برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1278 100 1

workweek

/ˈwɜːrˌkwik/ /ˈwɜːkwiːk/

معنی: ایام کار در هفته، ساعات کار هفته

بررسی کلمه workweek

اسم ( noun )
• : تعریف: the total number of hours or days to be worked in one week.

واژه workweek در جمله های نمونه

1. His workweek stretched to 50 or 60 hours.
[ترجمه ترگمان]workweek او تا ۵۰ یا ۶۰ ساعت طول کشید
[ترجمه گوگل]کار هفته او تا 50 یا 60 ساعت طول کشید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. This is a huge amount: cutting the work-week to four days would result in only a 20 percent reduction in commuting.
[ترجمه ترگمان]این مبلغ بسیار زیادی است: قطع کردن کار هفته تا چهار روز منجر به کاهش ۲۰ درصد در رفت و آمد خواهد شد
[ترجمه گوگل]این مقدار عظیمی است که کار هفته را به چهار روز کاهش می دهد و تنها در 20 درصد کاهش می یابد
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Wind down from a hellish workweek with these trendy, totally fun tips!
[ترجمه ترگمان]باد از جهنم جهنمی به همراه این نکات مد روز و به طور کامل سرگرم‌کننده است!
[ترجمه گوگل]باد از یک هفته کاری جهنمی با این مرسوم، نکات کاملا سرگرم کننده!
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Suggest a reduced schedule, such as a workweek.
[ترجمه ترگمان]یک برنامه زمان‌بندی کاهش‌یافته (مانند a)را پیشنهاد کنید
[ترجمه گوگل] ...

مترادف workweek

ایام کار در هفته (اسم)
workweek
ساعات کار هفته (اسم)
workweek

معنی کلمه workweek به انگلیسی

workweek
• days of the week that one works

workweek را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

سجاد مصلحی
The hours or days of work in a calendar week

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی workweek
کلمه : workweek
املای فارسی : ورکویک
اشتباه تایپی : صخقنصثثن
عکس workweek : در گوگل

آیا معنی workweek مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )