برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1154 100 1

آب کردن

معنی آب کردن در لغت نامه دهخدا

آب کردن. [ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تذویب. گداختن. اذابه. ذوب. مذاب کردن. حل کردن. محلول ساختن. || مجازاً، فروختن چیزی بنهانی. بفروش رسانیدن کالایی کم مشتری و کاسد یا قلب و ناروا.
- دل کسی را آب کردن ؛ او را در مطلوب و آرزویی انتظار دادن.

معنی آب کردن به فارسی

آب کردن
( مصدر ) ۱ - مایع ساختن تبدیل باب کردن ذوب کردن گداختن : آب کردن روغن آب کردن فلز . ۲ - ریختن آب در ظرف حوض و غیره . ۳ - جنس نامرغوب را فروختن ( مخصوصا بانواع حیله ) . یا آب کردن دختر . بشوهر دادن او بحر نحو که میسر باشد . یا دل کسی را آب کردن . او را در مطلوب و آرزویی منتظر کردن .
گداختن بفروش رسانیدن کالایی کم مشتری
آب دادن . رفع عطش کردن
به مهلکه انداختن به هچل انداختن .
قیمت زیاده از ارزش گفتن

معنی آب کردن در فرهنگ معین

آب کردن
(کَ دَ) (مص م .) ۱ - ذوب کردن . ۲ - (عا.) به حیله جنس نامرغوب را فروختن .
(فَ. کَ دَ) (مص م .) نیست کردن ، به نیستی افکندن .

آب کردن

معنی ضرب المثل -> آب کردن
فروختن، رد کردن.

معنی آب کردن به انگلیسی

dissolve (فعل)
حل کردن ، منحل کردن ، اب کردن ، گداختن
flux (فعل)
جاری شدن ، اب کردن ، گداختن
liquate (فعل)
اب کردن ، گداختن ، ذوب کردن ، تبدیل باب کردن

آب کردن را به اشتراک بگذارید

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آب كردن شكم در يك ماه   • آب كردن شكم در 6 هفته   • رژيم غذايي براي اب كردن شكم و پهلو   • آب كردن شكم بعد از زايمان   • آب كردن چربي هاي دور شكم و پهلو   • آب كردن شكم و پهلو   • آب كردن شكم با ورزش   • كوچك كردن شكم با داروهاي گياهي   • معنی آب کردن   • مفهوم آب کردن   • تعریف آب کردن   • معرفی آب کردن   • آب کردن چیست   • آب کردن یعنی چی   • آب کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آب کردن
کلمه : آب کردن
اشتباه تایپی : Hf ;vnk
عکس آب کردن : در گوگل

آیا معنی آب کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )