انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

98 952 100 1

zombie

تلفظ zombie
تلفظ zombie به آمریکایی/ˈzɑːmbi/ تلفظ zombie به انگلیسی/ˈzɒmbi/

معنی: ادم احمق، انسان زنده شد، خدایی بشکل مار، مارخدا
معانی دیگر: (مذهب برخی سیاهپوستان غرب افریقا و جزیره هائیتی) مار خدای، خدای افعی مانند، (در میان برخی سرخپوستان) قدرت به حرکت درآوردن اجساد مردگان، مرده جنبانی، جسد متحرک، (خودمانی) آدم عجیب و غریب، آدم نعش مانند، zombi مارخدا، خدایی بشکل مار در میان سر پوستان، روحی که بعقیده سیاه پوستان ببدن مرده حلول کرده و انراجان تازه بخشد

بررسی کلمه zombie

اسم ( noun )
مشتقات: zombify (v.)
(1) تعریف: a spell or supernatural force that, according to voodoo belief and legend, can enter a corpse, return life to it, and then control its actions.

(2) تعریف: such a corpse, brought back to life.

(3) تعریف: (informal) one who acts like such a reanimated corpse.

(4) تعریف: a tall drink made of fruit juice mixed with various rums and liqueurs.

(5) تعریف: the snake god of various voodoo cults located in West Africa, Haiti, and certain parts of the southern United States.

واژه zombie در جمله های نمونه

1. I walked around like a zombie for most of the day.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]بیشتر روز مثل یک زامبی راه می‌رفتم
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]برای اکثر روزها مثل زامبی راه می رفتم
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

2. Without sleep you will become a zombie at work.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان] بدون خواب تو سر کار یه زامبی میشی
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بدون خواب شما تبدیل به یک زامبی در محل کار خواهید شد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

3. One turns into a zombie in such circumstances.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]آدمی در چنین شرایطی به یک زامبی تبدیل می‌شود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]در چنین شرایطی یک انسان به یک زامبی تبدیل می شود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

4. The old man disappeared out the door, a zombie come and gone.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]پیرمرد از در بیرون رفت، یک زامبی وارد شد و رفت
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرد پیرمرد بیرون از خانه بیرون آمد، زامبی آمد و رفته
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

5. Only a zombie would risk a child's health by refusing to bend a rule.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تنها یک زامبی با امتناع از خم کردن یک قانون، سلامت کودک را به خطر می‌اندازد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]فقط یک زامبی با رد شدن از قانون، سلامت کودک را ریسک می کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

6. I put up the antenna the zombie watched me from behind his clutter of uncovered food.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]من آنتن را کنار گذاشتم، زامبی از پشت توده‌ای از مواد کشف‌شده مرا تماشا می‌کرد
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]من آنتن را گذاشتم که زامبی ها را از پشت سرش از غذای کشف تماشا کرد
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

7. You're like a zombie, to tell the truth.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تو مثل یه زامبی هستی که حقیقت رو بگه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]شما مثل زامبی هستید، حقیقت را بگویید
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

8. Terri, in the twilight world of the zombie, was writing the three words over and over again.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]تری، در نیمه تاریک پشت زامبی، این سه کلمه را بارها و بارها روی بارها و بارها نوشته بود
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Terri، در دنیای تاریک زامبی، این سه کلمه را بارها و بارها نوشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

9. Or were they zombie bodies, specially bred and conditioned, and thus essentially unhuman?
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یا حتی بدن زامبی ها، به طور خاص تولید کننده و منظم است، و در اصل اساسا unhuman؟
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یا آیا آنها بدن انسان زامبی بودند، مخصوصا پرورش داده شده و مشروب، و در نتیجه بطور غیرانسانی؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

10. Vologsky was like a zombie, existing on the outermost fringe of sentient life.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]Vologsky مانند یک زامبی است که در بیرونی‌ترین حاشیه زندگی حساس موجود است
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]Vologsky مانند یک زامبی بود، که در حاشیه دور از زندگی زندگی معقول وجود داشت
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

11. Dead RisingDead. Nazi zombie mode in Call of Duty: World at War.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]RisingDead مرده حالت زامبی نازی در ندای وظیفه: جهان در جنگ
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]مرگ مرده حالت زامبی نازی در Call of Duty World در جنگ
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

12. But instead of being a zombie or a vampire, why not trick or treat dressed-up as Wall Street's most infamous con man.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]اما به جای اینکه یک زامبی یا یک خون‌آشام باشد، چرا که نه کلک و نه با لباس پوشیدن لباس مردانه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]اما به جای زامبی و یا یک خون آشام، چرا باید فریب ندهید یا لباس پوشیدنی را به عنوان متعصب ترین وال استریت بدانید؟
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

13. No. Casting Zombie on a Zombified character should cancel the status.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]No Zombie در مورد شخصیت zombified باید وضعیت را لغو کند
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]خیر ریخته گری زامبی در شخصیت زامبی باید وضعیت را لغو کند
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

14. One zombie is let loose into this law - abiding scene to attack everybody.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]یک زامبی وارد صحنه - شده تا به همه حمله کنه
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]یک زامبی به این قانون رها شده است - صحنه قابل قبول برای حمله به همه
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

15. He looked like a zombie the morning after he went out drinking.
ترجمه ترگمان [ترجمه ترگمان]صبح روز بعد، مثل یک زامبی به نظر می‌رسید
ترجمه گوگل [ترجمه گوگل]بعد از خوردن نوشیدن، او صبح زامبی بود
ترجمه کاربر [ترجمه شما] ترجمه صحیح تر را بنویسید ویرایش

مترادف zombie

ادم احمق (اسم)
fool , galoot , birdbrain , snipe , zombie , dromedary , zombi , bufflehead , dotterel , poop , featherbrain , featherhead , softhead
انسان زنده شد (اسم)
zombie , zombi
خدایی بشکل مار (اسم)
zombie , zombi
مارخدا (اسم)
zombie , zombi

معنی کلمه zombie به انگلیسی

zombie
• walking dead, dead returned to life, dead body controlled by supernatural power; space cadet, term used for apathetic or drugged person (slang); mixed drink made of several kinds of rum or liqueur and fruit juice; snake god of voodoo religions (in west india, brazil and west africa); user that surfs the internet for hours and never seems to sleep or get tired; dormant program that is placed through the "backdoor" on a computer
• if you refer to someone as a zombie, you mean that they seem completely unaware of things around them, and seem to act without thinking about what they are doing.

zombie را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی zombie

ebitaheri@gmail.com ١١:٠١ - ١٣٩٦/١١/٠٣
مُرده‌نما
|

احسان ٢٢:٣٠ - ١٣٩٧/٠٣/١٧
زنده شدن مرده
|

پیشنهاد شما درباره معنی zombie



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

کهیار > تیارا
علی بابایی ساروی > آرشیدا
Arisan anoai > Greece
شهناز اکبرزاده > طیف
عادل ولی محمدی > run down
حسین شهبازی > قانونمدار
هما > هما
سوما > سوما

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

معنی zombie
کلمه : zombie
املای فارسی : زامبی
اشتباه تایپی : ظخئذهث
عکس zombie : در گوگل


آیا معنی zombie مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 98% )