انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 717 100 1

آب رفتن

معنی آب رفتن در لغت نامه دهخدا

آب رفتن. [ رَ ت َ ](مص مرکب ) کوتاه شدن جامه ٔ نو پس از شسته شدن آن.

معنی آب رفتن به فارسی

آب رفتن
( مصدر ) ۱ - جریان آب رفتن آب . ۲ - کوتاه شدن جام. تازه پس از شسته شدن آن . ۳ - خارج شدن منی جاری شدن آب مرد . ۴ - بی عزت شدن خوار گردیدن .
کوتاه شدن جامه نو پس از شسته شدن آن

معنی آب رفتن در فرهنگ معین

آب رفتن
(رَ تَ) (مص ل .) ۱ - کوتاه شدن جامه در اثر شستن . ۲ - بی آبرو شدن .

معنی آب رفتن به انگلیسی

shrink (فعل)
خرد شدن ، جمع شدن ، منقبض کردن ، چروک شدن ، منقبض شدن ، خزیدن ، فشردن ، چروک کردن ، شانه خالی کردن از ، کوچک شدن ، اب رفتن

آب رفتن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی آب رفتن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

Armita Khazaei > darkroomمعنی به فارسی
@shahinfelegari > swallow
محمد > زرافه
Z.A > yet
Mehdi > Evolve
کوروش هو (واژه پژوه) > همام
رویا لطفی > temporomandibular joint
مرضیه > نام قدیم بابلسر

فهرست پیشنهادها | نگارش واژه نو

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آب رفتن   • مفهوم آب رفتن   • تعریف آب رفتن   • معرفی آب رفتن   • آب رفتن چیست   • آب رفتن یعنی چی   • آب رفتن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب رفتن
کلمه : آب رفتن
اشتباه تایپی : Hf vtjk
عکس آب رفتن : در گوگل


آیا معنی آب رفتن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )