برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1278 100 1

well made

/wɛl meɪd/ /wɛl meɪd/

خوب ساخته شده، خوش ساخت، خوب و پردوام

بررسی کلمه well made

صفت ( adjective )
(1) تعریف: made with care and skill; strongly built; well-proportioned.
متضاد: shoddy

- This oak cabinet is well-made.
[ترجمه ترگمان] این کمد چوب بلوط خوب ساخته‌شده
[ترجمه گوگل] این کابین بلوط به خوبی ساخته شده است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
- I need some well-made shoes for this job.
[ترجمه ترگمان] من برای این کار به چند کفش خوب نیاز دارم
[ترجمه گوگل] برای این کار نیاز به یک کفش خوب برای کفش دارم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: carefully and skillfully constructed, sometimes in a contrived way.

- a well-made play
[ترجمه ترگمان] نمایشنامه‌ای که به خوبی ساخته شده‌باشد
[ترجمه گوگل] یک بازی خوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه well made در جمله های نمونه

1. a well-made chair
یک صندلی خوش ساخت

2. a well-made product
کالای خوش ساخت

well made را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

حامد بازیاد
خوش قواره (برای لباس)
مهدی صباغ
با کیفیت
کالای دارای جنس عالی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی well made
کلمه : well made
املای فارسی : ول ماده
اشتباه تایپی : صثمم ئشیث
عکس well made : در گوگل

آیا معنی well made مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )