انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1090 100 1

آبستن شدن

معنی آبستن شدن در لغت نامه دهخدا

آبستن شدن. [ ب ِ ت َش ُ دَ ] (مص مرکب ) آبستن گشتن. آبستن گردیدن. آبستن آمدن. تمخض. حَبَل. (دهار). بار گرفتن. بار برداشتن. حامله گشتن. حمل برداشتن. بچه گرفتن. زه برداشتن. باربردار شدن ماده از نر. || زنده شدن و شکوفه ٔ خرد برآوردن درخت در آخر زمستان و اول بهار.

معنی آبستن شدن به فارسی

آبستن شدن
( مصدر ) ۱ - حامله شدن باردار گشتن آبستن گردیدن . ۲ - شکوف. خرد بر آوردن درخت آبستن گشتن . ۳- در خفا رشوه گرفتن
باردار شدن حامله گشتن

معنی آبستن شدن به انگلیسی

engender (فعل)
ایجاد کردن ، ابستن شدن ، بوجود امدن ، تولید نسل کردن
conceive (فعل)
پنداشتن ، فهمیدن ، تصور کردن ، ابستن شدن

آبستن شدن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

تاشبور ١٨:٤٧ - ١٣٩٧/٠٢/٢١
گبه کالماک
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبستن شدن   • مفهوم آبستن شدن   • تعریف آبستن شدن   • معرفی آبستن شدن   • آبستن شدن چیست   • آبستن شدن یعنی چی   • آبستن شدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبستن شدن
کلمه : آبستن شدن
اشتباه تایپی : Hfsjk ank
عکس آبستن شدن : در گوگل


آیا معنی آبستن شدن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )