برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1281 100 1

آخر

/'Axar/

مترادف آخر: اختتام، انتها، پایان، پسین، ته، خاتمه، سرانجام، عاقبت، فرجام، منتها، نهایت، واپسین

متضاد آخر: ابتدا

برابر پارسی: پایان، انجام، پسین، فرجام، واپسین

معنی آخر در لغت نامه دهخدا

آخر. [ خ َ ] (ع ص ) دیگر. دگر. دیگری. یکی از دو چیز یا دو کس. غیر. مؤنث : اُخْری ̍. ج ، آخَرین.

آخر. [ خ ِ ] (ع ص ، ق ، اِ) عاقبت. باَنجام. سرانجام. انجام. بازپسین. اخیر. واپسین. پسین. اَفدُم. آفدم. در آخر. به آفدم. پایان. فرجام. بفرجام. فرجامین. خاتمه. کرانه. کران. غایت. نهایت. خاتمت. پس کار. (زمخشری ). مقابل اوّل. مؤنث : آخِره. ج ، آخِرین ، و اواخر نیز بجای آن گفته می شود و به فارسی آخرها :
قند جدا کن از اوی دور شو از زهر دند
هرچه به آخر به است جان ترا، آن پسند.
رودکی.
نه به آخر همه بفرساید
هرکه انجام راست فرسدنی است.
رودکی.
تا کی کند او خوارم تا کی زند او شنگم
فرسوده شوم آخر گر آهن و گر سنگم.
ابوشکور.
ببینم آخر روزی بکام دل خود را
گهی ایارده خوانم شها گهی خرده.
دقیقی.
بیاویختند آن دو تن سخت دیر
به آخر ورا هوم آورد زیر.
فردوسی.
ببد در جهان پنج صد سال شاه
به آخر شد و ماند زو جایگاه.
فردوسی.
همی گفتش صبوری کن که آخر
بکام دل رسد یک روز صابر.
(ویس و رامین ).
پدر ما هرچند ما را ولی عهد کرده بود... در این آخرها که لختی مزاج او بگشت... ما را به ری ماند. (تاریخ بیهقی ). امیر گفت اسبی نیک روز آخر خیلتاش را باید داد. (تاریخ بیهقی ). پس از جواب توقیع کند و به آخر آن ایزد... را یاد کند که وزیر رابر آن نگاه دارد. (تاریخ بیهقی ).
بخرم آخرآنین ترا جان پدر
پس درو ریزم جغرات و همی جنبانم.
؟ (از فرهنگ اسدی ، خطی ).
بار از خر بنهند آخر و زینها ننهند
زآنکه اینها سوی ایزد بسی از خر بترند.
ناصرخسرو.
از پی هر گریه آخر خنده ای است
مرد آخربین مبارک بنده ای است.
مولوی.
میتوانی دید آخر را مکن
چشم آخربینْت را کور و کهن.
مولوی.
همچنین در قاع بسیط مسافری گم شده بود و قوت و قوّتش به آخر آمده. (گلستان ).
برو از خانه ٔ گردون بدر و نان مطل ...

معنی آخر به فارسی

آخر
( اسم ) ۱- جایگاهی از گل و سنگ و مانند آن که برای علف و کاه و جو خوردن چهار پایان سازند معلف طویله اصطبل . ۲ - گودیی که در سنگ یا چوب برای آب ایجاد کنند حوضچه . ۳ - قوس مانندی ازاستخوان بالای سینه و زیر گردن . ۴ - صورتی فلکی که عرب آنرا معلف گوید.
عاقبت سرانجام
[ گویش مازنی ] /aaKher/ آخور چارپایان & پایان انجام سرانجام
آخرکار باخر پایان کار عاقبت : آخرالامر نسیم فتح و نصرت بر پرچم علمهای دولت جهانگیری وزیده... توضیح آخر الامر بفتح رائ است نه بضم آن ( زیرا ترکیبی است که از زبان عربی عینا نقل شده و در آنجاست بسبب ظرفیت منصوب است
( اسم ) عاقبت اندیش آنکه از پیش نتیج. کارها را در یابد : مرد آخر بین مبارک بنده ایست ( مثنوی ).
عمل آخر بین عاقبت اندیشی .
صفت آخر بین
( صفت ) آنکه در رفاه و نعمت و فراوانی است .
( صفت ) جلودار ستوران جلودار چارپایان .
مقابل آخرچرب
صفت آنکه پیش بین باشد
( اسم ) ۱ - آخر بار . ۲ - پایین اطاق صف نعال پای ماچان . ۳ - داو آخرقمار دست آخر. ۴ - آخر پایان کار.
آخر بار
دنباله پالان که راکب بدان تکیه زند
نام محلی بوده در نزدیکی ری
( اسم ) ۱- دور. آخر. ۲ - قسمت واپسین از دوران روزگار که بقیا ...

معنی آخر در فرهنگ معین

آخر
(خَ) [ ع . ] (ص .) دیگر، دیگری . ج . آخرین .
(خِ) [ ع . ] (ص .) پسین ، پایان ، انجام . ،~ ِ خط بودن کنایه از: پایان عمر را طی کردن .
( ~. خُ) (اِمر.) کنایه از: کسی که چیزی نداشته باشد.

معنی آخر در فرهنگ فارسی عمید

آخر
۱. [مقابلِ اول] قرارگرفته در پایان: نام تو کابتدای هر نام است / اول آغاز و آخر انجام است (نظامی۴: ۵۳۷).
۲. پسین، بازپسین، آخری، پایانی.
۳. (قید) سرانجام: آخر کار شوق دیدارم / سوی دیر مغان کشید عنان (هاتف: ۴۷).
۴. (شبه جمله) هنگام گلایه، تنبیه، تعجب، و توجه دادن به کار می رود: نه آخر تو مردی جهاندیده ای / بدونیک هرگونه ای دیده ای؟ (فردوسی۲: ۵۹۵).
* آخر شدن: (مصدر لازم) به پایان رسیدن.
= آخور
فراخی عیش و بسیاری نعمت.

آخر در دانشنامه اسلامی

آخر
آخِر، واژه ای عربی به معنی انجام، سرانجام، بازپسین، پسین، واپسین، فرجام و کران است.
ریشه این واژه (أ خ ر) در ثلاثی مجرد کاربردی ندارد، ولی در بابهای تفعیل، تفعّل و استفعال به کار رفته است.از میان فرهنگ نویسان عرب تنها خوری شرتونی آن را صفت خوانده است، دیگران به نام صرفی آن اشاره ای نکرده اند.مؤنث آن آخره (نگارش فارسی: آخرت) و جمع مذکر آن آخرون و آخرین است.
← قرآن
از بررسی جاهای کاربرد دانسته می شود که اصل در این ماده همان تأخر در برابر تقدم است.اختلاف معانی در مشتقات آن تنها از جهت اختلاف صیغه ها و هیأتهاست نه از جهت دیگر.آخر مانند فاعل است، اَخیر مانند فعیل، أّخَر مانند حَسَن، آخَر مانند اَفعَل، اُخری مانند فُعلی و أُخَر جمع اُخری مانند صُغَر جمع صُغْری.
← کاربرد
چون ذهن آدمی در درون زمان و مکان محدود است، هنگامی که دریابد واژه ای مانند آغاز یا انجام درباره خداوند متعال به کار برده شده است، می کوشد آن را در همان چهارچوب محدود فراگیرد و برای آن توجیهی بیابد یا بسازد.از این رو در می ماند که چگونه خداوند می تواند «پس از» همه چیز حتی زمان باشد.در فرا زمان (آن سوی زمان) اصلاً مفهوم «بَعدیت» از میان می رود.این چگونه تواند بود؟ بیش تر مفسران بدین قناعت ورزیده اند که خدای متعال «آخر» است یعنی پایدار است پس از پایان همه چیز.مفصل ترین بحثها را در این زمینه فخرالدین رازی کرده است.وی در تفسیر همین آیه پس از ذکر ۵ نوع تقدم می گوید: «اینها حاصل اندیشه خردمندان درباره قَبْلیت و تقدم است، ولی من به نوعی دیگر از تقدم قائلم و آن مانند تقدمِ اجزای زمان بر یکدیگر است».آنگاه به اثبات این نکته می پردازد که این نوع تقدم غیر از تقدم زمانی و انواع دیگر است و می افزاید که «این آیه دلالت می کند که خدای تعالی آغاز همه ماسوی است و این برهان نیز بر همین معنی دلالت دارد».
← بازپسین بودن خداوند
...
آخر
معنی أَخَّرَ: به تأخير انداخت
معنی أُخَرَ: ديگر-بعدي
معنی ءَاخِرِنَا: نفر آخِر ما
معنی لَمْ يَتَسَنَّهْ: تغيير نكرده ( ها در آخر آن ، هاي استراحت است و معني ندارد)
معنی لَّا تَسْجُدَ ...


آخر در دانشنامه آزاد پارسی

آخِر
(به معنی فرجام و همیشه) در اصطلاح کلام از نام های نیکوی خداوند (سوره حدید، ۳)؛ متکلّمان و عرفا آن را در دو معنی به کار برده اند: ۱. ابدی، یعنی خداوند چنان که ازلی است ابدی نیز هست؛ ۲. هدف سلوک، یعنی خداوند همان گونه که در سلسلۀ موجودات نخستین موجود محسوب می شود در سیر و سلوک عارفان، هدف و آخرین منزل به شمار می آید.

ارتباط محتوایی با آخر

آخر در جدول کلمات

آخر
ته, انتها, پایان, نهایت
آخر بین و مدبر
عاقبت اندیش
آخر چیزی
ته
آخر فرنگی
اند
آخر ماه قمری
محاق
آخر هر ماه قمری
سلخ
آخر هر کار
انجام
آخر هفته انگلیسی
ویکند
آخر و پایان
ابد
آخر و فرجام
ابد

معنی کلمه آخر به عربی

قَبْلَ الأخيرِ

آخر را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

علیرضا
ãxer (= پایان) این واژه عربی است و پارسی آن اینهاست:
آنتیا، آندیا، آندی (سنسکریت: اَنتیا)
آنتیم، آنتیما (سنسکریت: اَنتیما)
اوتام (سنسکریت: اوتَّمَ)
پاچات (سنسکریت: پاسچاتّیَ)
تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: سون- سن
حمیدفلاح
پایان
شهریار آریابد
در پهلوی " افدم " ، افدمین بجای آخرین ، زمان افدم بجای آخر الزمان.
ملک‌زاده
بنظر من واژه‌ها و معانیشان نسبی و قراردادی هستند! و نباید مطلق گرایی کنیم! یعنی �آخَر� می تونه معنای سرانجام و پایان و عاقبت هم بدهد!
سیدحسین اخوان بهابادی
اگر حرف خ فتحه داشته باشد به معنای دیگر است. مثال :سؤال آخَر یعنی سوال دیگر، پرسش دیگری.
اما اگر حرف خ کسره داشته باشد به معنای پایان است. مثال :سؤال آخِر یعنی سوال پایانی ،آخرین پرسش

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اخر   • اخری   • آخر دهخدا   • جای روییدن گیاه   • فیلم شام اخر   • هانیه توسلی   • معنی آخِر   • معنی آخر   • مفهوم آخر   • تعریف آخر   • معرفی آخر   • آخر چیست   • آخر یعنی چی   • آخر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آخر
کلمه : آخر
اشتباه تایپی : Hov
آوا : 'Axar
نقش : اسم
عکس آخر : در گوگل

آیا معنی آخر مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )