برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
99 1273 100 1

آرایش کردن

معنی آرایش کردن در لغت نامه دهخدا

آرایش کردن. [ ی ِ ک َ دَ ] (مص مرکب ) تزیین. تزیّن. آراستن. جلوه کردن. || طرازیدن. پدرام کردن. تدبیج. تنقیش. خودسازی.

معنی آرایش کردن به فارسی

آرایش کردن
تزئین آراستن
(( برون آمد زپشت هفت پرده بنامیزد رخی هرهفت کرده . )) ( نظامی )

آرایش کردن در جدول کلمات

ماده ای برای آرایش کردن مژه ها
ریمل

معنی آرایش کردن به انگلیسی

adorn (فعل)
اراستن ، زیبا کردن ، ارایش کردن ، قشنگ کردن ، ارایش دادن ، زینت دادن ، مزین ساختن ، با زر و زیور اراستن
embellish (فعل)
زیبا کردن ، ارایش کردن ، ارایش دادن ، زینت دادن ، پیراستن
attire (فعل)
اراستن ، ارایش کردن ، لباس پوشاندن
bedeck (فعل)
اراستن ، ارایش کردن ، زینت دادن
manicure (فعل)
ارایش کردن ، مانیکور زدن

آرایش کردن را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: سوسلمک
رز
Wear makeup

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• اموزش ارایش صورت دخترانه   • آموزش آرایش مو   • آموزش آرایش صورت تصویری   • اموزش ارایش صورت با تصویر   • فیلم آموزش آرایش صورت   • آموزش آرایش لب   • آموزش آرایش ابرو   • طرز آرايش كردن چشم   • معنی آرایش کردن   • مفهوم آرایش کردن   • تعریف آرایش کردن   • معرفی آرایش کردن   • آرایش کردن چیست   • آرایش کردن یعنی چی   • آرایش کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آرایش کردن
کلمه : آرایش کردن
اشتباه تایپی : Hvhda ;vnk
عکس آرایش کردن : در گوگل

آیا معنی آرایش کردن مناسب بود ؟           ( امتیاز : 99% )