برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1334 100 1

wrap

/ˈræp/ /ræp/

معنی: پتو، پنهان سازی، بسته بندی کردن، لفاف کردن، لفافه دار کردن، پنهان کردن، پیچیدن، پوشانیدن، قنداق کردن
معانی دیگر: (دور چیزی) پیچیدن، حلقه کردن، فراگرفتن (دور چیزی را)، پیختن، لفاف کردن یا شدن، پوشاندن، پوشش، پوشانه، لفافه، (معمولا جمع) لباس رو، روپوش، شال گردن، خفا

بررسی کلمه wrap

فعل گذرا ( transitive verb )
حالات: wraps, wrapping, wrapped
(1) تعریف: to cover, encircle, or enfold with something.
مترادف: cover, enfold, envelop, swathe
مشابه: bandage, bind, clothe, encase, encircle, enshroud, fold, gather, girdle, mantle, muffle, roll, sheathe, sheet, shroud, surround, swaddle, twine, wind

- He wrapped his neck with a scarf.
[ترجمه solmas] او گردنش را با روسری اش پوشانده بود
|
[ترجمه یاسمین] او گردنش را با شال پنهان کرده بود یا پوشانده بود .
|
[ترجمه sajedeh] اوگردنش‌را‌با‌شالپنهان‌یا‌پوشاند|
[ترجمه ترگمان] گردنش را با روسری پیچیده بود
[ترجمه گوگل] او گردن خود را با روسری پیچید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ...

واژه wrap در جمله های نمونه

1. wrap this thread around your finger
این نخ را دور انگشتت بپیچ.

2. wrap it up
(معمولا به صورت امر) آرام بودن،خفه شدن،سکوت کردن

3. wrap somebody up in cotton wool
(انگلیس - عامیانه) لوس بار آوردن

4. wrap something up
کاری را به پایان رساندن،فیصله دادن،رتق و فتق کردن

5. wrap up
تمام کردن،خاتمه دادن

6. Wrap the bandage firmly around the injured limb.
[ترجمه ترگمان]بانداژ را محکم دور دست مجروح ببندید
[ترجمه گوگل]باند را کاملا محکم در اطراف اندام آسیب دیده قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

7. You'd better wrap a clean cloth around your arm till the wound closes.
[ترجمه ترگمان]بهتره یه پارچه تمیز دور دستت ببندی تا زخم بسته بشه
[ترجمه گوگل]بهتر است قبل از بستن زخم، یک پارچه تمیز را در اطراف دست خود قرار دهید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

8. Ministers are as keen as ever to wrap their activities in a shroud of secrecy.
[ترجمه ترگمان ...

مترادف wrap

پتو (اسم)
wrap , blanket
پنهان سازی (اسم)
irony , wrap , secretion
بسته بندی کردن (فعل)
pack , wrap , packet , put up , parcel
لفاف کردن (فعل)
wrap
لفافه دار کردن (فعل)
wrap
پنهان کردن (فعل)
cloak , hide , shadow , cover , mask , conceal , closet , cache , wrap , disguise , dissemble , secrete , dissimulate
پیچیدن (فعل)
envelop , impact , twinge , fake , wind , resonate , tie up , fold , roll , swathe , wrap , muffle , screw , twist , nest , involve , swab , wattle , reverberate , enfold , complicate , furl , convolve , lap , infold , enwrap , tweak , kink , trindle
پوشانیدن (فعل)
gear , wrap
قنداق کردن (فعل)
bandage , swathe , swaddle , wrap

معنی عبارات مرتبط با wrap به فارسی

(معمولا به صورت امر) آرام بودن، خفه شدن، سکوت کردن
(انگلیس - عامیانه) لوس بار آوردن
کاری را به پایان رساندن، فیصله دادن، رتق و فتق کردن
تمام کردن، خاتمه دادن، (عامیانه)، پایان دهنده، پایانی، خلاصه ی آخر برنامه، گزارش پایانی، نتیجه، خاتمه یافتن، به نتیجه رسیدن، تمام شدن
(هدیه ای را) بسته بندی کردن، در کاغذ رنگی و روبان پیچیدن، در کاغذ بسته بندی روبان دار پیچیدن
(فرآورده را در پلاستیک پیچیدن و سپس حرارت دادن به طوری که پلاستیک محکم به کالا بچسبد) لفاف پیچی کاهشی کردن

معنی wrap در دیکشنری تخصصی

wrap
[کامپیوتر] پیچیدن ، دور تا دور گرفتن - حرکت دادن متن از یک سطر یا ستون به سطر یا ستون بعدی ؛ یا حرکت دادن متن در اطراف یک شرح. نگاه کنید به word wrap .
[نساجی] تریکو تاری - نوعی از بافت تریکو
[نساجی] پارچه کشباف تاری
[نساجی] کشباف تاری
[نساجی] پارچه تریکو تاری
[نساجی] کشبافی تاری - تریکو تاری - بافندگی حلقوی تاری
[نساجی] ماشین کشباف تاری
[نساجی] بافت تور تاری
[نساجی] عمل بازکردن چله - دستگاه بازکننده چله
[نساجی] خط چله
[نساجی] ماشین تریکو تاری
[کامپیوتر] آرایش متن نگاه کنید به reflow . word wrap .
[نساجی] سفره چله - پهنه چله بافندگی
[کامپیوتر] سیم پیچ کردن
...

معنی کلمه wrap به انگلیسی

wrap
• garment wrapped around the upper body; shawl; scarf; blanket; coat; robe; shroud of secrecy; automatic moving of text to the subsequent line after completion of the previous one (computers)
• pack; bind; cover; swathe; envelop; enwrap; encase; enclose; veil; conceal
• if you wrap something, you fold paper or cloth tightly round it to cover it completely, for example in order to protect it or so that you can give it to someone as a present.
• when you wrap something such as a piece of paper or cloth round another thing, you put it round it.
• if you wrap your arms or fingers around something, you put them tightly around it.
• if you keep something under wraps, you keep it secret, often until you are ready to announce it at some time in the future.
• see also wrapping.
• if you wrap something up, you fold paper or cloth tightly around it to cover it.
• if you wrap up, you put warm clothes on.
• if you wrap up a job or an agreement, you complete it in a satisfactory way; an informal use.
wrap around
• a wrap-around skirt is one that you put on by tying it round your body rather than by stepping into it.
wrap someone around one's little finger
• have someone at one's beck and call, make someone obedient to one's wishes, cause someone to be subjected to one's requests or commands
wrap up
• final summary or report; summary of the news
• finish, take care of the final details, "tie up loose ends"; summarize; wrap in paper or cloth, package; absorbed, engrossed
• wear much clothes in order to keep warm; cover yourself up
wrap up a deal
• close a business transaction
wrap up a merger
• sign an agreement for a merger
wrap up a parcel ...

wrap را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

Sara
کادو کردن
علی اکبر منصوری
پایان یک دوره فیلمبرداری یا ضبط (مثال It's a wrap )
محمدرضا
پوشش دادن- تحت کنترل در آوردن- محافظت کردن
نیکا
کادو کردن
Hossein Teimoory
.And that’s a wrap for semester 3/4 of my masters
Nika
بسته بندی کردن
Niko
بسته بندی کردن
امیر قاسمی
cover
مطلبی
به سرانجام رساندن- انجام دادن
R
بسته بندی کردن
=pack
Kiarash
کادو کردن - بسته بندی کردن
سعید فرجی
wrap and weft تار و پود
امین
قنداق کردن
مهرشاد
ساختن و بکاربردن فعل نو با پیشوندهای ریشه‌چسب چون پَریـ، نیـ، اوز، تَرَ، ویـ، و غیره بسیار مهم است ما پارسی‌زبانان باید همچون رومانس‌زبانان ریشه‌های باستانی زبانمان را باز بکار گیریم زیرا در زبان پارسی ریشه‌های فعلی فعالانه در واژه‌سازی شرکت می‌کنند مانند کَش در دانه‌کَش و کُش در آدم‌کُش اگر این دو ریشه را نمی‌داشتیم ساختن دو واژهٔ آدم‌کُش و دانه‌کَش ممکن نمی‌بود پس باید تلاش کنیم شمار این ریشه‌ها افزون و افزونتر شود.
مهرشاد
مفهوم کلی این فعل چونین است؛ پوشاندن چیزی با نهادن چیزی دیگر به پیرامونِ آن

در پارسی گفتاری از فعل پیچیدن چونین مفهومی اراده می‌شود ولی به فعلی مستقل نیاز داریم

بهتر است بگوییم و بنویسیم؛ پَریپیچیدن یا پَریپوشیدن

ریشه‌شناسی؛ از پیشوندِ ریشه‌چسبِ پَریـ به معنای به گرداگردِ، به پیرامونِ و فعلهای پوشیدن و پیچیدن

پَریـ پیچیدن معنا می‌دهد؛ پیچیدن چیزی به گرداگرد چیزی دیگر

پَریـ پوشیدن معنا می‌دهد؛ پوشاندن چیزی به گرداگردِ چیزی دیگر

پیشوند پَریـ از پیشوندِ پـَ ایـ ریـ در پارسی باستان و اوستایی می‌آید

ساختن و بکاربردن فعل نو با پیشوندهای ریشه‌چسب چون پَریـ، نیـ، اوز، تَرَ، ویـ، پَتیـ و غیره بسیار مهم است ما پارسی‌زبانان باید همچون رومانس‌زبانان ریشه‌های باستانی زبانمان را باز بکار گیریم زیرا در زبان پارسی ریشه‌های فعلی فعالانه در واژه‌سازی شرکت می‌کنند مانند کَش در دانه‌کَش و کُش در آدم‌کُش اگر این دو ریشه را نمی‌داشتیم ساختن دو واژهٔ آدم‌کُش و دانه‌کَش ممکن نمی‌بود پس باید تلاش کنیم تا شمار این ریشه‌ها افزون و افزونتر شود.
Sahar
کادو پیچ کردن _بسته بندی

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی wrap
کلمه : wrap
املای فارسی : ورپ
اشتباه تایپی : صقشح
عکس wrap : در گوگل

آیا معنی wrap مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )