برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1288 100 1

yo

واژه yo در جمله های نمونه

1. The teacher threatened to confiscate their Yo Yos if they kept playing in class.
[ترجمه ترگمان]معلم تهدید کرد که اگر آن‌ها در کلاس بازی می‌کردند، Yo را مصادره می‌کردند
[ترجمه گوگل]معلم تهدید کرد که اگر آنها در کلاس درس بازی کنند، یو یوس خود را مصادره کنند
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Yo, dude! How's it going?
[ترجمه ترگمان]هی رفیق اوضاع چطوره؟
[ترجمه گوگل]یو، شخص! اوضاع چطوره؟
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Yo went quiet for the first time in months, then burst into tears.
[ترجمه ترگمان]او برای اولین بار در ماه ساکت شد و بعد گریه را سر داد
[ترجمه گوگل]برای اولین بار ماه ها آرام شدید، سپس به اشک می ریزید
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Yo mumbles to herself at the windows outlining her hairline with a contemplative index finger.
[ترجمه ترگمان]او با انگشت اشاره‌اش کف دستش را در میان پنجره جمع می‌کند
[ترجمه گوگل]یو در پنجره هایی که خط موی خود را با یک انگشت اشاره محاوره ای نشان می دهد، به خود می لرزد
[ترجمه شما] ...

معنی کلمه yo به انگلیسی

yo
• hey! (call to catch someone's attention)
yo ho
• whoo-hoo (exclamation)
yo yo
• coming and going, action which is repeated over and over
• a yo-yo is a toy made of a round piece of wood or plastic attached to a piece of string. you play with a yo-yo by making it rise and fall on the string.
fro yo
• frozen yogurt
yo yo
• coming and going, action which is repeated over and over
• a yo-yo is a toy made of a round piece of wood or plastic attached to a piece of string. you play with a yo-yo by making it rise and fall on the string.

yo را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

mahdi
این بی ادبانه و به معنی -هی تو- هست
Ali
بی ادبانه نیست
هی برای جلب توجه است و غیر رسمی
هی تو رفیق
دکتر محمدرضا ایوبی صانع
an informal way for "hello
حصین
سلام تو اصطلاحات کوچه بازاری

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر


آیا معنی yo مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )