برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1292 100 1

wonder

/ˈwəndər/ /ˈwʌndə/

معنی: شگفت، حیرت، تعجب، غریبه، اعجوبه، عجب، شگفت داشتن، حیرت زده کردن، متعجب شدن، در شگفت شدن، تعجب کردن
معانی دیگر: شگفتی، اعجاب، معجزه، فرجود، ورچ، کار خارق العاده، معجزه آسا، شگرف، (شخص یا چیز) شگفت انگیز، چیز عجیب، جای تعجب، شگفت انگیزی، اعجاز، شگفتیدن، حسرت خوردن، شگفت زده شدن، کنجکاو بودن، ندانستن، شک داشتن، جویا بودن، حیرت انگیز، غریب

بررسی کلمه wonder

فعل ناگذر ( intransitive verb )
حالات: wonders, wondering, wondered
(1) تعریف: to experience a sensation of admiration or amazement (often fol. by at).
مترادف: marvel
مشابه: gape, gawk, stare

- She wondered at his bravery in combat.
[ترجمه A.A] او از شجاعت وی در نبرد شگفت زده شد
|
[ترجمه ترگمان] به شجاعت او در جنگ فکر می‌کرد
[ترجمه گوگل] او با شجاعت خود در جنگ مبارزه کرد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

(2) تعریف: to be curious or skeptical about something.
مترادف: speculate
مشابه: conjecture, deliberate, ponder, puzzle, reflect, think

- I wonder about his truthfulness.
[ترجمه ترگمان] من در مورد صداقتش شک دارم
[ترجمه گوگل] من در مورد صداقت او تعجب می کنم
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید
فعل گذرا ( transitive ver ...

واژه wonder در جمله های نمونه

1. a wonder drug
یک داروی معجزه‌آسا

2. i wonder who will buy the house
کنجکاو هستم که چه کسی خانه را خواهد خرید.

3. i wonder why he hasn't answered
نمی‌دانم چرا جواب نداده است.

4. no wonder he is sad; his brother died recently
تعجبی ندارد که او غمگین است‌; برادرش اخیرا فوت کرده است.

5. no wonder if humans become overjoyed. . . .
آدمیزاده اگر بر طرب آید چه عجب . . . .

6. no wonder if mankind rejoices . . .
آدمیزاد اگر در طرب آید چه عجب . . .

7. the wonder of god's love
اعجاز محبت خداوند

8. no wonder
پس بیخود نیست که،تعجبی ندارد (که)،عجب نیست،استبعاد ندارد

9. it's a wonder that he is so strong even though he is ninety
شگفت‌انگیز است که با وجود نود سالگی اینقدر پر زور است.

10. it's a wonder that he still won
شگفت‌انگیز است که با وجود همه‌ی این‌ها برنده شد.

11. be a wonder
اعجاب‌انگیز بودن،معجزه بودن،شگفت‌آور بودن

12. for a wonder
به طور شگفت انگیز

13. it's a wonder that ...

مترادف wonder

شگفت (اسم)
admiration , wonder , surprise , amazement , wonderment
حیرت (اسم)
bewilderment , admiration , enthusiasm , wonder , surprise , amazement , wonderment , perplexity , astonishment , consternation , delight , rapture , puzzlement , quandary
تعجب (اسم)
admiration , wonder , surprise , amazement , wonderment , marvel , amaze
غریبه (اسم)
wonder , strange thing
اعجوبه (اسم)
wonder , prodigy , monster
عجب (اسم)
wonder , surprise , astonishment
شگفت داشتن (فعل)
wonder , marvel , be amazed
حیرت زده کردن (فعل)
stun , wonder
متعجب شدن (فعل)
wonder
در شگفت شدن (فعل)
wonder , admire
تعجب کردن (فعل)
wonder , admire

معنی عبارات مرتبط با wonder به فارسی

حیرت زدن، بهت زده، شگفت زده، غرق در تعجب (wonder-stricken هم می گویند)
معجزه، استادی عجیب
کسیکه معجزه میکند، ادم خارق العاده و صاحب کرامت
اعجاب انگیز بودن، معجزه بودن، شگفت آور بودن
به طور شگفت انگیز، خیلی عجب است که، بطورشگفت اور ی
جلب نظر میکنه اصطلاح برای چیزی که یه مدت
چیزی که جند صباحی تازگی داردو پس از آن زود فراموش میشود
هر چیز مهیج ولی زود گذر، سرگرمی چند روزه
پس بیخود نیست که، تعجبی ندارد (که)، عجب نیست، استبعاد ندارد

معنی کلمه wonder به انگلیسی

wonder
• marvel; miracle; amazement; astonishment; ponder
• marvel; be astonished; be amazed; ponder; cast doubt
• if you wonder about something, you think about it and try to guess or understand more about it.
• you can introduce a request or question by saying `i wonder if' or `i wonder whether' when you are being polite.
• if you wonder at something, you are surprised and amazed by it.
• if you say that it is a wonder that something happened, you mean it is very surprising.
• wonder is a feeling of surprise and amazement.
• a wonder is something remarkable that people admire.
• you say no wonder, little wonder, or small wonder to indicate that you are not surprised by something.
• if someone or something works wonders or does wonders, they have a very good effect.
wonder child
• child prodigy, whiz kid
wonder drug
• special medication which offers great results; short cut, magic formula
wonder stricken
• struck or overcome with wonder or surprise; intensely moved or affected, wonderstruck
wonder struck
• wonder stricken, struck or overcome with wonder or surprise; intensely moved or affected
wonder worker
• person who performs wonders or marvels
fill with wonder
• amaze, astound, astonish
for wonder
• to great amazement, to much astonishment
it makes me wonder
• it leads me to think, it leads me to question, it makes me ask myself
makes one wonder
• causes one to think
no wonder
• not surprising that
...

wonder را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سیاح
بُهت
Nazanin
عجیب
...
نگران
فاضله
تمایل برای دانستن چیزی ، پرسیدن سوالاتمان در مورد چیزی
رامین نعیمی
فکر کردن I wonder what Ramin was like when hse was younter .
Ghazal
Something that fills you with suprise and admirationشگفتی
رها
want to know some thing ;askyour self questions about some thing
Mr.kheirkhah
Ask yourself questions about sth
از خود پرسیدن
با خود گفتن
Sunflower

- در فکر (چیزی) بودن،
تو فکر (چیزی) بودن،
به (چیزی) فکر کردن،
به فکر‌ (چیزی) بود،


Rumi has been wondering if you would like to marry Shams!
مولانا چند وقته که تو این فکرِ که آیا تو دلت می خواد با شمس ازدواج کنی!




- تردید داشتن


- دلم می خواد بدونم....
Sama
در عجب بودن
Narges
Seventh wonder
عجایب هفتگانه
P
دانستن وهمراه با کنجکاوی
حدیث ایران
از خود پرسیدن
gfgbii
شگفتی
سعید
شگفت انگیز
Ghazal
Wonder به معنای مات شدن
Zeinab cheraghi7
باخودفکرکردن
میثم علیزاده
اگر به صورت فعل استفاده شود:
1. اگر بعد از آن if یا whether بیاید معنای " ممکنه..." یا " اشکالی نداره اگر ..." و معمولا به صورت درخواست و سوالی مطرح می شود.
2. اگر بد از آن if یا whether نیاید معنای " در عجبم که..." می دهد.
عاطفه موسوی
کنجکاوی
گلی افجه
سرگردان
گیج
mohammad
با خوداندیشیدن
مسلم
در جواب میثم علیزاده
دقیق فرمودین بسیار متشکر
یگانه
شگفتی
سید محمد هاشمی
Wonder who, where, etc:
ندونستن

(توضیح : اگه شخصی بخواهد چیزی رو بدونه و این خواستنش فقط در حد کنجکاوی یا رفع نگرانی در مورد آن مساله باشه از wonder استفاده می شه)



Websters:👇👇👇
to have interest in knowing or learning something�:�to think about something with curiosity.


Eg:�I�wonder�where I put my keys. [=I'm not sure where I put my keys; I'm trying to remember where I put my keys]
خودمم نمیدونم( ولی دوست دارم بدونم) کلیدامو کجا گذاشتم.


Eg: he�wondered�who�it�was
خودشم نمی‌دونست�( ولی واقعا میخواست بدونه) که� اون کی �بود.
محدثه فرومدی
متحیر/حیران بودن
سید محمد علی محمدی نقوی
تعجب
زهرا يعقوبيان
I wonder
ميخواهم بدانم...

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wonder
کلمه : wonder
املای فارسی : واندر
اشتباه تایپی : صخدیثق
عکس wonder : در گوگل

آیا معنی wonder مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )