برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
98 1288 100 1

whiz

/ˈwɪz/ /wɪz/

معنی: صدای غژ، صدای تیز و تند، غژغژ کردن، مثل فرفره چرخیدن
معانی دیگر: فش فش

بررسی کلمه whiz

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: whizzes, whizzing, whizzed
(1) تعریف: to make a buzzing or hissing sound by, or as if by, flying swiftly through the air.
مشابه: buzz

(2) تعریف: to fly or rush past with such a sound.
فعل گذرا ( transitive verb )
• : تعریف: to cause to move with a buzzing or hissing sound; throw or speed (an object).
اسم ( noun )
حالات: whizzes
مشتقات: whizzingly (adv.)
(1) تعریف: a buzzing or hissing sound made by a rapidly moving or flying object.
مشابه: buzz, zip

(2) تعریف: a rapid movement that causes such a sound.
مشابه: romp

(3) تعریف: (informal) one who has exceptional skill or comprehension in a specified activity or subject.
متضاد: dud, duffer
مشابه: ace, adept, expert, mastermind, natural, phenomenon, wizard

- She's a whiz at chemistry.
[ترجمه ترگمان] اون تو شیمی دان هست
[ترجمه گوگل] او شبیه به شیمی است
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

واژه whiz در جمله های نمونه

1. a whiz at football
خدای فوتبال

2. a whiz of a car!
یک اتومبیل معرکه‌!

3. the constant whiz of passing cars
(صدای) غژ غژ دایم اتومبیل‌های درحال عبور

4. Gee whiz, they carried on and on, they loved the evening.
[ترجمه ترگمان]Gee که ادامه می‌دادند، شب را دوست می‌داشتند
[ترجمه گوگل]عجله نکنید، آنها در طول روز انجام می دادند و عاشق می شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

5. Scuse the errors - will whiz this off and put in for 0800 lift tomorrow.
[ترجمه ترگمان]تصحیح خطاها، این کار را خاموش کرده و فردا برای lift ۰۸۰۰ انجام خواهد داد
[ترجمه گوگل]خطاهای را از بین ببرید - این کار را بیهوده و فردا برای 0800 بلند کنید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

6. But gee whiz, there are other schools in town equally deserving of coverage.
[ترجمه ترگمان]اما gee، مدارس دیگری هم در شهر هستند که به همین اندازه مستحق پوشش هستند
[ترجمه گوگل]اما شوخ طبعی، مدارس دیگری در شهر وجود دارد که به همان اندازه مستحق پوشش هستند
[ترجمه شما] ترجمه ...

مترادف whiz

صدای غژ (اسم)
whiz , ping
صدای تیز و تند (اسم)
whiz
غژغژ کردن (فعل)
whir , creak , whiz , whirr , whizz
مثل فرفره چرخیدن (فعل)
purl , whiz

معنی عبارات مرتبط با whiz به فارسی

(قدیمی) خمپاره یا گلوله ی توپ سریع الانفجار، ترقه ی پر صدا
(با سرعت و صدای ویز ویز) رد شدن، غژغژکنان گذشتن، غژغژ کردن، ویز ویز، وژ وژ، زر زر، صدای ((زز)) (در اثر سرعت)، (امریکا - خودمانی) معرکه، عالی، زبل، ماهر، زبردست، (به ویژه با چرخاندن) به ویژ ویژ آوردن، (سریع) چرخاندن
(معمولا توسط بچه ها ادا می شود) عجب !، نه بابا!، برو ببینم !

معنی کلمه whiz به انگلیسی

whiz
• hissing sound of friction, whistle; fast movement that creates a whizzing sound; genius or expert (informal)
• whistle, buzz, hum; pass with a whistle, pass quickly; (vulgar slang) piss, urinate
whiz kid
• bright child, young genius, gifted child
gee whiz
• geez! , wow! (cry of wonder or surprise)

whiz را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علی افراسیابی
به معنی یک شخص با استعداد ، نابغه ، برای مثال :
a young blind whiz
یه جوان نابینای نابغه
میثم علیزاده
● به سرعت و عین فرفره رد شدن یا رفتن( معمولا ما در فارسی هم صدای چنین حرکت سریعی رو با " ویز" بیان میکنیم)
● ادرار کردن
● خبره در یک زمینه یا حرفه
امیر بهروان
آدم نابغه و باهوش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی whiz
کلمه : whiz
املای فارسی : وهیز
اشتباه تایپی : صاهظ
عکس whiz : در گوگل

آیا معنی whiz مناسب بود ؟           ( امتیاز : 98% )