انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری، مترجم یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 367 100 1

معنی اشاره کردن به انگلیسی

مترادف کلمه اشاره کردن

point (فعل)
نشان دادن ، اشاره کردن ، متوجه ساختن ، گوشه دار کردن ، تیز کردن ، نوک گذاشتن ، خاطر نشان کردن ، نقطه گذاری کردن ، نوک دار کردن
motion (فعل)
پیشنهاد کردن ، اشاره کردن
mention (فعل)
اشاره کردن ، ذکر کردن ، نام بردن
hint (فعل)
اشاره کردن
sign (فعل)
اشاره کردن ، پاراف کردن ، امضاء کردن
allude (فعل)
اظهار کردن ، اشاره کردن ، مربوط بودن به ، گریز زدن به
nudge (فعل)
اشاره کردن ، با ارنج زدن
insinuate (فعل)
اشاره کردن ، داخل کردن ، تلقین کردن ، به اشاره فهماندن ، بطور ضمنی فهماندن
imply (فعل)
اشاره کردن ، رساندن ، دلالت ضمنی کردن بر ، اشاره داشتن بر
cue (فعل)
اشاره کردن ، راهنمایی کردن ، با چوب بیلیارد زدن ، صف بستن
beckon (فعل)
اشاره کردن ، با اشاره صدا زدن

کلمات بعدی

پیشنهاد شما درباره معنی اشاره کردن



نام نویسی   |   ورود
فروشگاه کمپونرم افزاری مریم

تازه ترین پیشنهادها

توضیحات دیگر

آیا معنی اشاره کردن مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 96% )