برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1334 100 1

weep

/ˈwiːp/ /wiːp/

معنی: نم، گریستن، اشک ریختن، گریه کردن
معانی دیگر: پرژک، قطره های آب (روی چیزی جمع شدن)، (شیشه ی پنجره و غیره) عرق کردن، (زخم یا گیاه و غیره) آب پس دادن، لیچ افتادن، تراویدن، (با: for) سوگواری کردن (برای)، گریه و زاری کردن، (معمولا جمع) اشک ریزی (شدید)، فوران اشک، تراوش، عرق، ریزش

بررسی کلمه weep

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: weeps, weeping, wept
(1) تعریف: to show strong emotions, such as joy or grief, by shedding tears; cry.
مترادف: cry
مشابه: bawl, blubber, boohoo, snivel, sob, tear, whimper

(2) تعریف: to let fall liquid in drops; ooze.
مترادف: ooze
مشابه: dribble, drip, seep, sweat, trickle

- The old pine trunks are weeping.
[ترجمه ترگمان] تنه‌های کاج کهنه گریه می‌کنند
[ترجمه گوگل] تنه های کاج قدیمی گریه می کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive verb )
(1) تعریف: to cry or mourn for (someone or something).
مترادف: lament, mourn
مشابه: bemoan, bewail, regret

(2) تعریف: to let fall (any liquid) in drops.
مشابه: drip, ooze, sweat

- The tree weeps resin.
[ترجمه ترگمان] درخت به رزین گریه می‌کند
[ترجمه گوگل] درخت گرانبها را میپوشاند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

...

واژه weep در جمله های نمونه

1. weep one's heart out
از ته دل گریه و زاری کردن

2. cold pipes weep in hot weather
در هوای گرم لوله‌های سرد عرق می‌کنند.

3. laugh and the world will laugh with you; weep and you weep alone
خنده کن و دنیا با تو می‌خندد،گریه کن و هیچ کس با تو گریه نمی‌کند (مردم در شادی تو شریک می‌شوند ولی در هنگام غم تو را تنهامی‌گذارند)

4. Laugh, and the world laughs with you; weep, and you weep alone.
[ترجمه ترگمان]بخند، و دنیا با تو می‌خندد، گریه می‌کنی، و تنها گریه می‌کنی
[ترجمه گوگل]خنده، و جهان با شما خندید گریه کن، و تنها گریه کن
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Weep no more, no sigh, nor groan. Sorrow calls no time that's gone .
[ترجمه ترگمان]گریه و زاری و ناله و زاری و ناله و زاری و ناله و زاری و ناله و زاری و ناله و زاری و ناله و زاری و ناله و ناله و ناله غم و اندوه وقتی نیست که از بین برود
[ترجمه گوگل]نه بیشتر گریه کنید، نه آه و نه غم و اندوه غم و اندوه به زمان نیاز ندارد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. We should weep for men at their birth and not a t their death.
[ترجمه ترگمان]ما باید برای مردان در زمان ...

مترادف weep

نم (اسم)
weep , moisture , humidity , dampness
گریستن (فعل)
weep
اشک ریختن (فعل)
weep
گریه کردن (فعل)
give , cry , sob , bemoan , weep , mourn

معنی عبارات مرتبط با weep به فارسی

از ته دل گریه و زاری کردن

معنی weep در دیکشنری تخصصی

weep
[عمران و معماری] تراوش
[زمین شناسی] تراوش
[عمران و معماری] سوراخاب - سوراخ زهکش - روزن زهکش - سوراخ عبور آب در دیوار - لوله جداری - آبروی تراوشگری - آبروی دیوار - راه آب در دیوار - سوراخ تراوش - مجرای آبرو - مجرای زهکشی - روزن زهکشی
[زمین شناسی] سوراخاب- سوراخ زهکش-روزن زهکش-سوراخ عبور آب در دیوار- لوله جداری-آبروی تراوشگر- آبروی دیوار-راه آب
[آب و خاک] سوراخ آب

معنی کلمه weep به انگلیسی

weep
• cry; fit of crying
• cry; shed tears; mourn with tears; exude liquid, drip (as with sweat)
• when someone weeps, they produce tears from their eyes because they are unhappy or hurt; a literary word. verb here but can also be used as a singular noun. e.g. they had a little weep together.
weep on sad fate
• cry over one's destiny

weep را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Farnaz
Cry for a long time
میلاد علی پور
به گریه افتادن

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی weep
کلمه : weep
املای فارسی : ویپ
اشتباه تایپی : صثثح
عکس weep : در گوگل

آیا معنی weep مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )