انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

96 711 100 1

آب تنی کردن

معنی آب تنی کردن در لغت نامه دهخدا

آب تنی کردن. [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن.

معنی آب تنی کردن به فارسی

آب تنی کردن
( مصدر ) شستن تن در آب .
غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن

آب تنی کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی آب تنی کردن



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• به مشاهده اجرام نجومی چه می گویند   • آبزی درودگر   • آبتنی زنان   • معنی آب تنی کردن   • مفهوم آب تنی کردن   • تعریف آب تنی کردن   • معرفی آب تنی کردن   • آب تنی کردن چیست   • آب تنی کردن یعنی چی   • آب تنی کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب تنی کردن
کلمه : آب تنی کردن
اشتباه تایپی : Hf jkd ;vnk
عکس آب تنی کردن : در گوگل


آیا معنی آب تنی کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 96% )