انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 952 100 1

wobble

تلفظ wobble
تلفظ wobble به آمریکایی/ˈwɑːbl̩/ تلفظ wobble به انگلیسی/ˈwɒbl̩/

معنی: لنگی چرخ، مردد بودن، تلو تلو خوردن، جنبیدن، وول خوردن، لنگ بودن، مثل لرزانک تکانخوردن، لق بودن
معانی دیگر: (مثلا در راه رفتن) تلوتلو خوردن، لمبر خوردن، لقاندن، لرزان کردن، تکان دادن، سست بودن، لرزان بودن، مرتعش بودن، خراشیدن، تاب داشتن، (چرخ و غیره) لنگی، تردید کردن، این دست و آن دست کردن، دودل بودن، نسان کردن، در چر  لنگ بودن، لنگی چر

بررسی کلمه wobble

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: wobbles, wobbling, wobbled
(1) تعریف: to move or tip unsteadily from side to side; be out of balance.
مترادف: shimmy, sway, totter, waver
مشابه: careen, dodder, falter, quake, reel, rock, roll, seesaw, shake, stagger, teeter, topple, yaw

(2) تعریف: to tremble, quaver, or break, as the voice.
مترادف: quaver, tremble, waver
مشابه: quiver, vibrate

(3) تعریف: to be uncertain or changeable, as in mind; vacillate.
مترادف: shilly-shally, vacillate
مشابه: equivocate, falter, fluctuate, hesitate
اسم ( noun )
مشتقات: wobbler (n.)
• : تعریف: an unsteady movement or sound.
مترادف: falter, shake, tremor, unsteadiness, waver
مشابه: quaver, stagger, sway, teeter, toddle, totter, tremble

واژه wobble در جمله های نمونه

1. Little Perry thrust his feet into the oversized shoes and wobbled over to the table.
ترجمه پری کوچولو پاهایش را در کفش های بسیار بزرگ فرو کرد و به سمت میز تلوتلو خورد

2. A baby wobbles when it begins to walk alone.
ترجمه هنگامی که نوزادی به تنهایی شروع به راه رفتن می کند,تلوتلو می خورد

3. Lacking experience on the high wire, the clown wobbled along until he reached the safety of the platform.
ترجمه از آنجایی که دلقک تجربه ی راه رفتن روی سیم های بلند را نداشت, تمام مسیر را تلوتلو خورد تا به سکوی امن رسید

4. don't wobble the table; i am trying to write
ترجمه میز را تکان نده‌; دارم سعی می‌کنم چیز بنویسم.

5. the chair's legs wobble
ترجمه پایه‌های صندلی لق هستند.

6. The President appeared to wobble over sending the troops in.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]رئیس‌جمهور به نظر رسید که از فرستادن نیروهای نظامی به داخل خودداری کرده‌است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]رئیس جمهور به نظر می رسد که از ارسال نیروها به داخل کشور خلوت شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. The government can't afford to wobble on this issue.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دولت توان پرداخت این مساله را ندارد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دولت نمیتواند بر این مسئله غلبه کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Don't wobble the table, please, Dan.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] \"میز رو تکون نده\" دن
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]لطفا جدول را تکان ندهید لطفا، دان
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Don't wobble the table-I'm trying to write.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]روی میز نگذار - سعی می‌کنم بنویسم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]میز را تکان ندهید- من سعی می کنم نوشتن کنم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. I gave the poles a slight wobble and whole tent collapsed.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک تکان مختصر تکان دادم و کل چادر فرو ریخت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من به قطبها یک تکان دادم و کل چادر سقوط کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. The Hammers defence started to wobble and the Manor began to bubble with excitement.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]دفاع ضربتی شروع به تلو تلو خوردن کرد و مانور با هیجان شروع به حبابی شدن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]دفاع همرها شروع به تکان داد و مانور با هیجان شروع به حباب نمود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. Occasionally, the figure subjects wobble on the edge of sentimentality.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]گاهی اوقات، این رقم در لبه ابراز احساسات تکان می‌خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]گاهی اوقات، شخصیت های شکل در لبه احساس احساس می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. Once the colossus begins to wobble, the henchmen start to look for their own way out.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]هنگامی که این مجسمه عظیم به حرکت درآمد، افراد henchmen شروع به جستجوی راه خود کردند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]هنگامی که کولوس شروع به تکان دادن می کند، سرپرست ها شروع به یافتن راه خود می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. They either wobble around on their bikes or screech to a sudden halt.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آن‌ها یا روی bikes حرکت می‌کردند و یا به سرعت متوقف می‌شدند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]آنها دوچرخه خود را در حال چرخش و یا به ناگهان متوقف می کنند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. The whole washing machine began to wobble.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]ماشین لباس‌شویی شروع به تکان خوردن کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]تمام ماشین لباسشویی شروع به آویزان کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

16. She turns and begins to wobble back up the aisle.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]او برمی گردد و شروع به تکان خوردن در راهرو می‌کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]او تبدیل می شود و شروع به آویزان کردن تا راهرو
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

17. The handlebars developed a wobble.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]فرمان تکان خورد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]صندلی های عقب افتاده ای ایجاد کردند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف wobble

لنگی چرخ (اسم)
wobble
مردد بودن (فعل)
be uncertain , be unsure , hesitate , linger , oscillate , vacillate , wobble
تلو تلو خوردن (فعل)
swing , reel , oscillate , vacillate , stagger , dodder , stumble , wobble , lurch , totter , teeter
جنبیدن (فعل)
move , wiggle , vacillate , wag , vibrate , wobble
وول خوردن (فعل)
wiggle , wobble
لنگ بودن (فعل)
wobble
مثل لرزانک تکانخوردن (فعل)
wobble
لق بودن (فعل)
wobble

معنی عبارات مرتبط با wobble به فارسی

(برای تزریق سوخت به کاربوراتور هواپیما در مواقع اضطراری) تلمبه ی نوسانی
ریموند چندلر (نویسنده ی امریکایی)، (جغرافی) نوسان محور چرخش زمین (مدت آن حدود 428 روز است)

معنی wobble در دیکشنری تخصصی

wobble
[ریاضیات] لرزش، حرکت لرزشی
[زمین شناسی] لنگی کندلر یا جنبش کندلر یک جنبه از حرکت توده محکم کره زمین که از یک اسپین ساده یا خالص جدا می شود. چون بردار گشتاور زاویه ای آن کاملاً و دقیقاً هم خط یک محور اصلی اینرسی نمی باشد. رقص محور آزاد ـ یک چرخه 428 روزه. در نتیجه تنوع عرض جغرافیایی لحظه ای نجومی دامنه حدود 4/0 sec-are است (همانند آنچه در تطابق یک بردار سرعت زاویه ای لحظه ای یا محور چرخش توصیف شد).

معنی کلمه wobble به انگلیسی

wobble
• tottering or swaying motion; shaking, quaking, quivering; wavering, hesitation
• move from side to side; sway; tremble, vibrate; be indecisive
• if someone or something wobbles, it makes small movements from side to side, because it is loose or unsteady.

wobble را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی wobble

ebitaheri@gmail.com ٠٧:٤٨ - ١٣٩٨/٠٢/٢٢
لقی
|

پیشنهاد شما درباره معنی wobble



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی wobble
کلمه : wobble
املای فارسی : وببل
اشتباه تایپی : صخذذمث
عکس wobble : در گوگل


آیا معنی wobble مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )