برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1334 100 1

will

/wɪl/ /wɪl/

معنی: میل، ارزو، نیت، اراده، قصد، خواهش، خواست، وصیتنامه، مشیت، وصیت، اراده کردن، فعل کمکی'خواهم'، خواستاربودن، میل کردن، وصیت کردن، خواستن
معانی دیگر: تصمیم، عزم، اشتیاق، علاقه، رغبت، یازش، یازه، خواسته، تمایل، کام، خواستنامه، عزم کردن، تصمیم گرفتن، مصمم شدن، خواستار شدن، بخشیدن، خواستنامه نوشتن، مقدر کردن، مشیت کردن، (فعل معین - برای نشان دادن آینده) خواهم -، خواهد -، خواهند - (و غیره)، (برای نشان دادن عزم یا اراده یا اجبار یا محذور)، (برای نشان دادن تمایل یا ناچاری یا خصلت)، (برای تعارف و پرسش مودبانه)، (برای نشان دادن ویژگی یا عادت)، (برای نشان دادن حدس یا انتظار)

بررسی کلمه will

فعل کمکی ( auxiliary verb )
حالات: will, would
(1) تعریف: used to indicate future time of a verb.

- The banks will be closed tomorrow for the holiday.
[ترجمه امیر ش] بانک ها به دلیل روز تعطیل فردا تعطیل می شوند
|
[ترجمه احمدرضا] بانک ها به دلیل تعطیلات فردا تعطیل خواهند بود
|
[ترجمه Saji_hp] بانک ها به دلیل تعطیلات فردا تعطیل خواهند شد
|
[ترجمه ali heydari] بانک ها به دلیل تعطیلی فردا بسته خواهند شد.|
[ترجمه ترگمان] بانک‌ها ...

واژه will در جمله های نمونه

1. will america be able to maintain its domination in computer technology?
آیا امریکا خواهد توانست برتری خود را در تکنولوژی کامپیوتر حفظ کند؟

2. will christina ever requite my love?
آیا کریستینا هرگز آنقدر که من او را دوست دارم مرا دوست خواهد داشت‌؟

3. will force alone avail us?
آیا اعمال زور به تنهایی کاری برایمان صورت خواهد داد؟

4. will i, nill i
چه بخواهم چه نخواهم

5. will space anthropoids attack the earth?
آیا انسان نماهای فضا به کره‌ی زمین حمله خواهند کرد؟

6. will the telephone lead to the death of letter writing?
آیا تلفن موجب منسوخ شدن نامه‌نویسی خواهد شد؟

7. will this box hold all the dishes?
آیا این جعبه گنجایش همه‌ی ظرف‌ها را خواهد داشت‌؟

8. will this do?
آیا این کافی است‌؟

9. will you come tomorrow? possibly
فردا خواهی آمد؟ شاید.

10. will you come too? sure thing!
تو هم خواهی آمد؟ آره،حتما!

11. will you have more tea?
باز هم چای می‌خواهید؟

12. will you have your coffee black or with cream and sugar?
قهوه‌ات را تلخ می‌ ...

مترادف will

میل (اسم)
stomach , addiction , bar , desire , liking , tendency , will , shaft , propensity , leaning , goodwill , penchant , relish , axle , rod , bent , vocation , inclining , predilection , zest , hade , milestone , predisposition , proclivity
ارزو (اسم)
wish , appetence , appetency , desire , will , aspiration , ambition , wishing , appetite , ideal
نیت (اسم)
resolution , effect , will , sentiment , purpose , intent , animus , idea , tenor
اراده (اسم)
will , animus , volition , nisus
قصد (اسم)
resolution , will , assumption , pretension , purpose , intent , intention , animus , thought , purport , design , attempt , determination
خواهش (اسم)
wish , desire , will , request , asking , begging , prayer
خواست (اسم)
wealth , wish , disposition , desire , will , request , demand , temptation , volition , eagerness , want , asset , property , tenure , desideratum
وصیتنامه (اسم)
devise , will , testament
مشیت (اسم)
will , volition
وصیت (اسم)
will
اراده کردن (فعل)
will
فعل کمکی'خواهم' (فعل)
will
خواستاربودن (فعل)
wish , will , solicit
میل کردن (فعل)
will , tend
وصیت کردن (فعل)
will , testate
خواستن (فعل)
choose , wish , desire , will , call , invite , bone , intend , solicit , beg , ask , want , require , desiderate , invocate

معنی عبارات مرتبط با will به فارسی

(امریکا - فروشگاه های بزرگ) بخشی که در آن کالاها را برای مشتری نگه می دارند (مثلا تا پول آن را بدهد)
چه بخواهد چه نخواهد، پرده دوم مجلس چهارم
چه بخواهم چه نخواهم
غیر داوطلبانه، بی ارزو
روشنایی مردابی، فانوس شیطان، روشنایی کاذب، درباهسبز
رجوع شود به: jack-o'-lantern
آیا شما یا عده ما خواهید پیوست
بطور دلخواه، موافق میل
برخلاف میل کسی، (به) ناچار، (به طور) ناخواسته
قدرت اراده، کوشایی اراده
بنا به میل (خود)، به دلخواه
هر وقت میخواهید بیایید
(فلسفه و الهیات) اختیار (در برابر: جبر determinism)، فلسفه ی اختیار، اختیار گرایی، اختیاری، ازادی اراده، طیب خاطر
اخ ...

معنی will در دیکشنری تخصصی

will
[حقوق] وصیت نامه، نیت، قصد، اختیار
[ریاضیات] دلخواه، اختیاری
[ریاضیات] می توان
[نساجی] دستگاه پودگذاری دلخواه مخروطی
[حقوق] سرقفلی، حسن شهرت تجاری، اعتبار تجاری
[ریاضیات] حق کسب و کار، سرقفلی
[حقوق] وصیت نامه، به صورت دستنویس و غیر مصدق
[حقوق] سوء نیت، خصومت
[حقوق] وصیت شفاهی در حال نزع
[حقوق] تجدید اعتبار وصیت نامه لغو شده

معنی کلمه will به انگلیسی

will
• desire; will power; want; determination; volition
• last testament listing inheritors of a dying person's property
• want; act by will power; cause will power; command; determine, decide
• verb used together with other verbs to indicate the future tense
• if you say that something will happen, you mean that it is going to happen in the future.
• if you say that you will do something, you mean that you intend to do it or that it is acceptable to you.
• you can use will when making offers, invitations, or requests.
• you can also use will to say that someone or something is able to do something.
• you also use will to say that you are assuming that something is true, because it is likely, or because it is normally the case.
• will is the determination to do something.
• if something is the will of a person or group of people with power or authority, they want it to happen.
• if you will something to happen, you try to make it happen using mental rather than physical effort.
• a will is a legal document stating what you want to happen to your money and property when you die.
• if you can do something at will, you can do it whenever you want.
• if something is done against your will, it is done even though you do not want it to be done.
will be open to the public
• available to the general public
will be punished
• will receive a penalty, expecting a punishment
will decrease
• will become less, will become lower
will deteriorate
• will get worse, will lose quality
will do
• good enough, okay (phrase used to express agreement)
• will be good enough, will suffice (as in "this room will do.")
will improve
...

will را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

ایلین
قصد انجام کاری یا احتمال دادن چیزی
لطیفی
میل
mohammad
میل و علاقه
Zahra
میل اراده
وحید آقاخانی
وصیتنامه
soha
can retrieve the customer's good will
حس -احساس
مترجم
تمایل داشتن. تمایل . تمایلات
Arman
برای اموری که حتما در اینده روی خواهد داد مانند طلوع خورشید_برای تصمیم گیری لحظه ای و انی و بدون برنامه ریزی مثلا من در را باز خواهم کرد_برای اطلاع رسانی دراینده_برای بیان عهد و پیمان مانند iwill never be late again_در جملات شرطی نوع اول کهifدارند ازwillاستفاده میشود_برای پیشنهاد و دعوت از فرد هم ازwillاستفاده میشود با تشکر
abbas
اراده
reza
مشیت و تقدیر
...
خواستن
Xeinab
قدرت
بهاره شعبانی
خواستن بر انجام دادن چیزی در آینده
محمد جواد
مشتاق بودن برای چیزی که دوست دارید اتفاق بیافتد
zahra akrami
برای انجام کارهایی که از پیش برنامه ریزی نشده اند و ممکن است انجام نشود . به صورت واضح یک احتمال است. باتشکر
Sepideh
براى انجام كارى كه از پيش تعيين نشده
...
میل
queen
خواستن
اللهم عجل لولیک الفرج
نشانه زمان آینده
بهزاد اذر حسین
: The next time, I will swear by your death
دفعه بعد سوگند مرگت به دستم رقم خواهد خورد
mehran
فعل کمکی
نگین
وصیت نامه
Aref
خواستن ،میل
محدثه فرومدی
گاهی می‌توان زمان آینده را در زبان فارسی با زمان حال ترجمه کرد:
when will you go
کی می‌روی (به جای کی خواهی رفت)

گاهی هم با استفاده از فعل خواستن به این صورت:
when will you go
کی می‌خواهی بروی (به جای کی خواهی رفت)
ATRIN
will) refers to future )
for example : she will be successful

کلمه will بر زمان آینده دلالت دارد.
برای مثال : او (زن) موفق خواهد شد.
روشنک
I will be with you for life
Until the end of my life, I will tell you that I will not forgive you for two years of my life, waiting for you and loving me dearly and filling my being.
There is only one way to forgive these two years and that is just marriage according to my logical method
I love you so much that I come
But I love my brother more
I'm burning and frustrated, I waited two years
Don't worry, you are the one I loved, the same special dream girl of my personal girlhood
Let our marriage method be the desire of my heart
Feedback

تا عمر دارم باهات
تا اخر عمرت بهت میگم دو سال از جونیم رو با منتظر بودن و عشق میل شدید و پر پر شدن وجودمو رو نمیبخشمت
تنها یک راه وجود دارد که این دو سال رو ببخشم و اون هم فقط ازدواج به خواست روش منطقی من
اونقدری دوستت دارم که میام
اما برادرم رو بیشتر دوست دارم
میسوزم و ناامید میشم دوسال منتظر موندم
پریشان احوالم نکن همونی که دوس داشتم هستی همون مرد رویایی خاص دخترانه شخصی خودم
اجازه بده ،بگذار روش ازدواج ما هم باب میل خواست قلبم باشد
خواهش میکنم بدجوری تا دلت بخواد قشنگ برات جبران میکنم یک عمر عشق زندگی خود را تا ابدیت بکام خود شیرین تر کنین ستاره بختت دورت بگرده جونم قول میدم با عشق وجودت لبریز سرشار از خوشی باشد

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی will
کلمه : will
املای فارسی : ویل
اشتباه تایپی : صهمم
عکس will : در گوگل

آیا معنی will مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )