انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 1076 100 1

wholeness

تلفظ wholeness
تلفظ wholeness به آمریکایی/hoʊl/ تلفظ wholeness به انگلیسی/həʊl/

تمامی، درستی، تمامیت

واژه wholeness در جمله های نمونه

1. The wholeness of Geertz's cultural reading of the Balinese is achieved only by omission and suppression.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]کلیت مطالعه فرهنگی Balinese فقط با حذف و سرکوب حاصل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمامیت خواندن فرهنگی گریتز از بالیه تنها با بی توجهی و سرکوب به دست می آید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. In seeking to promote the realization and wholeness of human nature, we attempt to correct our early unsatisfactory experiences.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ما در تلاش برای ترویج درک و تمامیت طبیعت انسان، سعی می‌کنیم تجربه‌های early unsatisfactory را اصلاح کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در تلاش برای ترویج تحقق و انسجام طبیعت انسانی، ما تلاش می کنیم تا تجربیات اولیه خود را بدون رضایت بخشد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. The subject will never reach the wholeness it seeks by deferring its desire through Symbolic signifying chains.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]سوژه هرگز به عظمت دست نخواهد یافت که به دنبال به تعویق انداختن میل خود از طریق زنجیره نمادین است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این موضوع هرگز با رسیدن به آرزویش از طریق زنجیره های نمادین نمادین هرگز به یکپارچگی نمی رسد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. This gives continuity and wholeness to the life of faith which are indispensable to its growth and maturity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این امر تداوم و تمامیت را به زندگی ایمان می‌دهد که برای رشد و بلوغ آن ضروری هستند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این به تداوم و انسجام زندگی ایمان است که برای رشد و بلوغ آن ضروری است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Human body is an organic wholeness in constant movement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بدن انسان یک کلیت آلی در حرکت ثابت است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدن انسان یک حرکت ارگانیک است
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. It completes us, giving us the wholeness we need to navigate safely through life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این کار ما را کامل می‌کند و به ما عظمت را می‌دهد که باید از طریق زندگی به طور ایمن حرکت کنیم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این ما را تکمیل می کند، به ما یکپارچگی می دهد که ما باید از طریق زندگی ایمن حرکت کنیم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. They must be reborn into wholeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها باید به طور کامل دوباره متولد شوند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها باید به یکپارچگی دوباره متولد شوند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. That wholeness has nothing to do with missing and everything to do with spirit.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]این جامعیت هیچ ربطی به گم شدن ندارد و همه چیز را با روح انجام می‌دهد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]این یکپارچگی هیچ ارتباطی با فقدان و همه چیز با روح ندارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Pens perceives many personalities as lacking wholeness, as being fragmented.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Pens شخصیت بسیاری را به عنوان عدم جامعیت درک می‌کند، مثل تکه‌تکه شدن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]قلمها بسیاری از شخصیت ها را به عنوان فاقد یکپارچگی در نظر می گیرند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. What was gained in fusion was a sense of wholeness more pleasurable than the feelings of fragmentation that preceded it.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آنچه در ترکیب به دست آمد حس جامعیت بیشتر از احساس fragmentation بود که قبل از آن وجود داشت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنچه که در همجوشی به دست آمد، احساس یکپارچگی بیشتر لذت بخش بود از احساسات تقسیم شده که پیش از آن بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. I truly believe that there was a unification there, a representation of the wholeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من واقعا معتقدم که یک وحدت در آنجا وجود دارد، نمایش عظمت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من واقعا بر این باورم که یکپارچگی وجود دارد، نمایندگی از یکپارچگی
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Being defined in terms of tension or paradox, ambiguity's potential diversity was restored to some sort of unitary wholeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بودن در شرایط تنش یا تناقض، تنوع بالقوه و ابهام می‌تواند به نوعی کلیت واحد تبدیل شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]با توجه به تنش یا پارادوکس تعریف شده، تنوع بالقوه ابهام به نوعی یکپارچگی واحد تبدیل شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. That's why people listen to music or look at paintings. To get in touch with that wholeness. Corita Kent
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]به همین دلیل است که مردم به موسیقی گوش می‌دهند یا به نقاشی نگاه می‌کنند برای اینکه با آن عظمت برخورد کنیم Corita کنت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]به همین دلیل مردم به موسیقی گوش می دهند یا به نقاشی ها نگاه می کنند برای ارتباط با آن یکپارچگی کورتای کنت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. The me directs these chains in keeping with its desire to maintain the illusion of wholeness and continuity.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من این زنجیره‌ها را با توجه به تمایل خود برای حفظ تجسم تمامیت و تداوم، هدایت می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من این زنجیرها را با توجه به تمایل خود برای حفظ توهم کامل بودن و تداوم هدایت می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. Plans are made as a whole and the analysis of failed innovations places particular emphasis on wholeness.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]طرح‌ها به عنوان یک کل ساخته می‌شوند و تجزیه و تحلیل ابتکارات ناموفق، تاکید خاص بر تمامیت دارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برنامه ها به طور کلی ساخته می شود و تجزیه و تحلیل نوآوری های شکست خورده، تأکید ویژه ای بر یکپارچگی می گذارد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

معنی کلمه wholeness به انگلیسی

wholeness
• state of being whole or unbroken; healthiness; soundness
• wholeness is the quality of being complete or a single unit and not divided into parts; a literary word.

wholeness را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wholeness
کلمه : wholeness
املای فارسی : وهلنس
اشتباه تایپی : صاخمثدثسس
عکس wholeness : در گوگل


آیا معنی wholeness مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )