انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1076 100 1

آبستن گردیدن

معنی آبستن گردیدن به فارسی

آبستن گردیدن
( مصدر ) ۱ - حامله شدن باردارگشتن آبستن شدن . ۲ - شکوف. خرد بر آوردن درخت آبستن شدن .

آبستن گردیدن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آبستن گردیدن   • مفهوم آبستن گردیدن   • تعریف آبستن گردیدن   • معرفی آبستن گردیدن   • آبستن گردیدن چیست   • آبستن گردیدن یعنی چی   • آبستن گردیدن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آبستن گردیدن
کلمه : آبستن گردیدن
اشتباه تایپی : Hfsjk 'vndnk
عکس آبستن گردیدن : در گوگل


آیا معنی آبستن گردیدن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )