انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 652 100 1

آب افتاده

معنی آب افتاده در لغت نامه دهخدا

آب افتاده. [ اُ دَ / دِ] (ن مف مرکب ) میوه ٔ نیم رَس. || متاعی در آب دریا یا رود تر شده و رنگ بگردانیده و زیان دیده.

معنی آب افتاده به فارسی

آب افتاده
میوه نیم رس متاعی در آب دریا یا رود تر شده و رنگ بگردانیده و زیان دیده

پیشنهاد شما درباره معنی آب افتاده



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• افتادن گوشی لمسی در اب   • افتادن گوشی در آب   • تعمیر گوشی آب خورده   • گوشی اب خورده   • آب رفتن در گوشی موبایل   • افتادن گوشی سامسونگ در آب   • افتادن گوشی آیفون در آب   • اگر گوشی در آب افتاد چه کنیم   • معنی آب افتاده   • مفهوم آب افتاده   • تعریف آب افتاده   • معرفی آب افتاده   • آب افتاده چیست   • آب افتاده یعنی چی   • آب افتاده یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب افتاده
کلمه : آب افتاده
اشتباه تایپی : Hf htjhni
عکس آب افتاده : در گوگل


آیا معنی آب افتاده مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )