انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

99 1032 100 1

آب تنی کردن

معنی آب تنی کردن در لغت نامه دهخدا

آب تنی کردن. [ ت َ ک َ دَ ] (مص مرکب ) غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن.

معنی آب تنی کردن به فارسی

آب تنی کردن
( مصدر ) شستن تن در آب .
غوطه خوردن در آب سرد بقصد خنک شدن

آب تنی کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Reyhaneh > get to know
جواد طایفی > Eurious
sina > tip over
Mah > Tug of love
محسن نجات حسینی > نظرات
مسعو ذهنیان > انگوری
عباس کاظمی > compresores
reza > providence

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• به مشاهده اجرام نجومی چه می گویند   • آبزی درودگر   • آبتنی زنان   • معنی آب تنی کردن   • مفهوم آب تنی کردن   • تعریف آب تنی کردن   • معرفی آب تنی کردن   • آب تنی کردن چیست   • آب تنی کردن یعنی چی   • آب تنی کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب تنی کردن
کلمه : آب تنی کردن
اشتباه تایپی : Hf jkd ;vnk
عکس آب تنی کردن : در گوگل


آیا معنی آب تنی کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 99% )