برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
95 1223 100 1

آذوقه

/'Azuqe/

مترادف آذوقه: ارزاق، توشه، جیره، خواربار، خوراک، سوروسات، قوت

برابر پارسی: آزوغه، آزوک، توشک

معنی آذوقه در لغت نامه دهخدا

آذوقه. [ ق َ / ق ِ ] (اِ) (بعضی گویند کلمه ترکی است ، و ظاهراً مصحف عدوقه و عذوقه ٔ عربی به معنی خوردنی باشد) ساز. ساز ره. برگ. آنچه از خوردنی همراه دارند سفر را. آنچه در خانه از غله و حبوب و امثال آن گرد کنند مصرف چند ماهی یا سالی را.

معنی آذوقه به فارسی

آذوقه
( اسم ) ۱- غذایی که در سفر با خود دارند توشه . ۲ - آنچهدر خانه از غله و حبوب و مانند آن جمع کنند برای مصرف چند ماه یا یک سال . معمولا این کلمه را بصورت ( آذوقه ) نویسند.
ساز آنچه از خوردنی همراه دارند سفر را

معنی آذوقه در فرهنگ معین

آذوقه
(قِ) ( اِ.) نک آزوقه .

معنی آذوقه در فرهنگ فارسی عمید

آذوقه
۱. غذایی که در سفر با خود بردارند، توشه.
۲. خواربار که در خانه نگه دارند.

آذوقه در دانشنامه اسلامی

آذوقه
به غلات، حبوبات و دیگر موادّ غذایی گردآوری شده در منزل جهت مصرف سالانه آذوقه اطلاق می شود و از آن به مناسبت در بابهای خمس، تجارت و حدود سخن رفته است.
آذوقه ای که در طول سال مورد نیاز است، جزء مؤنه به شمار می رود. از این رو، خمس به آن تعلّق نمی گیرد، مگر آن که زیاده بر سال بماند.
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۱۶، ص۵۹.    
احتکار برخی انواع آذوقه مانند گندم در صورتی که موجب زیان رساندن به مردم و در تنگنا قرار دادن آنان باشد، حرام است و در غیر این صورت، حرمت آن مورد اختلاف است.
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهر الکلام، ج۲۲، ص۴۸۱.    
دزدیدن آذوقه در شرایط قحطی و خشکسالی موجب ثبوت حد سرقت یعنی بریدن انگشتان نمی شود.
نجفی جواهری، محمدحسن، جواهرالکلام، ج۴۱، ص۵۰۷.    
...

ارتباط محتوایی با آذوقه

آذوقه در جدول کلمات

آذوقه سفر
راه توشه

معنی آذوقه به انگلیسی

food (اسم)
خورد ، قوت ، غذا ، طعمه ، خورش ، اغذیه ، خوراکی ، خوان ، خوردنی ، خوراک ، طعام ، خواربار ، توشه ، اذوقه
supply (اسم)
ذخیره ، موجودی ، خواربار ، اذوقه ، لزوم ، فرااورده
victual (اسم)
خواربار ، اذوقه ، ماکولات
provender (اسم)
غذا ، علف ، علوفه ، علیق ، سورسات ، خواربار ، اذوقه
purveyance (اسم)
اذوقه ، تهیه ، تدارک ، تهیه خواربار ، اذوقه رسانی

آذوقه را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

معصومه
این واژه در زبان سغدی soqdi آذوک ãżuk و به معنی دانه، غله، محصول بوده و عربی یا ترکی نیست.
شهریار آریابد
در پهلوی " پتخوی " به معنای توشه ، آذوقه ، برگرفته از کارنامه اردشیر بابکان ساسانی با گردآوری بهرام فره وشی.
علی باقری
و آزوغه وآزوغا وآزوق و آزيق = آز (آزماق = گم شدن) ايق (پسوند) = بخاطر گم شدن ، ره توشه ، توشه اي كه احتياطاً براي گم شدن در راه برمي دارند ، آزيق از ريشه هاي تركي باستان

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• آذوقه سفر در جدول   • آزوقه   • معنی آذوقه سفر   • اذوقه سفر   • آذوغه   • معنی سالن   • آذوقه سفر در حل جدول   • مفهوم آذوقه   • تعریف آذوقه   • معرفی آذوقه   • آذوقه چیست   • آذوقه یعنی چی   • آذوقه یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آذوقه
کلمه : آذوقه
اشتباه تایپی : Hb,ri
آوا : 'Azuqe
نقش : اسم
عکس آذوقه : در گوگل

آیا معنی آذوقه مناسب بود ؟           ( امتیاز : 95% )