برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1291 100 1

Zesty

/zest/ /zest/

معنی: خوش مزه، با مزه، بارغبت
معانی دیگر: zesty خوشمزه

واژه Zesty در جمله های نمونه

1. The cottage was redolent with the zesty smell of lemon overlaying the more familiar tang of polish, wine and wood smoke.
[ترجمه ترگمان]کلبه پر از بوی خوش بوی لیمو ترش شده بود
[ترجمه گوگل]کلبه با بوی زرق و برق دار لیمو، آجیل بیشتر آشنا لهستانی، شراب و دود چوب
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

2. Dig in to chilli poppers (zesty large chillies oozing melted cheese) or chicken satay with curly fries.
[ترجمه ترگمان]Dig در برابر فلفل چیلی (zesty فلفل چیلی)یا سس مرغ سرخ‌شده با سیب‌زمینی سرخ‌کرده، بگردید
[ترجمه گوگل]به دنبال چیلیپپورز (چیلی کچل بزرگ با طعم پنیر ذوب شده) یا ساتای مرغ با سیب زمینی سرخ شده
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

3. Tasting Note: Dry fresh and zesty, with creamy, ripe tropical fruit, lime acidity and a soft easy drink character.
[ترجمه ترگمان]نکته: خشک و خشک خشک، با میوه استوایی رسیده، اسیدیته لیمو و یک کاراکتر ملایم نوشیدنی ساده
[ترجمه گوگل]نوشیدن نوشیدنی تازه و خجالتی، با میوه خنثی، گرمسیری رسیده، اسیدیته لیمو و شخصیت نرم نوشیدنی آسان
[ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید

4. Description: This zesty, soy-based vegetarian alternat ...

مترادف Zesty

خوش مزه (صفت)
yummy , delicate , luscious , piquant , savory , flavorous , tasty , palatable , delicious , toothsome , zesty , flavored , zestful , sapid , gustable , interesting , jestful
با مزه (صفت)
funny , tasty , zesty , racy , zestful , sapid
بارغبت (صفت)
zesty , zestful

معنی کلمه Zesty به انگلیسی

zesty
• enthusiastic; spicy

Zesty را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

عاطفه موسوی
پر اشتیاق، پر شور

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

معنی zesty
کلمه : zesty
املای فارسی : زستی
اشتباه تایپی : ظثسفغ
عکس zesty : در گوگل

آیا معنی Zesty مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )