انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 721 100 1

آب جوش

معنی آب جوش در لغت نامه دهخدا

آب جوش. [ ب ِ ] (ترکیب اضافی ، اِ مرکب ) آبی که در آن جوش یعنی بی کربنات سود و حامض طرطیر کرده و چون گوارشی آشامند. || (ترکیب وصفی ، اِ مرکب ) آب جوشان.

معنی آب جوش به فارسی

آب جوش
( اسم ) ۱ - آبی که در حال جوشیدن است آب جوشان . ۲ - آب گرم معدنی . ۳ - آبی که در آن جوش یعنی بی کربنات سود و اسید طرطیر کنند و مانند گوارشی بیاشامند .
[علوم و فنّاوری غذا] ← در آب جوش زدن

آب جوش را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی آب جوش



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• مضرات آب جوش   • اب جوشیده برای خوردن   • فواید آب جوشیده سرد شده   • خواص دوش آب گرم   • خوردن آب گرم ناشتا   • مضرات خوردن آب ناشتا   • نوشیدن آب گرم با معده خالی   • خواص خوردن آب گرم   • معنی آب جوش   • مفهوم آب جوش   • تعریف آب جوش   • معرفی آب جوش   • آب جوش چیست   • آب جوش یعنی چی   • آب جوش یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب جوش
کلمه : آب جوش
اشتباه تایپی : Hf [,a
عکس آب جوش : در گوگل


آیا معنی آب جوش مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )