انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 638 100 1

آب پز کردن


مترادف کلمه آب پز کردن

scald (فعل)
اب پز کردن ، با آب گرم سوزاندن ، اب جوش ریختن روی ، تاول زده کردن
poach (فعل)
دزدیدن ، لگد زدن ، راندن ، فرو کردن ، بهم زدن ، تجاوز کردن به ، هل دادن ، اب پز کردن ، دزدکی شکار کردن ، برخلاف مقررات شکار صید کردن
pot roast (فعل)
اب پز کردن

کلمات بعدی

پیشنهاد شما درباره معنی آب پز کردن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > A.M
Kamyab > Take temperature
ادیب > Sobbing
Reyhaneh > serve
من یه دختر عاشقم به اسم کوثر من عاشق نیما هستم > Endangered
محمدرضا جهان نژادی > pure
جوادشجاعی > ژن
Efiss > The Drill

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

توضیحات دیگر

آیا معنی آب پز کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )