انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

95 1065 100 1

آتروپات

معنی اسم آتروپات

اسم: آتروپات
نوع: پسرانه
ریشه اسم: اوستایی-پهلوی
معنی: صورت دیگر آذرباد، آذرپناه یا کسی که آتش نگهدار اوست

آتروپات در دانشنامه ویکی پدیا

آتروپات
آتروپات یا آتورپات (به معنی آذربد یا نگهبان آتش) ساتراپ ماد، فرمانده نیروهای ماد و آلبانی و ساکاسنس (قسمتی از ارمنستان امروزی) در نبرد گوگامل در سال ۳۳۱ پیش از میلاد بوده است. او تا مرگ داریوش سوم در سال ۳۳۰ پیش از میلاد به او وفادار مانده بود و بعد از مرگ داریوش سوم به اردوگاه مقدونی ها پیوست. اسکندر بعد از گذر از اکباتان (همدان) در ابتدای همان سال فرمانروایی ماد را به اکسیدَتِس واگذاشت. اما در سال ۳۲۷ یا ۳۲۸ پیش از میلاد اکسیدَتِس- را که دیگر به وفاداری اش اعتماد نداشت - عزل و دوباره آتروپات را به فرمانروایی آن سرزمین گماشت. آتروپات، بریاکسِس را به واسطه ی شورشی که در استان آتروپاتکان روی داد ، شکست داده و در سال ۳۲۴ یا ۳۲۵ پیش از میلاد در پاسارگاد وی را به اسکندر تحویل داد. او به اندازه ای در نظر اسکندر مقام و منزلت یافت که مدتی بعد با دختر رازدار اسکندر – پردیکاس - ازدواج کرد. او آخرین دیدارش را با اسکندر در ماد به سال ۳۲۳ یا ۳۲۴ پیش از میلاد انجام داد.
آذربایجان
آتورپاتکان
آتورپات مهرسپندان
بعد از مرگ اسکندر در ۳۲۴ پیش از میلاد، در تقسیم اراضی توسط بابِل، ساتراپی ماد به دو قسمت تقسیم شد، به طوری که ماد کوچک (قسمت شمال غربی) به آتروپات و ماد بزرگ (قسمت شرقی) به پیثون واگذار گردید. سرانجام آتروپات از تابعیت فرماندهان مقدونیهای سرباز زد و ساتراپی او، کشوری مستقل شد. از آن پس این قسمت از ماد به عنوان «ماد آتروپاتنه» یا اختصار «آتروپاتنه» شناخته شد، همان گونه که در زبان ارمنی «آترپاتاکان»، در زبان پارتی و پارسی میانه «آتورپاتکان»، بعدها «آذوربادگان»، و در فارسی نوین «آذربایجان» نام گرفت.
آتروپات هرگز حکومت هیچ کدام از سرداران مقدونی را به رسمیت نشناخت. او دودمانی بنا نهاد که در آتروپاتکان چندین قرن فرمان راندند.
آتروپات محلی را نزدیک گنزک به مغان داد تا آتشکدهای در آنجا برپا دارند. این آتشکده همان آذرگشنسپ معروف است که بعدها به تخت سلیمان انتقال داده شد. بسیاری از مغان و پیروان مذهب زردشت بدانجا رفتند و آتش مقدسی را که در ری نگاه داشته می شد، با خود به آن ناحیه بردند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

ارتباط محتوایی با آتروپات

آتروپات را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آوا ١٢:٤٤ - ١٣٩٥/٠٦/١٨
آتورپات؛ نام باستانی آذربایجان مربوط به دو هزار سال پیش؛ نام سردار دلیر ایرانی که از آذربایگان برخاسته و ایرانیان را به قیام فرا خواند و آن سرزمین را که بخشی از مادان و به نام ماد کوچک معروف بود از افتادن به دست یونانیان نگه داشته شد و آن سرزمین به نام او اتورپاتکان خوانده شد.
|

هانیه ١٣:٤١ - ١٣٩٥/٠٧/١٢
(اِ) آذربد . نگهبان آتش . نگهبانی شده توسط آتش .
|

گلاره ١٤:٢٨ - ١٣٩٧/٠٦/٠٩
آتش نگهدار
|

علی سیریزی ٢٢:٥٩ - ١٣٩٨/٠٣/٠٨
نام والی آتروپاتن(آذرآبادگان) یا آذربایجان
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آتروپات   • مفهوم آتروپات   • تعریف آتروپات   • معرفی آتروپات   • آتروپات چیست   • آتروپات یعنی چی   • آتروپات یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آتروپات
کلمه : آتروپات
اشتباه تایپی : Hjv,~hj
عکس آتروپات : در گوگل


آیا معنی آتروپات مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 95% )