برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
97 1289 100 1

آبخور

/'Abxor/

معنی آبخور در لغت نامه دهخدا

آبخور. [ خوَرْ / خُرْ ] (اِ مرکب ) محل آب خوردن و آب برداشتن جانور و آدمی از نهر و جز آن. ورد. مورد. منهل. سَقایه. شرعه. شریعه. عطن. مشرب. مشرع. معطن. منزل. آبشخور. آبشخورد. آبخورد :
سر فروبردم میان آبخور
از فرنج مَنْش خشم آمد مگر.
رودکی.
وزآن آبخور شد بجای نبرد
پراندیشه بودش دل و روی زرد.
فردوسی.
گل و آب سیاه تیره همی
از چه معنیش آبخور باشد؟
مسعودسعد.
پس نشان داد کآن درخت کجاست
گفت از آن آبخور که خانی ماست.
نظامی.
نیست در سوراخ کفتار ای پسر
رفت تازان او بسوی آبخور.
مولوی.
|| روزی. قسمت. نصیب :
ترسم که برآید ز جهان آبخور من
کز شهر برآورد جهان آبخور تو.
قطران.
در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند
آدم بهشت روضه ٔ دارالسلام را.
حافظ.
خواست دلم تا که بمسجد شود
کابخورش جانب میخانه برد.
؟ (از فرهنگ جهانگیری ).
|| ظرفی که بدان آب خورند. سِقایه :
پیراهنت دریده و استاد درزیی
چون کوزه گر ز کنج همی آبخور کنی.
رشیداعور.
- آبخورهای ریشه ؛ آبکش های آن : چون بیخ آبخور ندارد نه برگش سبز بماند و نه شاخش تر بماند. (تفسیر ابوالفتوح رازی ).

معنی آبخور به فارسی

آبخور
( اسم ) ۱- محل آب خوردن سرچشمه و کنار رود و امثال آن که از آنجا آب بر گیرند و نوشند. ۲ - مشربه آبخوری . ۳ - قسمت نصیب روزی .
محل آب خوردن و آب برداشتن جانور و آدمی
[draght, draft] [حمل ونقل دریایی] قسمتی از بدنۀ کشتی که در زیر آب قرار می گیرد
( مصدر) مقام کردن توقف نمودن .

معنی آبخور در فرهنگ معین

آبخور
(خُ) (اِمر.) ۱ - سرچشمه و محلی که از آن جا آب برگیرند و بنوشند، آبشخور. ۲ - قسمت ، نصیب . ۳ - موی اضافی سبیل .

معنی آبخور در فرهنگ فارسی عمید

آبخور
‹آبخورد، آبشخور›
۱. (کشاورزی) مقدار قابلیت زمین برای جذب آب.
۲. آن قسمت از اجسام شناور که در آب قرار می گیرد.
۳. [قدیمی] کنار رودخانه، تالاب، سرچشمه، و محلی که از آنجا آب بردارند یا آب بخورند: وز آن آبخور شد به جای نبرد / پراندیشه بودش دل و روی زرد (فردوسی: ۲/۱۸۴ حاشیه).
۴. (اسم مصدر) [قدیمی] نوشیدن آب.
۵. [قدیمی، مجاز] بهره، نصیب، روزی: در عیش نقد کوش که چون آبخور نماند / آدم بهشت روضهٴ دارالسلام را (حافظ: ۳۰).

آبخور در دانشنامه ویکی پدیا

آبخور
واژه آبخور ممکن است در زمینه هایی زیر به کار رود:
آبخور (شناور) اصطلاحی در کشتی سازی است.
آبخور اصطلاحی در کشاورزی و آبیاری است.
آبخور اصطلاحی در محیط زیست است.
آبخور در کشتی سازی و مهندسی دریایی به فاصله عمودی از سطح آب تا پایین ترین بخش شناور گفته می شود. همچنین ژرفای بیشینه بندرها نیز آبخور نامیده می شود و نشان دهنده بیشینه آبخور شناورهایی است که می توانند در این بندر پهلو بگیرند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آبخور را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

tinabailari
محل آب خوردن 🙍🏻‍♂️🙍🏻‍♂️
علی باقری
آبخور (اصطلاح بنایی) فرو بردن آجر در آب به منظور گرفتن گرد و خاک آن.

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اراك امروز   • زین پوش اسب   • معنی آبخور   • مفهوم آبخور   • تعریف آبخور   • معرفی آبخور   • آبخور چیست   • آبخور یعنی چی   • آبخور یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبخور
کلمه : آبخور
اشتباه تایپی : Hfo,v
آوا : 'Abxor
نقش : اسم
عکس آبخور : در گوگل

آیا معنی آبخور مناسب بود ؟           ( امتیاز : 97% )