انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1066 100 1

wet blanket

تلفظ wet blanket
تلفظ wet blanket به آمریکایی/ˈwetˈblæŋkət/ تلفظ wet blanket به انگلیسی/wetˈblæŋkɪt/

معنی: مایه یاس، نا امید کردن
معانی دیگر: پتوی خیس (که برای خاموش کردن آتش به کار می رود)، پتوی خیسی که برای خاموش کردن اتش بکار رود

بررسی کلمه wet blanket

اسم ( noun )
• : تعریف: a person who lessens the enthusiasm of others or has a discouraging or depressing effect on others.

واژه wet blanket در جمله های نمونه

1. He was such a wet blanket at the party that they never invited him again.
ترجمه کاربر [ترجمه مهسا] او به قدرى در مهماني ضدحال بود كه آنها ديگر او را به مهماني هايشان دعوت نكردند.
|

ترجمه کاربر [ترجمه علیرضا] او به قدری در مهمانی دپرس بود که دیگر هیچوقت آهنها دعوتش نکردند.
|

ترجمه کاربر [ترجمه بینام] او به اندازه ای در جشن ضدحال بود که کسی دیگه اونو هیچوقت دعوت نکرد
|

ترجمه کاربر [ترجمه K.M] او به قدری در مهمانی ضد حال بود که انها دیگر هیچوقت او را دعوت نکردند
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او چنان پتوی خیس به تن کرده بود که دیگر او را دعوت نکرده بودند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او در این حزب چنین پتو مرطوب بود که هرگز او را دعوت نکرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. But there was no large wet blanket to be had.
ترجمه کاربر [ترجمه مهسا] اما هيچ پتو مرطوب بزرگي وجود نداشت.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما پتوی خیس بزرگی وجود نداشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما هیچ پتو مرطوب زیادی وجود نداشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. Why be a wet blanket now?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]چرا الان یه پتوی خیس باشه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]چرا پتو مرطوب در حال حاضر وجود دارد؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. Morose Michell wins the wet blanket award.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]morose Michell برنده جایزه پتوی مرطوب شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]موروشی میچل جایزه مرطوب را به دست می آورد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. The morose Mitchells wins the wet blanket award.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Mitchells کج‌خلق جایزه پتوی مرطوب را کسب کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خندق میچلز برنده جایزه خیاطی مرطوب می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. The bullets thumped into the wet blanket in front of me, making it jump like there was a bear inside.
ترجمه کاربر [ترجمه مهسا] گلوله در جلوي من به پتوي مرطوب برخورد كرد و باعث شد بپرد، انگار كه درونش خرسي بوده!
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گلوله‌ها به پتوی خیس در جلوی من کوبیده می‌شدند و باعث می‌شد مثل یک خرس از داخل بپرم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گلوله در جلوی من به پتو مرطوب پرتاب شد، و آن را پرش مانند یک خرس در داخل وجود دارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They thought he was a middle aged wet blanket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها فکر می‌کردند که او یک پتوی خیس میان سال است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها فکر کردند او یک پتو مرطوب میانه ای است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. The forecast of rain cast a wet blanket over our picnic plan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیش‌بینی باران یک پتوی مرطوب را روی برنامه پیک‌نیک ما ریخته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیش بینی باران یک پتو مرطوب بر روی طرح پیک نیک ما انجام داده است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Don't throw a wet blanket on other at random.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به طور اتفاقی یک پتوی خیس را به طرف دیگر پرت نکن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک پتو مرطوب را به صورت تصادفی بریزید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Then they covered the fire with a wet blanket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد با پتوی خیس آتش را پوشاندند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سپس آنها آتش را با یک پتو مرطوب پوشانده بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I know John's a wet blanket.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]می‌دانم جان یک پتوی خیس است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من جان را پتو مرطوب می دانم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. The weatherman threw a wet blanket on our picnic plan when he forecast rain.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هواشناس، هنگامی که پیش‌بینی باران را پیش‌بینی می‌کرد، یک پتوی مرطوب روی برنامه پیک‌نیک ما انداخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]وقتی آب باران پیش بینی می شود باران، آب و هوای یک پتو مرطوب را در طرح پیک نیک ما پرتاب می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Dorothy always acts like a wet blanket at our parties.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در وتی همیشه مثل یک پتوی خیس در مهمانی‌های ما عمل می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Dorothy همیشه مثل یک پتو مرطوب در احزاب ما عمل می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Jack is such a wet blanket.
ترجمه کاربر [ترجمه مهسا] جك يك ضدحال است.
|

ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] جک یه پتوی خیس - ه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]جک چنین پتو مرطوب است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He was a wet blanket after he lost the race.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بعد از اینکه مسابقه رو از دست داد یه پتوی خیس بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از اینکه مسابقه را از دست داد، یک پتو مرطوب بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف wet blanket

مایه یاس (اسم)
wet blanket
نا امید کردن (فعل)
frustrate , disappoint , wet blanket

معنی کلمه wet blanket به انگلیسی

wet blanket
• one who exudes depression or sadness, one who dampens a light or happy atmosphere; killjoy
• if you call someone a wet blanket, you mean that they refuse to join in an activity with other people or that they behave in a way that stops other people enjoying themselves; an informal expression.

wet blanket را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

زهرا دولت دوست ١٦:٢٧ - ١٣٩٧/٠٢/١٥
ضدحال
|

مهسا ٠٩:٠٥ - ١٣٩٧/٠٥/٢٥
ضد حال
|

rojin ١٣:٥٤ - ١٣٩٧/٠٧/٠٥
ضد حال
|

ابوذر محمدپور ١٧:٢٧ - ١٣٩٨/٠١/٠٩
آدم ضد حال
|

سحر ١٢:٤٧ - ١٣٩٨/٠٤/١١
ضدحال بودن
|

محمدرسول ٠٨:١٦ - ١٣٩٨/٠٦/١٦
آیه یاس
|

Sina ١٤:٠٦ - ١٣٩٨/٠٧/١٢
وصله ی ناجور
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

F > little
T_T > collect
A.M.R > School Things
فهیمه > لنیا
pardis choopani > eaten alive
مینا > it has always been you
آوین > آرن
فهیمه > لنا

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

توضیحات دیگر

معنی wet blanket
کلمه : wet blanket
املای فارسی : وت بلنکت
اشتباه تایپی : صثف ذمشدنثف
عکس wet blanket : در گوگل


آیا معنی wet blanket مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )