی زمانی که ماه رو به بدر شدن میرود
|

پیشنهاد شما درباره معنی waxing



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

صادق > برسلان
Dokhtare koli > Ladder
محمد قلی پور > it's not as if
> Ski poles
مصطفی لطفی > تولوا
مهیار تفوق > bioflocculation
DASY > caption
محمد ثابتی > boyka

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی waxing
کلمه : waxing
املای فارسی : وخینگ
اشتباه تایپی : صشطهدل
عکس waxing : در گوگل


آیا معنی waxing مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )