انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 648 100 1

آب دهان


مترادف کلمه آب دهان

spit (اسم)
میله ، شمشیر ، دشنه ، سیخ ، رطوبت ، تف ، بزاق ، اب دهان ، خدو ، سیخ کباب
slobber (اسم)
خوی ، گل ، گلیز ، لجن ، بزاق ، اب دهان ، گریه بچگانه
saliva (اسم)
خوی ، بزاق ، اب دهان ، خدو
spittle (اسم)
تف ، اب دهان ، مایع مترشحه از غدد بزاقی
slaver (اسم)
اب دهان ، کشتی حامل بردگان ، برده فروش ، تاجر برده ، اب افتادن دهان

کلمات بعدی

پیشنهاد کاربران درباره معنی آب دهان

تاشبور ١٨:٤٤ - ١٣٩٧/٠٢/٢١
در زبان ترکی استانبولی می شود: سالیا
|

پیشنهاد شما درباره معنی آب دهان



نام نویسی   |   ورود

توضیحات دیگر

آیا معنی آب دهان مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )