برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1279 100 1

with flying colors

/wɪð ˈflaɪɪŋ ˈkʌlərz/ /wɪð ˈflaɪɪŋ ˈkʌləz/

با پیروزی درخشان، با سرفرازی

واژه with flying colors در جمله های نمونه

1. In my view Reagan had come through with flying colors.
[ترجمه ترگمان]به نظر من، ریگان با رنگ‌های پروازی به اینجا آمده بود
[ترجمه گوگل]به نظر من ریگان با رنگ های پروازی وارد شده بود
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Also the whole machine passed many rigorous tests with flying colors.
[ترجمه ترگمان]همچنین تمام دستگاه از آزمایش‌های بسیار جدی با استفاده از رنگ‌های پرنده عبور کرد
[ترجمه گوگل]همچنین تمام دستگاه ها با تست های بسیار دقیق و با رنگ های پرواز به تصویب رسیدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. They passed inspection with flying colors.
[ترجمه ترگمان]آن‌ها با رنگ‌های پرواز از آنجا گذشتند
[ترجمه گوگل]آنها با رنگهای پروازی بازرسی شدند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. You will pass with flying colors.
[ترجمه ترگمان]شما با این رنگ‌های پرواز خواهید گذشت
[ترجمه گوگل]شما با رنگ پرواز پر می کنید
[ترجمه شما] ترجمه ...

معنی کلمه with flying colors به انگلیسی

with flying colors
• with excellency

with flying colors را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه انارکی
با موفقیت کامل

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی with flying colors
کلمه : with flying colors
املای فارسی : وید فلایینگ کلرس
اشتباه تایپی : صهفا بمغهدل زخمخقس
عکس with flying colors : در گوگل

آیا معنی with flying colors مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )