انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 890 100 1

واژه whistling در جمله های نمونه

1. cold blasts whistling about our ears
ترجمه باد سردی که در گوش‌هایمان سوت می‌زد

2. the merry whistling of the schoolboys
ترجمه سوت زدن شاد بچه مدرسه‌ای‌ها

3. the train entered the station whistling
ترجمه ترن سوت زنان وارد ایستگاه شد.

4. the customers showed their discontent by whistling
ترجمه مشتریان با سوت کشیدن ناخرسندی خود را نشان دادند.

5. to psych up his opponent, he kept whistling
ترجمه برای خراب کردن روحیه‌ی طرف مرتبا سوت می‌زد.

6. He was whistling softly to himself.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آهسته سوت می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او به آرامی با خود می سوزاند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. Peter swept into the room, whistling.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیتر سوت زنان وارد اتاق شد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پیتر در اتاق سوت زد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. He marched off, whistling a merry tune.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]در حالی که سوت می‌زد، از اتاق بیرون رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او راه می رفت، صدای شادی را می شنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. You've been whistling that same tune all morning. Knock it off, will you?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تمام صبح همان آهنگ را سوت می‌زدی بس کن، می شه؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما همگی صبح زنگ زده بودید آن را خاموش کن، آیا؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. The birds were whistling in the early morning quiet.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پرندگان در صبح زود سوت می‌زدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]پرندگان در اوایل صبح ساکت بودند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Someone was whistling Beatles tunes outside my window.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] یه نفر آهنگ \"بی\" ها رو بیرون پنجره من سوت می‌زد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]کسی که آهنگ های بیاتل را در بیرون پنجره من سوت زده بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. I wish you'd leave off whistling like that.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ای کاش اینطوری سوت می‌زدی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آرزو می کنم که سوت بزنید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Men are always whistling at Heidi on the street.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]مردا همیشه تو خیابون \"هایدی\" سوت میزنن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مردان همیشه در خیابان هایدی سوت می زنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. Stop whistling! It's/You're getting on my nerves!
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوت نزن تو داری روی اعصابم راه میری
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]سوت زدن را متوقف کن! این / شما اعصاب من!
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی عبارات مرتبط با whistling به فارسی

(جانور شناسی) قوی سوتی (قوی درشت اندام و سپید بومی امریکای شمالی: olor columbianus)

whistling را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی whistling

ebitaheri@gmail.com ١١:٠٦ - ١٣٩٧/١١/١٥
در حال سوت زدن ، سوت‌زَنان ، سفیرکِشان
|

پیشنهاد شما درباره معنی whistling



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کوشاترین کاربران در یک هفته گذشته

پرگفتگوترین واژگان در یک هفته گذشته

کوشاترین کاربران

پرگفتگوترین واژگان

توضیحات دیگر

معنی whistling
کلمه : whistling
املای فارسی : وهیستلینگ
اشتباه تایپی : صاهسفمهدل
عکس whistling : در گوگل


آیا معنی whistling مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )