انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1071 100 1

آرزو

/'Arezu/

مترادف آرزو: آرمان، اشتیاق، امل، امید، انتظار، بویه، تمایل، تمنا، چشمداشت، خواست، خواهش، رجا، رغبت، شوق، غبطه، کام، گرایش، مراد، مطمع، مقصود، منیه، میل، وایه، هوی

معنی اسم آرزو

اسم: آرزو
نوع: دخترانه
ریشه اسم: فارسی
معنی: (تلفظ: ārezu) خواهش، کام، مراد، چشمداشت، امید، توقع و انتظار، میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب - میل و اشتیاق برای رسیدن به مراد یا مقصودی معمولاً مطلوب، از شخصیتهای شاهنامه، نام دختر سرو پادشاه یمن و همسر سلم پسر فریدون پادشاه پیشدادی

معنی آرزو در لغت نامه دهخدا

آرزو. [ رِ ] (اِ) شهوت. (ربنجنی ). اشتهاء. (حبیش تفلیسی ). قوّت ِ جذب ملایم. هوی ̍. هوا :
همی ز آرزوی... -ر، خواجه را گه خوان
بجز زونج نباشد خورش بخوانش بر.
معروفی.
برِ شاه مکران فرستاد و گفت
که با شهریاران خرد باد جفت
نگه کن که ما از کجا رفته ایم
نه مستیم و بر آرزو خفته ایم.
فردوسی.
گر زآنکه لکانه ست آرزویت
اینک بمیان ْران من لکانه.
طیان.
همیدون پندهای پادشائی
دو بهره باشد اندر پارسائی
بلهو و آرزو مولع نبودن
دل هر کس به نیکی برگشودن.
(ویس و رامین ).
اگر آرزو و خشم نبایستی خدای عزّ و جل ّ در تن مردم نیافریدی. (تاریخ بیهقی ). اگر آرزوی در دنیا نیافریدی کس سوی غذا... و سوی جفت ننگریستی. (تاریخ بیهقی ). اگر طاعنی گوید که اگر آرزوو خشم نبایستی خدای تعالی... در تن مردم نیافریدی جواب آن است که... (تاریخ بیهقی ). چون مرد افتد با خردتمام ، و قوت خشم و قوت آرزو بر وی چیره گردند، قوت خرد منهزم گردد. (تاریخ بیهقی ). آن کسی که آرزوی وی بتمامی چیره تواند شد... چشم خردش نابینا ماند. (تاریخ بیهقی ). در این تن سه قوه است ، یکی خرد... دیگر خشم ، سه دیگر آرزو. (تاریخ بیهقی ).
خود سپس ِ آرزوی تن مرو
چون خُرُه ِ نر ز پس ماکیان.
ناصرخسرو.
پادشا گشت آرزو بر تو ز بیباکی ّ تو
جان و دل بایدْت داد این پادشا را باژ و سا.
ناصرخسرو.
پارسا شو تا بباشی پادشا بر آرزو
آرزو هرگز نباشد پادشا بر پارسا.
ناصرخسرو.
این آرزو ای خواجه اژدهائیست
بدخو که از این بدتر اژدها نیست.
ناصرخسرو.
دردیست آرزو که به پرهیز به شود
پرهیز خلق را سوی دانا بهین دواست.
ناصرخسرو.
دویدی بسی از پس آرزوها
بروز جوانی چو گاو جوانه.
ناصرخسرو.
ز آرزوی حسّی پرهیز کن
آرزویی را که یکی اژدها است.
ناصرخسرو.
ترا آرزوها چنان چون همی
چو کوران بجرّ و بجوی افکند.
ناصرخسرو.
شرابی که بترشی زند... آرزوی مجامعت ببرد و پی ها را سست کند. (نوروزنامه ).
زآرزوی آب دل پرخون کنم
چون دریغ آید بخویشم چون کنم ؟
عطار (منطق الطیر).
که مرا صد آرزو و شهوت است
دست من بسته ز بیم هیبت است.
مولوی.
|| خواهش. کام. مراد. چیز. بغیه. مُنیَت :
یکی زردشت وارم آرزویست
که پیشت زند را برخوانم از بر.
دقیقی.
ابا کردیه گفت کز آرزوی
چه خواهی بگوی ای زن نیکخوی.
فردوسی.
مرادت بدین کار گردد تمام
بدین آرزو باشدت نام و کام.
فردوسی.
یکی آرزو دارد اندر نهان
بیاید بخواهد ز شاه جهان.
فردوسی.
ز هر کام و هر آرزو بی نیاز
بهر آرزو دست ایشان دراز.
فردوسی.
گمانت چنین است کاین تاج و تخت
سپاه و فزونی و نیروی بخت
ز گیتی کسی را نبد آرزوی
از آن نامداران آزاده خوی.
فردوسی.
چرا آمدستی بدین رزمگاه
ز ما آرزو هرچه خواهی بخواه.
فردوسی.
ز یزدان چو شاه آرزوها بیافت
ز دریا سوی خان آذر شتافت.
فردوسی.
بموبد چنین گفت پیروز شاه
که خواهش ز یزدان باندازه خواه
چو خواهش ز اندازه بیرون شود
از آن آرزو دل پر از خون شود.
فردوسی.
ز یزدان همه آرزو یافتم
وگر دل همه سوی کین تافتم.
فردوسی.
پسر گفت کای مرد آزاده خوی
مرا مرگ تو کی بود آرزوی ؟
فردوسی.
چو شد بر جهان پادشاهیش راست
بزرگی فزون گشت و مهرش بکاست
خردمند نزدیک او خوار گشت
همه رسم شاهیش بیکار گشت...
سترگی گرفت او نه مهر و نه داد
بهیچ آرزو نیز پاسخ نداد.
فردوسی.
که پوشیده رویان و فرزند من
همان خواهران را و پیوند من
ببخشی بمن تا بتوران برم
چنین آرزو را اگر درخورم
چو بشنید از او [ از جهن ] شهریار این سخُن
بر این آرزو پاسخ افکند بن.
فردوسی.
از این مرز رفتن ترا روی نیست
مکن گر ترا آرزو شوی نیست.
فردوسی.
دگر کِت بدار مسیحا سخن
بیاد آمد از روزگار کهن...
چو چوبی از ایران فرستم بروم
بخندند بر ما همه مرز و بوم
دگر آرزو هرچه باید بخواه
شما را سوی ما گشاده ست راه.
فردوسی.
سخنهای زیبا و خوش گویشان
مراد دل و آرزو جویشان.
شمسی (یوسف و زلیخا).
آرزوی خویش بیابد در او
هر کسی از خلق کِهین و مِهین.
ناصرخسرو.
نخستین قدح بدشخواری خوردم که تلخ مزه بود چون در معده ام قرار گرفت طبعم آرزوی قدح دیگر کرد. (نوروزنامه ). و خردمند چگونه آرزوی چیزی کند که رنج و تعب آن بسیار باشد؟ (کلیله و دمنه ).
چون چنین خواهی خدا خواهد چنین
میدهد حق آرزوی متقین.
مولوی.
|| خواستگاری. خطبه. خواندن بتزویج زنی را :
دگر آنکه از روشنک یاد کرد
دل ما بدان آرزو شاد کرد.
فردوسی.
|| انتظار. توقع. ترصد. رجاء. امل. امید. تمنی. اُمْنیه. مُنْیه :
شنیده ام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی.
شهید بلخی.
کنون آنچه اندرخور کار تست
دلت یافت آن آرزوها که جست.
فردوسی.
یک دل و صد آرزو بس مشکل است
یک مرادت بس بود چون یکدل است.
امیرحسینی.
خسروابنده را چو ده سال است
که همی آرزوی آن باشد
کز ندیمان مجلس ار نشود
از مقیمان آستان باشد
بخرش پیش از آن که بشناسی
وآنگهت رایگان گران باشد.
انوری.
ور بمردیم عذر مابپذیر
ای بسا آرزو که خاک شده.
سعدی.
|| شوق. اشتیاق. توق. تیاقه. توقان. صبابت. حسرت. تلهف :
یکی نامه بنوشت با درد و خشم
پر از آرزو دل ، پر از آب چشم.
فردوسی.
چه بر کام دل کامکاری بود
چه بر آرزو تن بخواری بود
چو شد اسپری روز هر دو یکیست
گر افزون بود سال و گر اندکیست.
فردوسی.
جهانجوی را نیز پاسخ نوشت
پر از آرزو نامه ای چون بهشت.
فردوسی.
بود یک هفته به نزدیکی بیگانه و خویش
زآرزوی بچه ٔ رز دل او خسته و ریش.
منوچهری.
گرْت آرزوست صورت او دیدن
وآن منظر مبارک و آن مخبر.
ناصرخسرو.
شعر حجت بایدت خواندن ترا گرْت آرزوست
نظم خوب و وزن خوب و لفظ خوش معنوی.
ناصرخسرو.
|| ذوق و قریحه ٔ انتخاب.
- خوش آرزو ؛ نیک گزین. به گزین : ریدک خوش آرزو.
|| هوس. میل :
ز دیدار خیزد همه آرزوی
ز چشم است گویند رژدی گلوی.
ابوشکور.
چون بچه ٔ کبوتر منقار سخت کرد
هموار کرد موی و بیوکند موی زرد
کابوک را نشاید و شاخ آرزو کند
وز شاخ سوی بام شود باز گردگرد.
ابوشکور.
اگر سال نیز آرزو آمده ست
نهم سال و هشتاد با سیصد است.
فردوسی.
دو پرخاشجو با یکی نیکخوی
گرفتند پرسش نه بر آرزوی.
فردوسی.
چنان بد که یک روز پرویزشاه
همی آرزو کرد نخجیرگاه.
فردوسی.
مرا گرآرزوش آید میان انجمن خواند.
فرخی.
نه حاجب مر ترا گوید که بنشین
نه دربان مر ترا گوید که بگذر
اگر خواجه بودیا نه تو در قصر
بباش و آرزوها خواه درخور.
فرخی.
وگر کریم شود آرزوت نام و لقب
کریم وارت فعل کرام باید کرد.
ناصرخسرو.
گفت خواهم دویست چوب بر او
گفت چوبت چه آرزوست بگو.
سنائی.
دختری دارم لطیف و بس سنی
آرزو می بود او را مؤمنی.
مولوی.
گفتم که یافت می نشود جسته ایم ما
گفت آنکه یافت می نشود آنم آرزوست.
مولوی.
یک دست جام باده و یک دست زلف یار
رقصی چنین میانه ٔ میدانم آرزوست.
مولوی.
|| چیز مطلوب. حاجت :
بدو گفت بنگر که تا آرزوی
چه خواهی بخواه از من ای نیکخوی.
فردوسی.
یکی آرزو خواهم از شهریار
که آن آرزو نزد او هست خوار
که دار مسیحا بگنج شماست
چو بینید داریدگفتار راست
برآمد بر این روزگار دراز
سزد گر فرستد بما شاه باز.
فردوسی.
هر آنگه که کاریت فرمود شاه
در آن وقت هیچ آرزو زو مخواه.
اسدی.
آرزو میخواه لیک اندازه خواه
برنتابد کوه را یک برگ کاه.
مولوی.
|| آز. حرص. (دهار).شره :
کراآرزو بیش تیمار بیش
بکوش و منه میوه ٔ آز پیش.
فردوسی.
جهان خوش بود بر دل نیکخوی
نگردد بگرد درِ آرزوی.
فردوسی.
آرزو را و حسد را مده اندر دل جای
گر همی خواهی تا جانْت بماران ندهی.
ناصرخسرو.
|| تمنی. ترجی. دعا :
همی لشکر و کشور آراستی
همی رزم را به آرزو خواستی.
فردوسی.
به اختیار کس از یار خویش دور شود
بروز وصل کسی آرزو کند هجران ؟
فرخی.
|| وصال. قرب :
گرفتند مر یکدگر را ببر
بسی بوسه دادند بر روی و سر
همی هر دوان زار بگریستند
که یکچند بی آرزو زیستند.
فردوسی.
|| طمع. داعیه :
ز شیر شتر خوردن و سوسمار
عرب را بجائی رسیده ست کار
که تاج کیان را کنند آرزو
تفو باد بر چرخ گردون تفو.
فردوسی.
بدین چهر و این مهر و این راه و خوی
همی تخت و تاج آیدت آرزوی.
فردوسی.
ترا آرزو کرد شاهنشهی
چنان دان که گردی تو از جان تهی.
فردوسی.
ندیدم کسی کاینچنین زَهره داشت...
کش اندیشه ٔ گاه او آمدی
وگرْش آرزو جاه او آمدی.
فردوسی.
علی تکین به این یک ناحیت بازنایستد و وی را آرزوهای دیگر خیزد. (تاریخ بیهقی ). || استبداد رای. خودرائی. خودسری. میل. هوی ̍ :
همه به آرزو خواستی رسم و راه
نکردی بفرمان یزدان نگاه.
فردوسی.
|| عزم. قصد. مقصود. منظور :
خردمندو نامی و دانا بود
بهر آرزو بر توانا بود.
فردوسی.
- نفس آرزو ؛ قُوّت شَهویه. نفس حیوانی : نفس آرزو، به وی است دوستی طعام و شراب و دیگر لذتها. (تاریخ بیهقی ).
|| مقصد :
سحرگه چو از خواب برخاستند
بر آن آرزو رفتن آراستند.
فردوسی.
|| معشوق.محبوب. مطلوب :
گر تو مرا دست بازداری بی تو
زیر نباشد چو من بزردی و زاری
میر نگفته ست مر ترا که روا نیست
کآرزوی خویش را براه بیاری.
فرخی.
راست چو شب گاوگون شود بگریزم
گویم تا در نگه کنند بمسمار
آرزوی خویش را بخوانم و گویم
شب همه بگذشت خیز و داروی خواب آر.
فرخی.
بپرهیز از او بر بد آراستن
هم از آرزوی کسان خواستن.
اسدی.
- آرزو آمدن ؛ آرزو دست دادن. آرزو پیدا گشتن :
آرزو ناید همی بغدادیان را با تو شاه
روزگار معتصم یا روزگار مستعین.
معزی.
- || اشتها. (زوزنی ). حرص. (دهار).
- آرزو بردن ؛ آرزو کردن. تَمنی. (دهار). غبطه. اغتباط :
آرزو می بریم چه تْوان کرد
سود ناکرده سخت بسیار است.
انوری.
- آرزو پختن ؛ طمع خام کردن : و آرزوی ناممکن و محال پختن نشان خامی و دشمن کامی باشد. (مرزبان نامه ).
- آرزو خاستن کسی چیزی را ؛ اشتهاء آن کردن.
- آرزوی خام ؛خواهش یا امید یا طمعی ناممکن.
- آرزو خواستن ، آرزو کردن ؛ خواهش کردن. درخواست. التماس مطلوب. حاجت طلبیدن. تمنی. تقاضی. ادعاء :
ز من آب کرد آرزو آن سوار
چو از دور دیدش مرا نامدار.
فردوسی.
و پیغام داد که عجب داشتم از کاردانی و عقل شما که بحکم همسایگی تا این غایت از جانب ما التماسی نکردید و آرزوئی نخواستید. (راحةالصدور).
یکی آرزو خواهم از شهریار
که با من فرستد یکی استوار
که تا هر کسی کو نبرد آورد
سر دشمنی زیر گرد آورد
نویسد بنامه درون نام او
رونده شود در جهان کام او.
فردوسی.
غروری چه باید برآراستن
نه بر جای خویش آرزوخواستن ؟
نظامی.
آرزو میخواه لیک اندازه خواه.
مولوی.
- آرزو داشتن ؛ آرزومند بودن :
بدو گفت کز کردگار جهان
یکی آرزو دارم اندر نهان
که ماند زتو نام تو یادگار
ز پشت تو آید یکی شهریار.
فردوسی.
- آرزو رساندن ؛ آرزو و حاجت کسی را برآوردن :
شنیده ام که بهشت آن کسی تواند یافت
که آرزو برساند به آرزومندی.
شهید بلخی.
- آرزو شکستن در دل ؛ یأس و نومیدی از حصول مطلوبی حاصل آمدن :
آخر ای آرزوی دل تا کی
در دل این آرزو فروشکنم ؟
حسن غزنوی.
- آرزو شکستن ْ کسی و خاصه بیماری را ؛ بمزوَّره ای او را خوشدل کردن یا با بوی کباب و مانند آن او را تسلیت دادن :
بر آتش ستم جگرم زآن کباب کرد
تا آرزوی نرگس بیمار بشکند.
کمال خجند.
- آرزو کردن ؛ تمنی. تشهی. (زوزنی ) :
کشکین نانت نکند آرزوی
نان و سمن خواهی گرد و کلان.
رودکی (کذا).
مسکین خرک آرزوی دم کرد
نایافته دم دو گوش گم کرد.
(از یادداشت به خط مرحوم دهخدا).
- || خواستن. خواهان شدن. هوس کردن :
برآراست رستم یکی جشنگاه
که بزم آرزو کرد خورشید و ماه.
فردوسی.
پدرْت آن گرانمایه ٔ نیکخوی
نکرد ایچ از تخت او آرزوی.
فردوسی.
یکی تاج بااو بد و مهر شاه
شبانزاده را آرزو کرد گاه.
فردوسی.
تو چون اهرمن دیوی ای خاک روی
کند تاج و تخت شهانْت آرزوی.
فردوسی.
ندیدی چو نیروی بخت مرا
دلت آرزو کرد تخت مرا.
فردوسی.
بسان گوزنان بسر بر سُرو
همی رزم شیران کنند آرزو.
فردوسی.
چو آباد شد زو همه مرز و بوم
چنان آرزو کرد کآید بروم.
فردوسی.
همی تیر و چوگان کنند آرزوی
چه فرمان دهد شاه آزاده خوی ؟
فردوسی.
و از آن پیره زن حلواها و خوردنیها آرزو کردندی و وی اندر آن تنوق کردی تا سخت نیکو آمدی. (تاریخ بیهقی ).
آرزو می کندم با تو دمی در بستان
یا بهر گوشه که باشد، که تو خود بستانی.
سعدی.
آرزو می کندم شمعصفت پیش وجودت
که سراپای بسوزند من بی سروپا را.
سعدی.
- || انتخاب کردن. گزیدن. اختیار کردن :
مرا خواستی [ بجنگ ] کس نبودی روا
که پیشت فرستادمی ناسزا
کنون آرزو کن یکی رزمگاه
که باشد بدور از میان سپاه.
فردوسی.
- برآرزوی ،به آرزوی ؛ به اراده. به اختیار. طوعاً. به میل. به مراد. به دلخواه :
نبیند همی دشمن از هیچ سوی
بسندش بود زیستن به آرزوی.
فردوسی.
کنون سالیان اندرآمد به هشت
که جز به آرزو چرخ بر ما نگشت.
فردوسی.
بی اندازه بردند چیزی که خواست
چو شد کار برآرزو کرده راست...
فردوسی.
بدو گفت کای مادرنیکخوی
نه بگزینم این راه برآرزوی.
فردوسی.
سپاهی بدین رزمگاه آمدیم
نه برآرزو، کینه خواه آمدیم.
فردوسی.
همی بود جشنی نه برآرزوی
ز تیمار پیروز آزاده خوی.
فردوسی.
- به آرزو آوردن ؛ تشویق.
- غایت آرزو ؛ منتهای اَمَل. کمال مطلوب :
غایت آرزو چو دست نداد
پشت پائی زدم برآسودم.
ابن یمین.
- امثال :
آرزو بجوانان عیب نیست ؛ بمزاح ، این آرزو بیش از حد تست.
آرزو رأس مال مفلس دان .
سنائی.
آرزو سرمایه ٔمفلس است ؛ فقیر با امید، دل خویش خوش دارد.
آرزو عیب نیست ؛ به استهزاء، این آرزو برتر از مرتبه و مقام تست.
آرزو میخواه لیک اندازه خواه
برنتابد کوه را یک برگ کاه.
مولوی.
آرزو هرگز نباشد پادشا بر پارسا.
ناصرخسرو.
هوی ̍ و هوس بر زاهد و پرهیزکار دست نیابد.
انسان (آدمی ) به آرزو زنده است ؛ مایه ٔ سعی و جهد مردم امید باشد.
حاضربجنگ باش اگر صلحت آرزوست ؛ برای حفظ صلح و آشتی باید قوی و مسلح بود(و این سفسطه ای است که نتیجه ٔ آن خرابی جهانست ).
کرا آرزو بیش تیمار بیش ؛ هرکه را خواهش و اشتها بسیار بود غم و رنج بسیار است.
نه هر آرزو آید آسان بدست ؛ برای رسیدن به مطلوب تحمل تعب باید.

آرزو. [ رِ ] (اِخ ) نام زن سلم :
زن سلم را کرد نام آرزوی
زن تور را نام آزاده خوی
زن ایرج نیک پی را سهی
کجا بد سهیلش بخوبی رهی.
فردوسی.
|| نام دختر ماهیار که بهرام گور او را بزنی کرد.

آرزو. [ رِ ] (اِخ ) سراج الدین علی شاه. شاعر فارسی زبان ایرانی متوطن هند. وفات 1169 هَ. ق. مؤلف تذکره ٔ موسوم به تحفةالنفائس ، معروف به تذکره ٔ آرزو و سراج اللغات و غرائب اللغات و مصطلحات الشعراء و شرح اسکندرنامه ٔ نظامی و غیره.

معنی آرزو به فارسی

آرزو
( اسم ) ۱ - خواهش کام مراد. ۲ - چشمداشت امید توقع انتظار . ۳ - شوق اشتیاق . ۴ - شهوت هوی . ۵ - معشوق محبوب دلبر . ۶ - مطلوب دلخواه . ۷ - آز حرص شره . ۸ - استبداد رای خودرایی خود سری . ۹ - خواستگاری ( زن ) خطبه.
شهوت اشتها
( اسم ) اشتها آور مشهی .
( مصدر ) آرزو کردن آرزو داشتن .
( اسم ) ۱ - تمنی کننده راجی . ۲ - شهوی شهوانی .
( مصدر ) آرزو کردن آرزو بردن .
( صفت ) ۱ - دارند. آرزو راجی . ۲ - مشتاق شایق . ۳ - حریص آزور . ۴ - کامجوی مراد طلب . ۵ - در حسرت دارند. حسرت .
( اسم ) جای آرزو محل آرزو .
( صفت ) بسیار آرزو پر آرزو .
داستانی است بقلم چارلز دیکنز درین کتاب سر گذشت عبرت آموز کودکی یتیم که از خانواده تهی دستی بر خاسته و با حوادث بسیار رو برو می گردد ترسیم شده است . کودکی یتیم که روحی بزرگ و دلی پر آرزو دارد به صحنه پر آشوب زندگی قدم می گذارد . دست تقدیر او را از گوشه خانه روستائی و دهکده ای کوچک به شهری بزرگ می کشاند و با لذات زندگی و عشق و ناز و نعمت آشنا می کند . اما پیش از آنکه به یکی از آرزو های خود نایل شود یکباره همه چیز را از او باز می ستاند و به ویرانه زندگی ساده روستائی باز می گرداند .
( مصدر ) آرزو بردن آرزو داشتن .
( مصدر ) آرزو کردن آرزو داشتن .
آرزو بردن
سخت آرزومند
نام یکی از شعرای هند و در فرهنگ آنندراج با شعارش در موارد عدیده استشهاد شده است .
خوش سلیقه خوب آرزو
ابن حسام الدین گوالیری اکبر آبادی لقب او حسام الدین بود نسب او از جانب پدر به علامه کمال الدین دهلوی و از سوی مادر به شیخ محمد الغوث گوالیری میرسد تولد او در سال ۱۱٠۱ قمری در گوالیار هند بود و در سال ۱۱۳٠ قمری به دهلی آمد و در محضر بسیاری از بزرگان و امیران حاضر شد و چون دولت تیموریان بسر آمد وی به فیض آباد رفت و سپس به لکنهو رفته و در بیست و سوم ربیع الثانی سال ۱۱۶۹ قمری در آنجا درگذشت

معنی آرزو در فرهنگ معین

آرزو
(رِ) [ په . ] ( اِ.)۱ - خواهش ، کام . ۲ - امید، چشمداشت . ۳ - شوق ، اشتیاق .
( ~. بُ دَ) (مص ل .) حسرت خوردن .

معنی آرزو در فرهنگ فارسی عمید

آرزو
۱. امید.
۲. چشمداشت. ۳ آرمان.
۴. خواهش، درخواست.
۵. کام.
۶. هوس، اشتها.
۷. تمایل.

آرزو در دانشنامه اسلامی

آرزو
آرزو به معنی منتظر بودن برای بدست آوردن چیزی یا کاری در آینده که دلخواه ماست، می باشد و از آن به مناسبت در باب طهارت سخن رفته است.
آرزوهاى طولانى و دور در امور دنیوی که نتیجه آن غافل شدن از مرگ است، کراهت دارد.
مقدس اردبیلی، احمد، مجمع الفائدة، ج۱۲، ص۳۶۴.    
آرزو کردن مرگ حتى در سختى ها مکروه است.
طباطبایی یزدی، محمدکاظم، العروة الوثقی، ج۲، ص۲۲.    
 ۱. ↑ مقدس اردبیلی، احمد، مجمع الفائدة، ج۱۲، ص۳۶۴.    
...
آرزو
آرزو یعنی اشتها، قوت جذب ملایم.انسان با آرزو همزاد است و با آرزو زندگی می­کند. شب هنگام به امید و آرزوی روزی سرشار از سعادت و موفقیت به بستر می­رود و صبح به امید طلوع دوباره خورشید و روزی توأم با سعادت از خواب برمی­خیزد.
انسان نمی­تواند از امید و آرزو و خواسته جدا باشد. آنچه ناپسند است و در آیات و روایات گوناگون ما را از آن نهی کرده­اند، داشتن آرزوی طولانی است؛ یعنی آرزوهایی که متناسب با میزان توانایی و استعداد و در محدوده قدرت ما و حتی عمر کوتاه ما نمی­باشد. چیزی که نکوهش شده «طول امل» یعنی آرزوهای غیرمعقول و غیرمنطقی و دور از دسترس است که معمولا جز غم و غصه و حسرت و غلطیدن به ورطه گمراهی و دور شدن از حدود شرع و چارچوب دین ثمری ندارد.
واضح است که اصل «آرزو» و «امید» نه تنها مذموم و نکوهیده نیست بلکه نقش بسیار مهمی در حرکت چرخ های زندگی و پیشرفت در جنبه های مادی و معنوی بشر دارد. آرزوهای سازنده و بلند انسان را به سازندگی خویش دعوت می کند و سبب تکامل و ترقی روحی او می شود.
اگر آرزوها متوجه ارزش های والای انسانی باشد و یا جنبه مردمی و اجتماعی پیدا کند و در مسیر تکامل و پیشرفت واقعی انسان ها و درجات کمال قرار گیرد و انسان را به تلاش و کوشش بیشتر در این راه ها وادارد، بدون شک چنین آرزویی هر قدر طولانی بوده باشد، نه تنها نشانه پستی نیست که نشانه کمال انسان است.
امید و آرزو نسبت به آینده نیروی محرک انسان برای تلاش ها و کوشش هاست و اگر چراغ پرفروغ امید و آرزو در دل انسان خاموش گردد، در واقع روح او می میرد، نشاط زندگی از او رخت برمی بندد و انسان را به موجودی سست و بی هدف و بی تلاش مبدل می کند.
اصولا همت انسان به اندازه آرزوهای مثبت اوست، هر قدر دامنه آنها گسترده تر باشد همت او والاتر است و جالب این که از روایات اسلامی نیز به خوبی استفاده می شود که خداوند به مقدار این آرزوها به افراد باایمان، اجر و پاداش می دهد، چرا که نشانه آمادگی روح و جسم آنها برای انجام هر چه بیشتر اعمال صالح است و حتی از روایات استفاده می شود که اگر انسان آرزوی خوبی برای رضای خدا داشته باشد از دنیا بیرون نمی رود مگر این که خداوند او را به آرزویش می رساند
در حدیثی از رسول خدا صلی الله علیه و آله می خوانیم: «مَنْ تَمَنَّی شَیْئاً وَ هُوَ لِلّهِ عَزَّ وَ جَلَّ رِضاً، لَمْ یَخْرُجْ مِنَ الدُّنْیَا حَتَّی یُعْطَاهُ؛ کسی که آرزوی چیزی کند در حالی که رضای خداوند متعال در آن باشد از دنیا خارج نمی شود مگر این که به خواسته خود می رسد».
آرزو یکی از مفاهیمی است که در قرآن به آن پرداخته شده است.
آرزو، خواست قلبی برای وقوع امری در گذشته یا آینده است که تحققش سخت یا ناشدنی است. آرزو با امید، طمع و حسرت تفاوت دارد؛ امید، در امور ممکن، و طمع در چیزهای قریب الوقوع به کار می رود
مصطفوی، حسن، التحقیق فی کلمات القرآن.
آثار آرزو، آرزوهای انبیا، آرزوهای انسان، آرزوی پسندیده، آرزوی ناپسند، بهترین آرزو، زمینه های آرزو.
در قرآن کریم حبیب نجار از کسانی است که در قیامت آرزو می کند که کاش قوم من مقامش را می دانستند.
حبیب نجار در عالم برزخ، آرزومند آگاهی یافتن قومش از مقام وی بود.و جاء من اقصا المدینة رجل یسعی قال یقوم اتبعوا المرسلین (مردی (با ایمان) از نقطه دور دست شهر با شتاب فرا رسید، گفت: ای قوم من! از فرستادگان خدا پیروی کنید؛ قیل ادخل الجنة قال یلیت قومی یعلمون ((سرانجام او را شهید کردند و) به او گفته شد وارد بهشت شو گفت ایکاش قوم من می دانستند)؛ بما غفر لی ربی و جعلنی من المکرمین(که پروردگارم مرا آمرزیده و از گرامی داشتگان قرار داده است.)
یس/سوره۳۶، آیه۲۰.    
 ۱. ↑ یس/سوره۳۶، آیه۲۰.    
فرهنگ قرآن، مرکز فرهنگ و معارف قرآن، برگرفته از مقاله «آرزو در برزخ»    
...
در قرآن کریم آثار زیادی برای آرزو مطرح شده است که در این مقاله به برخی از آن ها اشاره می شود.
تغییر دین خدا بر اثر آرزوهای القا شده از سوی شیطان است.... و لامنینهم و لامرنهم فلیبتکن ءاذان الانعم و لامرنهم فلیغیرن خلق الله...
نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
تغییر در خلقت طبیعی موجودات با انگیزه های خرافی، از آثار آرزوهای شیطانی است.... و لامنینهم و لامرنهم فلیبتکن ءاذان الانعم و لامرنهم فلیغیرن خلق الله و من یتخذ الشیطان ولیا... فقد خسر خسرانا مبینا.
نساء/سوره۴، آیه۱۱۹.    
جدا شدن منافقان از صف مؤمنان در قیامت، پیامد مغرور شدن آنان به آرزوهایشان است.یوم یقول المنفقون و المنفقات للذین امنوا انظرونا نقتبس من نورکم... فضرب بینهم بسور له باب باطنه فیه الرحمة... ؛ ینادونهم الم نکن معکم قالوا بلی و لکنکم فتنتم انفسکم و تربصتم و ارتبتم و غرتکم الامانی...
حدید/سوره۵۷، آیه۱۳.    
...
آرِزو، سراج الدین علی خان اکبرآبادی ملقب به استعدادخان، و و معروف به «خانِ آرزو» (۱۰۹۹-۱۱۶۹ق/۱۶۸۷-۱۷۵۶م)، شاعر، عارف و دانشمند هندی بود و دارای آثار بسیار به زبان فارسی و اردو، «آرزو» تخلص شعری او بود.
پدرش حسام الدین (د ۱۱۱۵ق/۱۷۰۳م) از امیران دربار اورنگ زیب (۱۰۶۸-۱۱۱۸ق/۱۶۵۷-۱۷۰۷م) بود، و گه گاه شعر می سرود و «حسام» یا «حسامی» تخلص می کرد.آرزو نسب خویش را از سوی پدر به شیخ کمال الدین ، خواهرزادۀ پیر نصیرالدین محمود «چراغ دهلی» (د ۷۵۷ق/۱۳۵۶م) و از سوی مادر به شیخ محمد غوث گُوالیاری (د ۹۷۰ق/۱۵۶۲م)، نگارندۀ جواهر خمسه می رساند.
تحصیلات
سراج الدین تا ۱۴ سالگی ادبیات فارسی و زبان عربی آموخت و سپس در ضمن تحصیل علوم رسمی، به شعر گفتن پرداخت.در آغاز اشعار خود را از نظر میرعبدالصمد (متخلص به «سخن») می گذراند و پس از او میرغلامعلی (متخلص به «احسنی») سروده های او را اصلاح می کرد.هنگامی که اورنگ زیب به دکن لشکر کشید آرزو نیز همراه او به دکن رفت و ۹ ماه در آن جا بود، ولی پس از مرگ اورنگ زیب (۱۱۱۸ق/۱۷۰۷م) به گوالیار آمد و هنگامی که بهادرشاه سلطنت یافت، از گوالیار به اکبرآباد رفت، ولی به سبب آشفتگی اوضاع و جنگ های میان شاهزادگان اوقات خود را به تحصیل علوم و سرودن اشعار گذراند و ۵ سال نزد شیخ عمادالدین معروف به ـدرویش محمد» به تحصیل علوم عربی پرداخت.
سفرها
در ۱۱۳۲ق/۱۷۲۰م در دهلی اقامت گزید و به خدمت آنندرام (مخلص: د ۱۱۶۴ق/۱۷۵۱م) درآمد و از او منصب و «جاگیر» (تیول) یافت و سپس به خدمت اسحاق خان مؤتمن الدوله شوشتری ، پیشکار (خان سامان) محمدشاه (۱۱۳۱-۱۱۶۱ق/۱۷۱۸-۱۷۴۸م) پیوست.پس از مرگ شوشتری در ۱۱۵۲ق/۱۷۳۹م به دستگاه پسرش نجم الدوله و پس از کشته شدن نجم الدوله در شوال ۱۱۶۳ق/اوت ۱۷۵۰م، به خدمت برادرش سالار جنگ، وارد شد و چون در محرم ۱۱۶۸ق/اکتبر ۱۷۵۴م سالار جنگ به «اوده» رفت، آرزو را نیز با خود برد.
وفات
...
فرهنگ نامه آرزو، اثر محمد محمدی ری شهری، از علمای معاصر است که با همکاری سید محمدکاظم طباطبائی تهیه شده و توسط آقای حمیدرضا شیخی از عربی به فارسی ترجمه گشته است. فرهنگ نامه آرزو، قطره ای دیگر از دریای بیکران علوم و معارف ناب اسلامی و مَدخَلی دیگر از دانش نامه «میزان الحکمة» است که به صورت مستقل، منتشر می شود.
فرهنگ نامه آرزو، سومین کتاب از مجموعه فرهنگ نامه هایی است که با هدف تصحیح و تقویت فرهنگ ارزش های رفتاری در دست تدوینند.
کتاب، شامل یک پیشگفتار، یک درآمد و 8 فصل است.
در این دانش نامه، واژه ها و اصطلاحاتی که در قرآن و احادیث، کاربرد فرهنگی گسترده ای دارند، به ترتیب الفبایی، با نظمی نوین و با ذکر نمونه کاربردها (شواهد)، معناشناسی و تحلیل و تبیین می گردند.
فصول هشت گانه این کتاب، شامل احادیثی در نقش آرزو در زندگی، آرزوی حقیقی، راه رسیدن به آرزوها، آفت های آرزو، کوتاه کردن آرزو، برحذر داشتن از آرزوهای نکوهیده، خاستگاه های آرزوهای بیهوده و زیان های آرزوهای باطل می باشد. در این فصول فقط به ذکر احادیث بسنده شده است.
آرزو: خواهش چیزی که دست یابی به آن محال یا دور از انتظار است.
آرمان نیز به معنای آرزو، ولی دارای کاربرد محدودتری است و گویا فقط بر آن دسته از آرزوهای کلان که برای شخص، محترم و مقدّس و قابل دست یابی است، اطلاق می شود. آرزو در فارسی با «کاش و ای کاش» و در قرآن با واژه های گوناگونی ادا می شود که عبارتند از:
← لیت
در روایاتی چند از پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) و امامان (علیهم السلام) مؤمنان از املِ دور و دراز، نهی شده اند؛ چرا که موجب فراموشی قیامت می شود. در روایاتی نیز به کوتاه کردن امل سفارش شده است. مفسّران در این باره که آرزو امری زبانی است یا قلبی، دو دسته اند: طبرسی به بیش تر متکلّمان نسبت می دهد که آرزو را از مقوله گفتار می دانند؛ یعنی انسان برای چیزی که نبوده است، بگوید کاش می بود یا برای چیزی که هست، بگوید کاش نمی بود؛ ولی جُبّائی از متکلّمان معتزلی، آرزو را از مقوله معنا و امری قلبی دانسته است؛ با این توضیح که آرزو نه از قبیل اراده است؛ زیرا اراده، فقط به امور ممکن تعلّق می گیرد و نه از قبیل میل و خواهش؛ زیرا میل و خواهش به گذشته تعلّق نمی گیرد؛ در حالی که آرزو، هم به امور ناممکن و هم به امور گذشته تعلّق می گیرد. فخر رازی نظر نخست را به معتزله نسبت داده و ضمن بعید دانستن آن می گوید: به نظر اشاعره، آرزو عبارت از خواستن چیزی است که به تحقّق نیافتن آن یقین یا گمان دارد؛ افزون بر این، آرزو از نوع انشا است که بسان جمله های گزارشی، به صدق یاکذب وصف نمی شود؛ ولی در آیات ۲۷ و ۲۸ انعام خداوند پس از نقل آرزوی کافران هنگام مشاهده عذاب که می گویند: کاش به دنیا باز گردانده می شدیم و (دیگر) آیات پروردگارمان را تکذیب نمی کردیم و از مؤمنان می شدیم، آن ها را دروغ گو می شمارد: «و لَو تَری إِذ وُقِفوا عَلَی النَّارِ فَقالوا یـلَیتَنا نُرَدُّ و لاَنُکذِّبَ بِـَایـتِ رَبِّنا و نَکونَ مِنَ المُؤمِنینَ... و إِنَّهُم لَکـذِبون» طبرسی ، سه پاسخ را نقل می کند: ۱. کذب در آیه، به سخن دیگرِ آن ها که می گویند: ما در دنیا اعتقاد حق و درست داشتیم، نسبت داده شده، نه به آرزوی آن ها؛ ۲. آرزوی آن ها دربردارنده یک جمله گزارشی ضمنی با این مفاد است: هرگاه به دنیا برگردیم، ایمان می آوریم و کذب به این جمله بر می گردد؛ ۳. می توان کذب را به معنای تحقّق نیافتن آن آرزو گرفت، نه به معنای حقیقی اش که دروغ باشد؛ بنابراین، خداوند در «و إِنَّهُم لَکـذِبون» خبر می دهد که آرزوی آن ها تحقّق نیافتنی است.
آرزوهای ناروا
در بین مفسّران، طنطاوی آرزو را غریزه ای دانسته که برای تشویق انسان به تحصیل کمال، در او به ودیعه نهاده شده؛ بنابراین هرگاه آرزو در جهت نابودی آن چه دیگران دارند یا بازداشتن شخص از تحصیل کمال باشد، ناروا خواهد بود. آیاتی از قرآن به طور صریح یا اشاره، مؤمنان را از برخی آرزو ها بازداشته است. در آیه ۳۲ نساء مؤمنان از آرزو کردن چیزی که برخی بندگان به آن برتری یافته اند، نهی شده اند: «و لاَتَتمَنَّوا ما فَضَّلَ اللّهُ بِه بَعضَکُم عَلی بَعض» در روایاتی که سبب نزول این آیه را بیان کرده اند، مواردی از آرزوهای ناروا بیان شده است. بنابه نقل مجاهد، اُمّ سلمه به پیامبر (صلی الله علیه وآله وسلم) گفت: ای رسول خدا! مردان به جهاد می روند؛ ولی زنان نمی روند و ما نصف مردان ارث می بریم. کاش ما نیز مرد بودیم؛ به جهاد می رفتیم و به دیگر فضایل مردان نایل می شدیم. در پی این سخنان، آیه پیشین نازل شد و مؤمنان را از چنین آرزوهایی بازداشت. در نقل دیگری از قتاده و سُدّی، پس از نزول آیه میراث که برای مردان دو برابر زنان ارث قرار داد، مردان آرزو کردند که در آخرت نیز دو برابر زنان پاداش بگیرند و زنان نیز آرزو کردند که گناهانشان نصف گناه مردان محاسبه شود. آلوسی با استناد به ادامه آیه (لِلرِّجالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبوا و لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبنَ) می گوید: آرزوی برتری های یک دیگر میان دو گروه از زنان و مردان بوده است. در روایت دیگری از امام صادق و امام باقر (علیهماالسلام) نیز آمده است که این آیه در شأن علی (علیه السلام) نازل شده؛ به این معنا که مردم از آرزو کردن منزلت وی نهی شده اند؛ ولی این، تطبیق آیه بر حضرت شمرده شده است. بر پایه روایتی از امام صادق (علیه السلام) در تفسیر آیه، مردان از آرزوی مال، نعمت و همسر نیکویی که خداوند به دیگران عطا کرده، نهی شده اند؛ ولی آنان می توانند مانند این ها را برای خود آرزو کنند. مفسّرانی چون طبری و طبرسی، براساس این روایات گفته اند: هیچ کس نباید آن چه را خداوند به دیگران داده، برای خود آرزو کند؛ زیرا چنین آرزویی مایه اندوه و گناه است. برخی مفسّران این آیه را در نهی از حسدورزی و برخی، حسدورزی را نتیجه آن آرزو ها دانسته اند. فخررازی در این زمینه می گوید: هنگامی که انسان برخورداری دیگران از انواع فضایل را ببیند، در حالی که خود فاقد آن ها است، ناراحت و مشوّش می شود و یکی از دو حالت به او دست می دهد: یا زوال آن فضایل را از شخص مزبور آرزو می کند یا حصول آن را برای خود نیز می خواهد. حالت اوّل حسد و چون اعتراض به خداوند است، به کفر منتهی و موجب فساد دین و دنیای او می شود، و حالت دوم، غبطه است که بعضی آن را روا و برخی ناروا دانسته اند در آیات ۸۰ تا ۸۲ قصص به گونه ای روشن تر از آرزوی داشتن اموال و منزلت دیگران نهی شده است. در این آیات که نهی از زیاده خواهی ثروت و مقام است، هنگامی که عدّه ای سطحی نگر، ثروت و جای گاه قارون را آرزو کردند، مؤمنان دانشمند به آنان اعتراض کردند. خداوند در ادامه خبر می دهد که پس از فرو رفتن قارون با ثروتش در زمین، همان کسانی که تا دیروز، جای گاه او را آرزو می کردند، با اظهار پشیمانی از آرزوی خود، تحقّق نیافتن آن را نعمتی بس بزرگ یاد کردند: «و أَصبَحَ الَّذینَ تَمنَّوا مَکانَهُ بِالأَمسِ یَقولونَ وَیْکَأَنَّ اللّهَ یَبسُطُ الرِّزقَ لِمَن یَشاءُ مِن عِبادِهِ و یَقدِرُ لَولاَ أَن مَنَّ اللّهُ عَلینا لَخَسَفَ بِنَا.» زمخشری این آرزو را از نوع غبطه دانسته است؛ ولی در آیه، امری نکوهیده تلقّی شده که با غبطه چندان سازگار نیست. خداوند سبحان در ادامه آیه ۳۲ نساء/۴ پس از نهی از طمعورزی به نعمت های دیگران، دارایی آنان را نتیجه کوشش و قابلیّتشان معرّفی کرده تا زمینه آرزوهای منفی از میان برود : «لِلرِّجَالِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبوا و لِلنِّساءِ نَصِیبٌ مِمَّا اکتَسَبنَ»؛ سپس بهترین راهِ پرهیز از آرزوهای ناروا و دست اندازی به نعمت های دیگران، یعنی درخواست مثل آن از خداوند برای خود را پیش پای مؤمنان می گذارد: «وسـَلُوا اللَّهَ مِن فَضْلِه»
نقش شیطان در ایجاد آرزو
...

آرزو در دانشنامه ویکی پدیا

آرزو
آرزو ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
آرزو (شاهنامه): در شاهنامه فردوسی، دختر شاه یمن و همسر سلم پسر فریدون
آرزو (دختر ماهیار): در هفت پیکر نظامی، معشوق بهرام گور
آرزو (نگارگر): زنی نقاش در سده ۱۲ ه‍.ق
آرزو نام یک آلبوم موسیقی اثر معین، هنرمند ایرانی است که در سبک پاپ تهیه شده و دارای ۶ آهنگ است.
نصرالله معین
آرزو
آرزو ممکن است یکی از موارد زیر باشد:
آرزو (شاهنامه): در شاهنامه فردوسی، دختر شاه یمن و همسر سلم پسر فریدون
آرزو (دختر ماهیار): در هفت پیکر نظامی، معشوق بهرام گور
آرزو (نگارگر): زنی نقاش در سده ۱۲ ه. ق.
طاهره غفاری با نام هنری آرزو (زاده ۱۳۲۸ در تهران) بازیگر سینما اهل ایران بود.
دلقک (۱۳۵۵)
انگشت نما (۱۳۵۴)
کمین (۱۳۵۴)
آب توبه (۱۳۵۳)
ابرمرد (فیلم)ابرمرد (۱۳۵۳)
بنده خدا (۱۳۵۳)
حسین آژدان (۱۳۵۳)
سلام بر عشق (۱۳۵۳)
یاور (۱۳۵۳)
آقا مهدی کله پز (۱۳۵۲)
خیالاتی (۱۳۵۲)
مروارید (۱۳۵۲)
نعمت نفتی (۱۳۵۲)
هلوی پوست کنده (۱۳۵۲)
تپلی (۱۳۵۱)
قایقرانان (۱۳۵۱)
بدنام (۱۳۵۰)
پهلوان بابا (۱۳۵۰)
پهلوان در قرن اتم (۱۳۵۰)
خانه به دوشان (۱۳۵۰)
عمو یادگار (۱۳۵۰)
مردان خشن (۱۳۵۰)
ملا ممد جان (۱۳۵۰)
وحشی جنگل (۱۳۵۰)
آژیر خطر (۱۳۴۹)
آینه زمان (۱۳۴۹)
جمعه شیرین (۱۳۴۹)
قوز بالا قوز (۱۳۴۹)
سرود زندگی (۱۳۴۸)
آلونک (۱۳۴۷)
چوب خدا (۱۳۴۷)
سالار مردان (۱۳۴۷)
گردباد زندگی (۱۳۴۷)
من شوهر می خواهم (۱۳۴۷)
سوغات فرنگ (۱۳۴۶)
گل آقا (۱۳۴۶)
معجزه (۱۳۴۶)
امیرارسلان نامدار (۱۳۴۵)
ستاره صحرا (۱۳۴۳)
وی فعالیت حرفه ای را با بازی در فیلم «سوغات فرنگ» به کارگردانی حسین مدنی آغاز کرد
وی همسر افشین مقدم خواننده قبل از انقلاب بود که در سنین جوانی و در ابتدای راه خوانندگی بر اثر تصادف در اول مرداد ماه ۱۳۵۵ در جاده هراز درگذشت از افشین یک دختر و نوه به یادگار مانده است.
آرزو یا آرزوی، دختر چنگ نواز و چکامه سرای «ماهیار گوهرفروش» بود که بهرام گور او را به همسری خویش برگزید.
شاهنامه
فهرست زنان شاهنامه
فردوسی در شاهنامه از او اینگونه یاد کرده است:
دلارام را آرزو نام بود
همو غمگسار و دلارام بود
آرزو زن سلم است. فریدون پادشاه پیشدادی ایران که سه پسر داشت، سه دختر سرو شاه یمن را برای پسرانش به زنی گرفت. از میان این سه دختر آرزو که بزرگ تر بود زن سلم اولین پسر فریدون شد.
شاهنامه
فهرست زنان شاهنامه
آرزو یکی از دختران شاه یمن است، فریدون پس از جلوس بر تخت که حتماً در شهر بابل مراسم تاجگذاری و تفویض قدرت انجام گرفت زمان طولانی بدون منازعه بر هفت کشور یا اقلیم فرمان براند. اوایل سلطنت متحد فریدون سرو شاه یمن است گاهی نیز به عنوان وزیر فریدون از او یاد می گردد ولی زمانیکه خواست برای سه فرزندش همسران مناسب برگزیند جندل را به اکتشاف و تجسس به میان هفت قوم یا کشور فرستاد. جندل گزینه مناسب را سه دختر سرو شاه یمن دانست:
آرزو (به هندی: Aarzoo) فیلمی محصول سال ۱۹۹۹ و به کارگردانی لورنس دی سوزا است. در این فیلم بازیگرانی همچون آکشی کومار، مادهوری دیکشیت، سیف علی خان، پارش راوال، آمریش پوری، لاکسیمیکانت برد، موکش ریشی، آریونا ایرانی، ریما لاگو ایفای نقش کرده اند.
۱ ژانویه ۱۹۹۹ (۱۹۹۹-01-۰۱)
آرزو نقاشی ایرانی در سده ۱۲ ه.ق بود که طبق کتاب «احوال و آثار نقاشان قدیم» مهارت زیادی در ترسیم منظره و چهره داشت.
از آثار آرزو قلمدانی بر جا مانده است که یک روی آن تصویر مسیح پیامبر مسیحی و روی دیگرش گروهی در حال نیایش خداوند نقاشی شده است.
آرزو افشار زاده ۱۳۵۷ تهران، بازیگر سینما و تلویزیون ایران است.
آرزو حکیمی مقدم (متولد ۲۹ فروردین ۱۳۷۴ در تهران)، وی در سال ۱۳۹۰ به تیم ملی قایقرانی ایران پیوست. جوان ترین کایاک سوار دختر ایران است.
ایسنا
https://en.wikipedia.org/wiki/Arezoo_Hakimi
https://archive.is/20130127221857/www.london2012.com/athlete/hakimimoghaddam-arezou-1077528/
او سه مدال طلا و یک مدال برنز در قهرمانی آسیا ۲۰۱۱ تهران ۱۳۹۰ و همچنین مقام چهارم در رقابت های جوانان جهان در آلمان ۲۰۱۱ کسب کرده است. او جوان ترین ورزشکار ایرانی در مسابقات المپیک ۲۰۱۲ لندن و نخستین بانوی قایقران ایرانی (در رشته کایاک) در المپیک است. آرزو حکیمی توانسته است برای نخستین بار یک کایاک سوار دختر ایرانی باشد که به طور همزمان در دو مسافت این رشته به فینال A مسابقات جهانی راه یابد.
آرزو معتمدی (۱۳ ژانویه ۱۹۸۹ در تهران) قایقران تیم ملی ایران بود که در سال ۲۰۱۱ توانست سهمیه المپیک لندن را بدست بیاورد و نخستین دختر ایرانی باشد که در کایاک به سهمیه بازی های المپیک می رسد. معتمدی پس از اینکه در انتخابی داخل کشور نتوانست سهمیه خودش را حفظ کند از اردوی تیم ملی قهر کرد و پس از مدت زمان کوتاهی از ایران رفت. او سپس در تیم ملی قایقرانی آمریکا در مسابقات بین المللی حاضر شد.
فهرست زنان ورزشکار ایران
۱۶ آرزو (به انگلیسی: 16 Wishes) یک فیلم آمریکایی-کانادایی است به کارگردانی پیتر دلوئیس و نویسندگی انی دیانگ. در این فیلم بازیگرانی همچون دبی راین، ژان-لوک بیلدو، آنا مای روتلج ایفای نقش می کنند. ۱۶ آرزو در شبکه دیزنی در سال ۲۰۱۰ پخش شد.
Official website
۱۶ آرزو در بانک اطلاعات اینترنتی فیلم ها (IMDb)
داستان در مورد دختری است به نام "ابی جنسن" که در صبح روز تولد ۱۶ سالگی اش، یک پری به او ۱۶ شمع میدهد تا ۱۶ آرزوی او را برآورده سازد و بر خلاف داستان سیندرلا، نتیجهٔ این آرزوها تا آخر باقی میماند اما "ابی" یک آرزوی اشتباه می کند و...
موزیک متن این فیلم در آلبومی با همین نام در ۱۵ ژانویه ۲۰۱۰ پخش شد.
آخرین آرزو (لهستانی: Ostatnie życzenie) اولین داستان از مجموعه کتاب های ویچر در قالب خیال پردازی اثر آندژی ساپکوفسکی نویسنده لهستانی است. این کتاب نخستین مرتبه در در سال ۱۹۹۳ در لهستان به چاپ رسید و نخستین ترجمه انگلیسی آن هم در سال ۲۰۰۷ به چاپ رسید. کتاب آخرین آرزو تاکنون به زبان های مختلفی ترجمه گردیده است.
۱۹۹۳ (سوپر نووا) (لهستان)
۲۰۰۷ (گولانس)
بالن آرزو یا فانوس آسمان (انگلیسی: Sky lantern) یک نوع بالن هوای گرم کاغذی است که با شعله ای که در دهانه اش روشن می شود از هوای گرم پر شده و بالا می رود.
فانوس
شیء ناشناس پرنده
این بالن ها به سنت آسیای شرقی تعلق دارند و قرن هاست که در مراسم و جشنهای سراسر دنیا به آسمان فرستاده می شوند.
بلال آرزو (انگلیسی: Balal Arezou؛ زادهٔ ۲۸ دسامبر ۱۹۸۸) یک بازیکن فوتبال اهل افغانستان است.
تعداد بازی ها و گل ها فقط مربوط به بازی های لیگ داخلی است و آمار به روز شده در تاریخ ۰۷ ژوئن ۲۰۱۴.
بیدار شو آرزو فیلمی به کارگردانی و نویسندگی کیانوش عیاری محصول سال ۱۳۸۳ است.
بهناز جعفری
مهران رجبی
مهدی جعفری
محمدحسین اکبری
احسان رضوانی
سحر سالاری
زینب زمانی
این فیلم که با موضوع زلزلهٔ بم مقابل دوربین رفت، با وجود گذشت ۱۳ سال از تولید آن فرصت اکران عمومی پیدا نکرده بود. تا اینکه در آذر ماه ۱۳۹۶ با مشارکت بنیاد سینمایی فارابی در گروه «هنر و تجربه» اکران خود را روی پرده سینما آغاز کرد.
کیانوش عیاری دربارهٔ این فیلمش گفته است: «عذرخواهی می کنم چراکه این فیلم همانند زلزله تلخ است. این را به حساب اغراق نگذارید، بگذارید به حساب برخورد حسی سازندگان با این واقعه.»
رادیو تلویزیون آرزو در سال ۲۰۰۷ با هدف آگاهی دهی مردم، رشد دموکراسی، آزادی بیان و ملت سازی به فعالیت های خویش در قالب برنامه های خبری و تولیدی شروع به فعالیت نمود.
کندوکاو
راهبرد
افغانستان و جامعه جهانی
قانون و هفت
رادیو تلویزیون آرزو به همت کمال الدین نبی زاده یکی از تاجران برجسته افغانستان با هدف ارائه خدمت به مردم تأسیس شد، مسوولیت عمومی این رسانه را داکتر نجیب به عهده دارد. گفته می شود که از شبکه بیشتر برای تبلیغات عطامحمد والی بلخ به کار گرفته می شود.
برنامه های این تلویزیون سیاسی، فرهنگی، آموزشی و سرگرم کننده است. اخبار در این شبکه به چهار زبان دری، پشتو ازبکی، و انگلیسی پخش می گردد. نشرات HD اين شبكه در ١٤ ام ماه اسد ( مرداد )ماه آغاز گرديد.
تلویزیون آرزو در ولایات کابل، بلخ، هرات، کندز، بغلان، فاریاب، میدان وردک، کاپیسا و پروان روی آنتن های عادی قابل دریافت می باشد، هم میهنان ما می توانند پخش این رسانه را با کیفیت عالی دریافت و تماشا نمایند.
جزیره آرزو یکی از جزایر دریاچه ارومیه است که در پارک ملی دریاچه ارومیه قرار دارد. وسعت این جزیره ۸۰۰ هکتار است.
وب گاه استانداری آذربایجان غربی
طرحی برای استفاده از این جزیره به عنوان جزیره اختصاصی بانوان در دست اجرا است.
جرئت آرزو (به انگلیسی: Dare to Dream) هشتمین آلبوم یانی می باشد که توسط شرکت پرایوت میوزیک در ۱۹۹۲ منتشر شده است. آهنگ Aria یکی از قطعات این آلبوم در نامزد جایزه گرمی شده است. این آلبوم در مجموعه تور کنسرت جرئت آرزو در ۶۵ شهر اجرا شد.
چارلی آدامز (درام)
اسامه عفیفی (گیتار بیس)
چارلی بیشارت (ویلون)
کارن بریجز (ویلون)
مایکل برونو (پرکاشن)
جولی هومی (کیبورد)
برادلی جوسف (کیبورد)
ساچی مک هنری (ویلونسل)
چاه آرزو در فرهنگ فولکلور اروپایی چاهی است که است که مردم گمان می کنند آرزوهایی که در آن چاه گفته شود برآورده می شوند. این ایده که آرزویی که به چاه آب گفته شود، برآورده خواهد شد از این تصور سرچشمه می گیرد که برآورده شدن این آرزوها هدیه ای است از جانب خدایانی که در آب خانه دارند. چرا که آب سرچشمه زندگی و اغلب کالایی کمیاب به شمار می رفته است.
چاه های آرزو و خرافات (انگلیسی)
در نظر ژرمن ها و سلتیک ها چشمه ها و چاه های اماکن مقدسی محسوب می شدند. آن ها گاهی اوقات این اماکن را با مجسمه ای چوبی احتمالاً از خدای برکه نشانه گذاری می کردند. ژرمن ها مردمی بودند که با پرتاب زره پوش و سلاح دشمنان شکست خورده به باتلاق ها و برکه ها آن ها را به خدایان خود پیشکش می کردند. گاهی این آبها نیروی شفابخشی داشتند و در نتیجه چنین چاه هایی محبوب می شدند و بسیاری از مردم برای نوشیدن، حمام کردن یا فقط بیان آرزوهایشان از آن ها استفاده می کردند. برخی از مردم بر این باور بودند که نگهبانان یا متولیان چاه ها در صورتی که بهای لازم را بپردازند، آرزوی آن ها را برآورده خواهند کرد. آن ها پس از گفتن آرزو سکه ای در چاه می انداختند و بسته به اینکه سکه چگونه در ته چاه فرود آید، آن آرزو توسط نگهبان یا متولی چاه برآورده می شد. اگر سکه با روی آن فرود آید، آرزوی فرد برآورده می گردد ولی اگر سکه ای با پشت فرود آید، آن آرزو نادیده گرفته می شود؛ بنابراین برآورده شدن آرزو بستگی به چگونگی فرود آمدن سکه داشت.
سنت انداختن سکه در برکه ها و چشمه های به این موضوع بر می گردد. و سکه ها هدیه ای به نشانه قدردانی از خدایان به شمار می رفتند.
در افسانه های شمال اروپا چاه آرزو احتمالاً یادگاری از اسطوره های باستانی مانند چاه میمیر از اسطوره های اسکاندیناوی که گاهی از آن با نام «چاه خردمندی» یاد می شود می باشد. چاهی که می تواند به شما خرد بی نهایت عطا کند و باید چیزی را که عزیز می دارید برایش قربانی کنید. از اودین خواسته شد تا چشم راست خود را قربانی کرده و آن را در چاه اندازد تا نه تنها آینده را ببیند، بلکه چرایی رویدادهایی که به وقوع خواهد پیوست را نیز درک کند. میمیر خدای خرد است و ریشه های درخت جهان ایگدراسیل آب را از چاهی که او در آن است می گیرد.
خزان و آرزو نام یک آلبوم موسیقی اثر ایرج بسطامی، هنرمند ایرانی است که در سبک سنتی تهیه شده و دارای ۸ قطعه است. این آلبوم در سال 1387 توسط موسسه فرهنگی هنری نواگر منتشر شده است. مدت زمان قطعات این آلبوم 39 دقیقه و 31 ثانیه در 8 قطعه می باشد.
ایرج بسطامی
آواز: ایرج بسطامی
تار و سه تار: حسین مجیدیان
تنبک: محمود فرهمندبافی


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

نقل قول های آرزو

نقل قول های دربارهٔ آرزو
• «آرزو کردن چه قدر شعف انگیز است، اما وقتی به آرزوی خود رسیدیم شعف از درون ما رخت برمی بندد.» -> فریدریش نیچه
• «آرزو ریشه حیات ما است، اگرچه این ریشه حیات، ما را به تدریج می سوزاند ولی همین ریشه مایه زندگی است.» -> نیلی
• «آرزوی تجدید حیات آدمی یک آرزوی ابلهانه است زیرا بوجودآمدن انسان یک اشتباه و یک حادثه غم انگیز است و بهتر آن که تجدید نشود.» -> آرتور شوپنهاور
• «آرزوی هر شخصی هدایت او را به عهده دارد.» -> جورج هربرت
• «آماده شدن برای دستگیری از پیران، و وفاداری نسبت به دوستان و مهر ورزیدن به مردم، آرزوی من است.» -> کنفوسیوس
• «آینده متعلق به کسانی است که در آرزوی آن هستند و بدان ایمان دارند.» -> ناشناس
• «آن توقع و آرزو عاقلانه است که از دست خودمان برآید.» -> حجازی
• «آینده ها بنظر بزرگ جلوه میکنند اما وقتی که گذشتند می فهمیم که ناچیز بوده اند.» -> موریس مترلینگ
• «آنکه امید از دست می دهد، خیلی چیزها را از دست می دهد.» -> مثل اسپانیایی
• «از آرزوهای دور و دراز دوری نمائید چه جز خستگی روح و ملال خاطر، بار و بری ندارد.» -> ولتر
• «از دست دادن امیدی پوچ و آرزوئی محال، خود موفقیت و پیشرفت بزرگی است.» -> شکسپیر
• «اگر تا کنون به نصف آرزوهایتان رسیده اید، بدون تردید زحمت شما دو برابر شده است.» -> هنریک ایبسن
• «امید و آرزو آخرین چیزی است که دست از گریبان بشر برمی دارد.» -> ژان ژاک روسو
• «اندیشه ها، رؤیاها، آه ها، آرزوها و اشک ها از ملازمان جدائی ناپذیر عشق می باشند.» -> ویلیام شکسپیر
• «ای باد خوش که از چمن عشق می رسی// برمن گذر که بوی گلستانم آرزوست» -> مولوی
• «اطراف و جوانب هر مشکلی را بدقت ملاحظه کنید و از خود بپرسید، طبق قانون بطور متوسط چند درصد این چیزیکه شما را نگران کرده ممکن است اتفاق افتد.» -> دیل کارنگی
• «افسوس که پیش بینی های بشر در کار آینده قطعی الوقوع نیست و حتی درباره یکی از آنها هم نمیتوان بطور صریحو ثابت حکم نمود. و بسا که یک عمر آرزو در یک لحظه نابود گردیده است.» -> نظام وفا کاشانی
• «افکار خوب معمار و آفریننده هستند و آرزو قلابی است که هر چیز را بجانب ما میتواند بکشد.» -> دیل کارنگی
• «اگر آرزومندید که بسعادت برسید پیش از آنکه خود عبرت دیگران شوید از دیگران پند و عبرت گیرید.» -> علی بن ابیطالب
• «اگر میخواهید پیروز شوید امیدوار باشید.» -> ناشناس
• «اگر روزگاری شان و مقامت پایین آمد نا امید مشو زیرا آفتاب هر روز هنگام غروب پایین میرود تا بامداد روز دیگر بالا بیاید» -> افلاطون
• «اگر از انسان خواب و امید گرفته شود بدبخت ترین موجود روی زمین میشود.» -> کانت
• «اگر کسی در راه رسیدن به آرزو قدم بردارد، دائماً از لذت وصال برخوردار است.» -> ناشناس
• «اگر میخواهی خوشبخت باشی جز آنکه برایت مهیاست آرزو مکن» -> لارشفوکولد
• «امید و آرزو رحمتی است برای پیروان من! اگر امید نمیبود هیچ مادری فرزند خود را شیر نمی داد و باغبانی درختی نمی نشانید.» -> محمد بن عبدالله
• «امیدوارترین مردم کسی است که اگر نقصی در کارش پدید آید بی تامل در راه اصلاحش بکوشد.» -> علی بن ابیطالب
• «اامید سرابی است که اگر ناپدید شود همه از تشنگی خواهند سوخت.» -> حجازی
• «امید و آرزو آخرین چیزیست که دست از گریبان بشر برمیدارد.» -> روسو
• «امید غذای روزانه بیچارگان است.» -> هرشل
• «امید داروئی است که شفا نمیدهد اما درد را قابل تحمل میکند.» -> مارسل آشار
• «امید مادر ایمان است.» -> لاندور
• «امید نان روزانه آدمی است.» -> تاگور
• «امید رفیق تیره بختانی است که از دست ساقی دهر جرعه بی مهری نوشیده اند.» -> اعتصام الملک
• «امید در زندگانی بشر آنقدر اهمیت دارد که بال برای پرندگان.» -> هوگو
• «امید نصف خوشبختی است » -> مثل ترکی
• «انسان در عین نومیدی امیدوار است» -> اعتصام الملک
• «برای تحقق آرزوی تو، خواه امیر باشی خواه گدا، در برابر طبیعت فرق نمی کند و برای همه یک بها معین شده است و آن فداکاری و از خودگذشتگی است.» -> ماردن
• «برای رسین به آرزوئی باید ده ها آرزوی دیگر را سر برید.» -> ناشناس
• «برای همه کس خوشبختی یک معنی بیشتر ندارد! رسیدن به آرزوی موهوم.» -> سعید نفیسی
• «به اختیار، کس از یار خویش دور شود؟// به روز وصل کسی آرزو کند هجران؟» -> فرخی سیستانی
• «بنای اجتماع بر پایهٔ آرمان ها و آرزوهای انسان نیست، بلکه بر بنیانِ طبیعتِ اوست، و ساختارِ فطری او، قوانینِ اساسی کشورها را یکی پس از دیگری رقم می زند.» درس های تاریخ (نشر ققنوس،۱۳۸۵) فصلِ «سرشتِ آدمی و تاریخ»
• «بیم و امید از هم جدا شدنی نیستند. امید بدون بیم و بیم بدون امید وجود ندارد.»
• «تصور همیشه بر پایه امید است، تا وقتیکه احساس میکنیم امیدواریم.» -> ناشناس
• «تا رمقی از جان باقیست، امیدی هست» -> مثل انگلیسی
• «جان صرف کند در آرزویم// گر خود همه شیر مرغ جویم» -> خاقانی
• «چون عرصه تنگت ندهد فرصت پرواز// رو آرزوی نعمت بی بال وپری کن» -> سعدی
• «چرخهای سنگین و زنگ زده زندگی با دستهای نامرئی امید میچرخند» -> ناصر الدین صاحب الزمانی
• «چه باید کرد: ای انسانها؟ باید رنج بریم، لب فرو بندیم. ستایش کنیم، امیدوار باشیم و بمیریم.» -> بلز پاسکال
• «چنان زندگی کن که وقت مردن آرزو خواهی کرد و با هرکس چنان رفتار کن که از او توقع داری.» -> کنفوسیوس
• «حتی با پیران نیز امید به گور نمیرود، زیرا هرچند مسیر آن با مرگ طبعاً متوقف میگردد لیکن اینجا هم امید تخم میگذارد، باز امید میروید.» -> شیللر
• «حیات بی امید، همدوش و همسفر ممات است.» -> اعتصام الملک
• «خداوند وقتی می خواهد کسی را فاسد سازد، او را به همه آرزوهایش می رساند.» -> اسکار وایلد
• «خردمند به کار خویش تکیه کند و نادان به آرزوی خویش.» -> علی ابن ابیطالب
• «خوشبختی این است که انسان دنیا را همان طور که آرزو می کند ببیند.» -> ناشناس
• «خوشبختی وجود ندارد و ما خوشبخت نیستیم، اما می توانیم این حق را به خود بدهیم که در آرزوی آن باشیم.» -> آنتوان چخوف
• «خدا امید و خواب را برای جبران غمهای زندگی بما ارزانی داشته است.» -> ولتر
• «دامنه آمال و آرزوی انسان انتهائی ندارد، سعادتمند کسی است که به افکار بی اساس و ایده آلهای بی معنا دل نبندد. در صدد مباش کاری کنی که چیزهاییکه برایت پیش میاید آنگونه پیشامد کند که تو آرزو داری. بلکه چیزهایی را که پیش می آید آنگونه که هستند آرزو کن، در اینصورت آرامش خاطر خواهی یافت» -> اپیکته توس
• «دست طبیعت امیدهای انسان را در هیچ حدود و ثغوری محصور نساخته است و آرزوهای بشری هرگز حدی نمی شناسند.» -> کندورسه
• «دی شیخ با چراغ همی گشت گرد شهر// کز دیـو و دد ملولم و انسانم آرزوست// گفتند یافت می نشود جسته ایم ما// گفت آن که یافت می نشود آنم آرزوست» -> مولوی
• «دنیا با امید برپاست و آدمی بامید زنده است.» -> امثال و حکم دهخدا
• «راه زندگی پر از موانع و مشکلات است، تنها کسی میتواند از این راه پر خطر عبور کند که روحش از امید لبریز باشد و نومیدی دردی نفوذ نکند.» -> لرد آویبوری
• «زندگی نامه انسان عبارت است از: مدهوش از امیدها و آرزوها، پای کوبان به آغوش مرگ پناه بردن.» -> آرتور شوپنهاور
• «زندگی را همانگونه که هست بپذیرید و در این زمان است که آرزو محو می شود. سعی کنید همیشه شاد باشید بدون اینکه برای این شادی دلیل خاصی وجود داشته باشد و اینگونه است که به آرامش می رسید.» -> آنتونی رابینز
• «زیاد زیستن تقریباً آرزوی همه می باشد ولی خوب زیستن آرمان یکعده معدود.» -> ج.هیوز
• «سودمندترین داروها، رها کردن آرزوها است.» -> علی ابن ابیطالب
• «سراب امید هرچند مارا میفریبد، اقلاً دوره زندگی ما را بخوشی بآخر میرساند.» -> هامرلینگ
• «شهوات و امیال چون نسیمی هستند که در بادبان کشتی افتاده بحرکتش در می آورند، صحیح است که افراط آن سبب غرقش میشود لیکن بی وجود آن کشتی را یارای حرکت نیست، هر چیز در این جهان خطرناک و در عین حال لازم است.» -> ولتر
• «عاملیکه اینگونه زندگی را بر ما غم انگیز ساخته پیری و پایان لذتها نیست بلکه قطع امید است.» -> شکسپیر
• «قدرت در روزگار ما بی مقصد، بی مسؤولیت و حتی بی خواست و آرزو است. قدرت چیزی جز خود را نمی خواهد و قدرتی که در پی دستیابی به قدرت است، مصداق بارز «نهیلیسم» است و این است فاجعه بزرگ روزگار ما که در جنگ ها، اشغال ها، آوارگی انسان ها، پایمال کردنِ حق و حقوق ملت ها و ترور و خشونت تجلی می کند و این است راز و رمز مصیبتی که در اثر استخدام علم، هنر و دین توسط قدرت و اشتهای سیری ناپذیر قدرت های ریز و درشت روزگار ما برای استیلا برآنچه آن را «غیرخودی» و «دیگری» می دانند نصیب ما شده است و جهان ما را ناامن و از نعمت محبت و همدلی محروم کرده است.» -> محمد خاتمی
• «کشتی آرزو در این دریا// نفکند هیچ صاحب فرهنگ» -> خاقانی
• «کی ام من؟ آرزو گم کرده ای تنها و سرگردان// نه آرامی نه امیدی نه همدردی نه همراهی» -> رهی معیری
• «کسیکه امید را وسیله معاش خود قرار بدهد، احتمال دارد از گرسنگی بمیرد.» -> فرانکلین
• «کسیکه هرگز متوقع و امیدوار نیست، هرگز روی نومیدی و خلاف انتظار نمیبیند.» -> برنارد شاو
• «گم شد جوانیم همه در آرزوی عشق // اما رهی نیافتم آخر به کوی عشق// از حجب و از غرور دل خرده سنج من// شد بهره ور ز عشق ولی ز آرزوی عشق» -> ژاله قائم مقامی
• «گریه چرا؟ فتح را آرزو کنید.» -> استفن گرین
• «مانند سایه ها، هرچه خورشید زندگی و عمر بیشتر رو به غروب می نهد، آرزوهای ما دور و درازتر می گردند.» -> دکتر یانگ
• «من در آرزوی انجام خدمتی بزرگ و پرشکوه زندگی می کنم، اما مبرم ترین وظیفه من انجام خدمات کوچکی است که در کسوتی بزرگ و شکوهمند ظاهر شوند» -> هلن کلر
• «من وصل یارم آرزو، او را به سوی غیر رو// نه من گنه کارم نه او، کار دل است این کارها» -> آذر بیگدلی
• «متانت ریشه امید است و امید کلید کامیابی.» -> کاظم زاده ایرانشهر
• «مردم بینوا و تیره بخت درمانی جز امید ندارند.» -> شکسپیر
• «مقصر ترین مردم کسانی هستند که روح مایوس دارند.» -> ناپلئون بوناپارت
• «و آن که با آرزو کند خویشی// اوفتد عاقبت به درویشی» -> نظامی
• «وقتی با دوستان به سر می بریم دیگر آرزویی نداریم.» -> لابرویر
• «هرگز از نرسیدن به آرزویت غصه مکن زیرا خداوند در فکر چیز های خوبتر برای توست.» -> خالده فاروق
• «هر تغییر و تحولی که برای جهان آرزو می کنی، در وجود خودت ایجاد کن!» -> ماهاتما گاندی
• «هرچه کمتر آرزو داشته باشید محرومیت های شما کمتر است.» -> پلوتارخ
• «همه آرزوها از نیاز سرچشمه می گیرد، یعنی از کمبودها و رنج ها.» -> آرتور شوپنهاور
• «یگانه تسکین دهنده آرزوهای طلائی دو چیز است، صبر و امید.» -> الکساندر دوما

ارتباط محتوایی با آرزو

آرزو در جدول کلمات

آرزو
آرمان, بیوس, امل , امید
آرزو | هدف
مراد
آرزو | هدف | نوعی پارچه
مراد
آرزو بر آنان عیب نیست
جوانان
آرزو و آرمان
امید
آرزو و امید دختر
امل
آرزو | مقصود
مراد
آرزو | منظور
مراد
برای بیان آرزو و تمنا به کار می رود
ای کاش
به آرزو رسیده
کامروا

معنی آرزو به انگلیسی

wish (اسم)
دلخواه ، مراد ، مرام ، ارزو ، طلب ، خواهش ، خواست ، فرمایش ، کام ، حاجت
appetence (اسم)
عطش ، تمایل ، ارزو ، اشتیاق
appetency (اسم)
عطش ، تمایل ، ارزو ، اشتیاق
desire (اسم)
میل ، مقصود ، مراد ، مرام ، ارزو ، طلب ، خواهش ، خواست ، ارمان ، کام
will (اسم)
میل ، ارزو ، نیت ، اراده ، قصد ، خواهش ، خواست ، وصیتنامه ، مشیت ، وصیت
aspiration (اسم)
اه ، استنشاق ، شهیق ، ارزو ، تنفس ، دم زنی
ambition (اسم)
جاه طلبی ، بلند همتی ، ارزو
wishing (اسم)
ارزو ، خواستاری ، چیزی که ارزو میشود ، ارزوی اجابت دعا
appetite (اسم)
ارزو ، اشتیاق ، اشتها ، میل و رغبت ذاتی
ideal (اسم)
معنی ، ارزو ، کمال مطلوب ، ارمان ، ایدهال ، هدف زندگی

آرزو را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

آرزو ١٧:٥٦ - ١٣٩٦/٠٥/٢٩
رویا دست نیافتنی برای کم تلاشان
|

محمد حسین شاه علی ١٢:٤٩ - ١٣٩٦/٠٦/١١
wish
|

حسین ١٨:١٦ - ١٣٩٦/٠٦/٢٣
کام
|

آرزو عابدینی راد ١٣:٤٥ - ١٣٩٦/٠٨/٢٩
هیوا (در زبان کردی)
اِرمون (در لهجه‌ی شاهرودی)
آرزو نام زن سلم(پسر بزرگ فریدون در شاهنامه)
زن سلم را کرد نام آرزوی
|

فرشته ٠٠:٥٩ - ١٣٩٦/١١/٢١
کام
|

Arezoo ٠١:٥٢ - ١٣٩٧/٠١/٢٨
اميد-ارمان
|

تاشبور ١٩:٠٣ - ١٣٩٧/٠٢/٢١
در زبان ترکی استانبولی می شود: دیلک
|

arezoo ١١:٢٣ - ١٣٩٧/٠٧/٢٢
طلب،خواهش،درخواست
|

mohamad ١٦:٤٩ - ١٣٩٧/٠٩/٠٨
به زبان ترکی استانبلی دیلک
|

آرزو ٢١:٢١ - ١٣٩٧/٠٩/٢٢
امید،آرمان
|

pp ٢٠:٠٨ - ١٣٩٧/١٠/١١
آرمان ها
|

Arezoo ١٤:٠١ - ١٣٩٧/١٠/٣٠
میل ورغبت
|

آرزو ١٣:٤٢ - ١٣٩٨/٠١/٢٠
ارزو یعنی رویا دست نیافتنی،شیطون ،کام گندم
|

همایون ٢٢:٤٥ - ١٣٩٨/٠٥/٢٢
در وبلاگهای تازی نکته ای نظم را جلب کرده آنها کلمه آرزو را ترکی دانسته اند ناخود آگاه برای اطمینان و چگونگی کم و کیف این واژه سری به لغت نامه استاد بی همتای زبان پارسی میانه جناب دکتر فره وشی که ان شالله قرین رحمات الهی باشند زدم در لغت نامه بی مثال ایشان کلمه آرزو به صورت آرزوک آورده شده بود به ناچار سری هم به کتاب جلیل القدر محمود کاشغری زدم و این کلمه را در کتاب ارزشمند ایشان ندیدم و به نظر این کلمه فقط در ترکی منتسب به آذربایجان ایران حضور دارد و حتی در ترکی استانبولی به صورت dilek هم معنا می شود و با توجه به این مسئله که نه آریماق در فارسی وارد شده است و ما متاسفانه از ترکی آذربایجانی نوشته ای بیشتر از قرن ششم یا هفتم هجری در اختیار نداریم مسلما این کلمه کاملا پارسی است و می توان انتساب آن را به ترکی کار یاوه گویان دانست
|

ارزو ٠١:٥٧ - ١٣٩٨/٠٥/٣٠
رسيدن ب خواسته ى دل
|

متین ١٥:١٨ - ١٣٩٨/٠٦/١٢
Wish یا dream
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آرزو   • آهنگ آرزو   • آرزو خواننده   • آرزو بازیگر قدیمی   • آرزو خانم   • آرزو چیست   • اسم آرزو   • آرزو خواننده ایرانی   • مفهوم آرزو   • تعریف آرزو   • معرفی آرزو   • آرزو یعنی چی   • آرزو یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آرزو
کلمه : آرزو
اشتباه تایپی : Hvc,
آوا : 'Arezu
نقش : اسم
عکس آرزو : در گوگل


آیا معنی آرزو مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )