مترجم

دیکشنری
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 275 100 1

مسابقه


تلفظ bout به آمریکاییتلفظ bout به انگلیسی bout
تلفظ competition به آمریکاییتلفظ competition به انگلیسی competition
تلفظ contention به آمریکاییتلفظ contention به انگلیسی contention
تلفظ contest به آمریکاییتلفظ contest به انگلیسی contest
تلفظ match به آمریکاییتلفظ match به انگلیسی match
تلفظ race به آمریکاییتلفظ race به انگلیسی race
تلفظ sport به آمریکاییتلفظ sport به انگلیسی sport
تلفظ wrestle به آمریکاییتلفظ wrestle به انگلیسی wrestle
تلفظ duel به آمریکاییتلفظ duel به انگلیسی duel
تلفظ event به آمریکاییتلفظ event به انگلیسی event
تلفظ gammy به آمریکاییتلفظ gammy به انگلیسی gammy
تلفظ gymkhana به آمریکاییتلفظ gymkhana به انگلیسی gymkhana
تلفظ meet به آمریکاییتلفظ meet به انگلیسی meet

معنی مسابقه به انگلیسی

cook-off
preliminary
rally
road racing
steeplechase
futurity
derby
marathon
tiebreaker
relay event, relay race
spelling bee
sack race
return game, return match
grand prix
playoff
frolic
pentathlon
handicap race
heat, playoff, knockout competition
compete, contend, contest, course, race
drag-race
field
competitor, racer
footrace
flying start
dead heat
orienteering
tournament
drag race
motocross
tug of war
football match
local derby
regatta
regatta
setup
bowl, championship, playoff
tryout
prizefight
off _
final, rubber, runoff
tilt
match point
starter
racehorse
game point
score
take
retire
field
fix
game
fix
field
field
runner-up
starter
fix
gammy
seed
stopwatch
overtake
odds
perfecta
getaway
race
race
competition
run
field
racer
drub
whip
default
default
field
final
finalist
shell
scull
bee
field
field
draw
draw
draw
racecourse
raceway
mismatch
mismatch
front-runner
runner-up
game plan
half time, half
partner
weigh-in
post time
score sheet, score card
partner

مترادف کلمه مسابقه

- اسم -
match
تطابق ، تطبیق ، حریف ، جفت ، نظیر ، همسر ، لنگه ، مسابقه ، همتا ، ازدواج ، کبریت ، چوب کبریت ، حریف کسی بودن ، زور ازمایی
game
بازی ، سرگرمی ، شوخی ، شکار ، مسابقه ، جانور شکاری ، یک دور بازی ، مسابقه های ورزشی
contest
ستیز ، مشاجره ، دعوا ، رقابت ، مسابقه
race
گردش ، دور ، تبار ، طبقه ، نژاد ، دوران ، طایفه ، مسابقه ، نسل ، قوم
competition
هم اوری ، رقابت ، مسابقه ، سبقت جویی ، هم چشمی ، تفاضل
emulation
تقلید ، مسابقه ، هم چشمی ، پژهان
tourney
مسابقه
racing
رقابت ، مسابقه
tournament
مسابقه ، مسابقات قهرمانی ، تشکیل مسابقات

پیشنهاد شما درباره معنی مسابقه



نام نویسی   |   ورود
آیا معنی مسابقه مناسب بود ؟     بله - خیر     ( امتیاز : 95% )
بستن آگهی ها
زبان مارکت
خرید بلیط هواپیما
حقوق و دستمزد
نرم افزاری مریم
فروشگاه آنالی