انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 648 100 1

آب انداختن

معنی آب انداختن در لغت نامه دهخدا

آب انداختن. [ اَ ت َ ] (مص مرکب ) میختن ستور. || پختگی آغازیدن میوه. || جدا شدن آب ماست و آش سرد و جز آن از دیگر اجزاء.

معنی آب انداختن به فارسی

آب انداختن
( مصدر ) ادرار کردن پیشاب کردن شاشیدن
پختگی آغازیدن میوه جداشدن آب ماست و آش سرد و جز آن از دیگر اجزائ
ظاهر و فاش کردن .
کنایه از فتنه و هنگامه تازه بر پا کردن
غروب کردن

معنی آب انداختن در فرهنگ معین

آب انداختن
(اَ تَ)(مص ل .) ۱ - نطفه ریختن در رحم . ۲ - ادرار کردن .

پیشنهاد شما درباره معنی آب انداختن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > A.M
Kamyab > Take temperature
ادیب > Sobbing
Reyhaneh > serve
من یه دختر عاشقم به اسم کوثر من عاشق نیما هستم > Endangered
محمدرضا جهان نژادی > pure
جوادشجاعی > ژن
Efiss > The Drill

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• انداختن کشتی به اب   • کشتیهای غول پیکر   • به آب انداختن کشتی های بزرگ   • معنی آب انداختن   • مفهوم آب انداختن   • تعریف آب انداختن   • معرفی آب انداختن   • آب انداختن چیست   • آب انداختن یعنی چی   • آب انداختن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب انداختن
کلمه : آب انداختن
اشتباه تایپی : Hf hknhojk
عکس آب انداختن : در گوگل


آیا معنی آب انداختن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )