انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی فارسی به انگلیسی انگلیسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات کلمات اختصاری لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

97 710 100 1

آزاد کردن

آزاد کردن در جدول کلمات

آزاد کردن
وارهاندن

معنی آزاد کردن به انگلیسی

liberation (اسم)
رهایی ، ازاد کردن ، نجات
extrication (اسم)
رهایی ، ازاد کردن ، خلاصی
liberalization (اسم)
ازاد کردن ، ترقیخواه کردن
uncage (فعل)
ازاد کردن ، از قفس رها کردن
unfasten (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، باز کردن
unhitch (فعل)
ازاد کردن ، باز کردن ، شل کردن
unloose (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، گشودن ، ضعیف کردن ، ول کردن ، شل کردن
unstring (فعل)
ازاد کردن ، شل کردن ، نخ چیزی را کشیدن ، نخ یا بند چیزی را سست کردن
unyoke (فعل)
ازاد کردن ، از زیر یوغ ازاد کردن
unfix (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، غیر ثابت کردن ، باز کردن
unwrap (فعل)
ازاد کردن ، صاف کردن ، باز کردن ، واپیچیدن
enfranchise (فعل)
ازاد کردن ، معاف کردن ، از بندگی رهاندن ، حق رای دادن ، حقوق مدنی اعطا کردن به
liberalize (فعل)
ازاد کردن ، روشنفکر کردن ، لیبرال کردن ، ازادیخواه کردن ، رفع ممانعت کردن
extricate (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، خلاصی بخشیدن
ease (فعل)
سبک کردن ، ازاد کردن ، راحت کردن
franchise (فعل)
ازاد کردن ، حق رای دادن
deliver (فعل)
ازاد کردن ، تحویل دادن ، ایراد کردن ، رستگار کردن
release (فعل)
رها کردن ، ازاد کردن ، مرخص کردن ، منتشر ساختن
liberate (فعل)
رها کردن ، تجزیه کردن ، ازاد کردن
free (فعل)
ترخیص کردن ، خالی کردن ، ازاد کردن ، فروهشتن ، حق رای دادن ، ازادی بخشیدن
assert (فعل)
ادعا کردن ، اثبات کردن ، حمایت کردن ، دفاع کردن از ، ازاد کردن ، اظهار قطعی کردن
assoil (فعل)
پاک کردن ، بخشیدن ، تبرئه کردن ، روسفید کردن ، ازاد کردن ، مغفرت کردن ، مرخص کردن ، حل کردن ، رفع کردن ، تقاص پس دادن

معنی کلمه آزاد کردن به عربی

آزاد کردن
اِخْلاءٌ ، اِخلاءٌ السَّبيلِ

آزاد کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Google Plus Twitter LinkedIn

پیشنهاد شما درباره معنی آزاد کردن



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آزاد کردن   • مفهوم آزاد کردن   • تعریف آزاد کردن   • معرفی آزاد کردن   • آزاد کردن چیست   • آزاد کردن یعنی چی   • آزاد کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزاد کردن
کلمه : آزاد کردن
اشتباه تایپی : Hchn ;vnk
عکس آزاد کردن : در گوگل


آیا معنی آزاد کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 97% )