برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1188 100 1

weekday

/ˈwiːkˌde/ /ˈwiːkdeɪ/

معنی: روز هفته
معانی دیگر: وابسته به روزهای هفته (یا روزهای کار)، روز هفته (به جز یکشنبه یا روزهای تعطیل)، روز کار

بررسی کلمه weekday

اسم ( noun )
(1) تعریف: any day of the week other than Sunday.

(2) تعریف: any day of the week except those of the weekend.

واژه weekday در جمله های نمونه

1. weekday hours: 8 a. m. to 5 p. m. ; weekend hours: 2 to 5 p. m.
ساعات کار در روزهای هفته: 8 صبح تا 5 بعدازظهر،ساعات کار در شنبه و یکشنبه: 2 تا 5 بعدازظهر

2. Millions of viewers tune in every weekday for 'News at Night'.
[ترجمه ترگمان]میلیون ها نفر از بینندگان در هر هفته هفته برای اخبار به اخبار گوش می‌دهند
[ترجمه گوگل]میلیون ها تماشاگر در هر روز هفته برای 'اخبار در شب' تنظیم می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. The show will be broadcast every weekday morning between 9 and
[ترجمه ترگمان]این برنامه هر روز صبح بین ساعت ۹ و ۹ پخش خواهد شد
[ترجمه گوگل]این نمایش هر روز صبح روزانه بین 9 تا 15 دقیقه پخش خواهد شد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. I'm willing to help on any weekday, but I'm afraid my weekends are sacrosanct.
[ترجمه ترگمان]من حاضرم در هر روز هفته به هر کاری کمک کنم، اما متاسفانه تعطیلات من مقدس است
[ترجمه گوگل]من مایلم در هر روز هفته کمک کنم، اما من می ترسم آخر هفته های من مقدس بمانند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

مترادف weekday

روز هفته (اسم)
weekday

معنی کلمه weekday به انگلیسی

weekday
• any day of the week except saturday and sunday
• a weekday is any day of the week except saturday and sunday.

weekday را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

فرهاد محمودی
همه روزها به جز شنبه و یکشنبه
فاطمه
iwork all week days from saturday to wednes day

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی weekday
کلمه : weekday
املای فارسی : ویکدی
اشتباه تایپی : صثثنیشغ
عکس weekday : در گوگل

آیا معنی weekday مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )