انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1094 100 1

آزر

معنی اسم آزر

اسم: آزر
نوع: پسرانه
ریشه اسم: عبری,عربی
معنی: نام پدر ابراهیم خلیل (ع )، اسبی که ران دو پای عقبش مشکی و دستهایش به رنگ دیگر است

معنی آزر در لغت نامه دهخدا

آزر. [ زَ ] (اِمص ، اِ) مخفف آزار. (برهان ). || (ص ) کج طبع. (برهان ).

آزر. [ زَ ] (فعل امر) صیغه ٔ امر از آزردن :
نگار و صورت آن بت به هند و چین در هم
شکست خامه ٔ مانی و رنده ٔ آزر
نگار آزر و مانی غلام صورت اوست
ز من بدین که بگفتم گر آزری آزر.
سوزنی.

آزر.[ زَ ] (ع ص ) اسبی که هر دو ران سپید دارد و دو پای پیشین سیاه یا برنگی دیگر. || اسب که سرین وی سپید بود. (مهذب الاسماء). || دشنام گونه ای که معنی آن کج طبع یا لنگ یا خرف یا مخطی است.

آزر. [ زَ ] (اِخ ) نام پدر ابراهیم پیغامبر علیه السلام. و او را آزر بت گر و آزر بت تراش نیز گویند :
دعوی کنند گرچه براهیم زاده ایم
چون ژرف بنگری همه شاگرد آزرند.
ناصرخسرو.
ابراهیم را چه زیان که آزر پدر اوست و آزررا چه سود که ابراهیم پسر اوست ؟ (خواجه عبداﷲ انصاری ).
نگار و صورت آن بت به هند و چین در هم
شکست خامه ٔ مانی و رنده ٔ آزر.
سوزنی.
و سنت جاهلان است که چون بدلیل از خصم فرومانند سلسله ٔ خصومت جنبانند چون آزربت تراش که... (گلستان ).
هنر بنمای اگر داری نه گوهر
گل از خارست و ابراهیم از آزر.
سعدی.
و گفته اند که نام پدر ابراهیم تارخ است و آزر عم ابراهیم است. || نام بتی. (مهذب الاسماء) (ربنجنی ). || نام بتی که تارخ پدر ابراهیم سادن و خادم او بوده است.

آزر. [ زَ ] (اِخ ) نام ناحیه ای میان سوق اهواز [ خوزیان واچار ] و رامهرمز. || مدینه ٔ آزر؛ نام شهری بوده میان بصره و کوفه ، و آن را اَطد و اَطط نیز می نامیده اند.

معنی آزر به فارسی

آزر
نام پدر ابراهیم خلیل . این نام در قران در سوره ( الانعام ) آیه ۷۶ آمده ولی در مدارک قدیمه بعنوان نام پدر ابراهیم یاد نشده و نام حقیقی او تارح یا تارخ است . فرنکل بدلایلی [ عازر ] و [ آزر ] را ما خود از کلمه عبری الاذر دانسته گوید آن نام خادم وفادار ابراهیم بود . آزر به [ بتگر ] و [ بت تراش ] معروف است .
نام پدر ابراهیم پیغامبر
خواهر [ بوران دخت ] و دختر خسرو پرویز ملکه ساسانی . وی در تیسفون تاج شاهی بر سر نهاد ( ۶۳٠ م . ) و چند ماهی بیش سلطنت نکرد . یکی از سپهبدان موسوم به فرخ هرمزد مدعی سلطنت شد و ملکه را بزنی خواست . چون آزر میدخت نمی توانست علنا مخالفت کند در نهان وسیله قتل او را فراهم کرد . آنگاه پسر فرخ هرمزد که رستهم ( رستم ) نام داشت با سپاه خویش پیش راند و پایتخت را تصرف کرده آزر میدخت را خلع و کور کرد از کیفیت وفات این ملکه ( ۶۳٠ .) اطلاعی در دست نیست .
مراد ابراهیم پیغمبر است
مئرز

آزر در دانشنامه اسلامی

آزر
آزَر، از اعلام قرآن
بیشتر مفسران عامه به استناد همین آیه، آزر را پدر صلبی ابراهیم (علیه السلام) دانسته اند. در برابر، مورخانی که نام پدر ابراهیم را تارَخ یا تارَح یاد کرده اند، محتمل می شمارند که از این دو نام، یکی نام پدر ابراهیم و دیگری لقب او بوده است. کسانی نیز گفته اند که آزر در برخی زبان های غیرعربی، کلمه ای نکوهش آمیز است و گروهی آن را نام بتی دانسته اند که معبود پدر ابراهیم بوده است.
فخر رازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، ج۱۳، ص۳۲.    
قرآن کریم حکایت می کند که ابراهیم خلیل آزر را به دوری از بت ها و ترک راه شیطان و پیمودن راه راست فراخواند و از عذاب خداوند برحذر داشت.
انعام/سوره۶، آیه۶.    
(۱) قرآن کریم.(۲) ابن اثیر، عزالدین، الکامل، ج۱، ص۹۴_۱۰۰، بیروت، دارصادر، ۱۹۷۹م.(۳) خزائلی، محمد، اعلام القرآن، ص۵۵_۵۹، تهران، امیرکبیر، ۱۳۵۰ش.(۴) رشیدرضا، محمد، المنار، ج۷، ص۵۳۴_۵۵۳، بیروت، دار المعرفه، ۱۳۹۳ق/۱۹۷۳م.(۵) زبیدی، مرتضی، تاج العروس، ذیل «آزر».(۶) طباطبائی، محمدحسین، المیزان، بیروت، مؤسسة الأعلمی للمطبوعات، ۱۳۹۰ق/۱۹۷۱م.(۷) طبری، محمد بن جریر، تاریخ، ج۱، ص۲۳۴، به کوشش دخویه، لیدن، ۱۸۷۹-۱۸۸۱م.(۸) فخررازی، محمد بن عمر، التفسیر الکبیر، بیروت، دار احیاء التراث العربی.(۹) نیشابوری، احمد بن محمد، قصص الانبیاء، ص۷۲_۷۳، بیروت، دارالکتب، ۱۹۸۱م.(۱۰) یعقوبی، ابن واضح، تاریخ، ج۱، ص۲۱_۲۸، بیروت، دار صادر.
آزر
آزَر پدر یا عموی حضرت ابراهیم (ع) است که نام وی در آیه ۷۴ سوره انعام آمده است. در این آیه از آزر، با تعبیر «أب» یاد شده است؛ به همین دلیل برخی آزر را پدر حضرت ابراهیم دانسته اند. کسانی معتقدند که پدران انبیاء نباید مشرک باشند، به همین دلیل آزر پدر ابراهیم نیست. طباطبایی در المیزان معتقد است آزر پدر ابراهیم نیست. در برخی از منابع تاریخی نام پدر ابراهیم را تارخ ثبت کرده اند. درخواست استغفار ابراهیم (ع) برای آزر از جمله مسائل کلامی است که مورد مناقشه قرار گرفته است.
آزر را از اهالی روستای کوثی در سواد (کوفه کنونی) معرفی کرده اند. در روایتی از امام صادق(ع) آمده است که آزر منجم نمرود بوده است. قبل از تولد حضرت ابراهیم(ع)، آزر نزد نمرود پیش بینی کرد در این زمان مردی به دنیا می آید که مردم را به دینی دیگر می خواند و سپس در آتش انداخته می شود. به همین جهت نمرود دستور داد زنان از مردان جدا شوند و اطفالی که به دنیا می آمدند را بکشند.
در تفسیر تبیان آمده است آزر به معنای خطاکار است یا اینکه اسم بتی بوده است و آزر بت پرست بوه است. وی عمو یا جد مادری ابراهیم(ع) بوده و اسم پدر ابراهیم(ع) تارخ بوده است. برخی آزر را جد مادری ابراهیم(ع) یا عموی وی دانسته اند در مقابل برخی وی را پدر حضرت ابراهیم(ع) دانسته اند.
آزر
آزر پدر یا عموی حضرت ابراهیم علیه السلام و شخصی بت پرست بود. لذا به مقابله با آن حضرت پرداخت. در سوره انعام آیه 74 آمده: «وَإِذْ قَالَ إِبْرَاهِیمُ لأَبِیهِ آزَرَ».
بیشتر مفسران عامه به استناد آیه فوق، آزر را پدر صلبی ابراهیم علیه السلام دانسته‎اند.
پژوهش دقیق‎تر در دیگر آیات قرآن نشان می‎دهد که آزر پدر صلبی ابراهیم نبوده (نک ـ ابراهیم) چنان که در بسیاری از منابع معتبر اسلامی وی به عنوان عمّ ابراهیم معرفی شده و رأی غالب مفسران شیعه که به موحّد بودن پدرانِ پیامبر اسلام صلی الله علیه و آله قائلند نیز همین است.
علامه شعرانی در کتاب نثر طوبی گوید: در تورات و قول علمای انساب پدر ابراهیم تارح نام داشت و در یکی از تواریخ نصاری که مؤلف آن در اوائل قرن چهارم و اواخر قرن سیم میلادی می زیست موسوم به اوسیبوس نام او را آزر یا آثر ذکر کرده است و این مرد خود از علمای دین مسیحی است و علمای ما گویند پدر اصلی ابراهیم مؤمن بود به خدای یگانه و این مرد عم او بود یا جد مادری و به اعتبار او را پدر نامید.
حضرت ابراهیم علیه السلام با او صحبت و بت پرستی را رد کرد. بعضی از عباراتی که آن حضرت به آزر گفت، در قرآن آمده است.
اما این عبارات در آزر موثر واقع نشد و حتی ابراهیم را تهدید کرد که دست از عقیده اش بردارد. اما حضرت ابراهیم با او به ملایمت سخن گفت و حتی فرمود: من برای تو استغفار می کنم و سرانجام در حال شرک از دنیا رفت.
آزر
تکرار در قرآن: ۱(بار)
ظاهر آیه آنست که آزر پدر ابراهیم «علیه السلام» بود. و صریح آیات است که آزر مشرک و بت پرست بود و در مقام انکار می‏گفت در ایجا دو سئوال پیش می‏آید اول آن که اهل تاریخ نام پدر ابراهیم «علیه السلام» را تارح (با حاء و خاء) نوشته‏اند، در مجمع البیان از زجاج نقل شده: بین علماء نسب اختلاف نیست که نام پدر ابراهیم، تارخ گفته است، می‏گوید: تارخ پدر ابراهیم خلیل بود: در عهد نمرود به دعوت برخاست و آنگاه او را بیست و چهارمین پیغمبر از پیامبران نقل می‏کند و نیز می‏گوید: از عالم «علیه السلام» نقل شده که: آزر جدّ امّی ابراهیم بود. در کامل بن اثیر، نام پدر آن حضرت را تارخ نوشته و در تورات حاضر تارِح است. دوم: آنکه: لازم می‏آید در آباء حضرت رسول «صلی اللّه علیه وآله وسلم» مشرک وجود داشته باشد با آن که شیعه بالاتفاق در موحّد بودن پدران آن حضرت اجماع کرده‏اند: مجلسی علیه الرحمه در بحار (ج 12 ص 49 ط جدید) می‏گوید: اخباری که بر اسلام پدران آن حضرت دلالت می‏کند، از طریق شیعه مستفیض بلکه متواتر است. طبرسی علیه الرحمه در مجمع البیان پس از نقل قول زجّاج مؤیّد اصحاب ما «امامیّه» است که: آزر جدّ امّی و یا عموی ابراهیم بود، نزد امامّیه بصّحت رسیده که پدران حضرت رسول صلوات اللّه علیهم تا آدم همه موحد بودند، و طایفه امامیه بر این مطلب اجماع کرده‏اند. نا گفته نماند، تدبّر در کلام عرب و آیات قرآن کریم نشان می‏دهد که معنای حقیقی «اَبْ» گر چه پدر اصلی است، ولی در غیر آن نیز: بقدری استعمال شده که نزدیک است معنای اصلی بعضاً به قرینه محتاج باشد راغب گوید: «اَلاَب: الوالد، و یُسّمی کُلِّ مَنْ کانَ سَبَباً فی ایجادِ شَیئیٍ اَوْ اِصْلاحِهِ اَوْ ظُهُورِهِ اَباً»اب. پدر و هر که سبب ایجاد، یا اصلاح و یا ظهور چیزی باشد، به او اب گفته می‏شود حضرت رسول به علی (علیهما السلام) فرمود «اَنا و اَنْتَ اَبَوا هذِهِ الاَمَّةِ» من و تو دو پدر این ملّت هستیم، به آنکه از میهمانان پذیرایی کند گویند: ابولاضیاف، و به آنکه آتش جنگ بیفروزد: ابوالحرب، به معلّم نیز اب گفته‏اند (از مفردات). در قرآن مجید پدران در جای بزرگان قوم و بالعکس استعمال شده است، در چندین جا از کفّار نقل شده که در مقابل پیامبران گفته‏اند: یعنی از پدران خود پیروی خواهیم کرد. در جای دیگر به جای «آبائنا» «سادَتَنا و کُبرائنا» آمده که روز قیامت خواهند گفت . نا گفته نماند اخ و اخت چنانچه گذشت و ام، چنانچه خواهد آمد مانند اب، استعمالشان بسیار وسیع است و اما کلمه والد و والدة فقط به پدر و مادر حقیقی اطلاق می‏شود، لاغیر. در این صورت، بسیار آسان است که بگوییم، آزر، جدّ امّی ابراهیم «علیه السلام» بود و به او پدر خطاب کرده است. المیزان در این خصوص تحقیقی دارد که خلاصه آنرا در اینجا می‏آوریم و آنچه میان دو قوس (پرانتز) گفته می‏شود از نگارنده است. (تدبّر در آیات نشان می‏دهد که: آزر پدر اصلی ابراهیم «علیه السلام» نبوده است، زیرا آن حضرت در اولین برخورد با قومش، دعوت خویش را از مردی شروع کرد که قرآن فرموده: پدر او بود، و اصرار کرد که وی بدین توحید در آید، او در جواب تندی کرد گفت: اگر بس نکنی سنگبارانت کنم، از من دور شو، ابراهیم بر او سلام کرد و گفت: از پروردگارم برای تو آمرزش خواهم خواست. و از شما و آنچه جز خدا می‏خواند کنار می‏شوم. مریم 40-48. در سوره شعراء داستان از سر گرفته شده و در آنجا پس از گفتگو با پدر و قومش و تخطه بت پرستی، دعا می‏کند و می‏گوید: پروردگارا مرا بصالحان ملحق کن و پیش آیندگان نیکنام گردان. و از وارثان بهشت کن و پدرم را بیامرز که از گمراهان است . (چون دعای آن حضرت و استغفار برای پدرش بعد از گفتگو با بت پرستان نقل شده، چنین بدست می‏آید که آن حضرت در آن موقع هنوز از بابل خارج نشده بود، گر چه صاحب المیزان از «کان» در «کان مرنَ الضّالین» استفاده کرده و گفته است استغفار، شاید بعد از مرگ آزر و یا بعد از خروج از بابل بود. ولی صدر آیات در سوره شعراء مانع از آن است. (هیچ مانعی ندارد که «کانَ» در آیه به معنی حال و ثبوت باشد نظیر «کَیْفَ نکَّلِمُ مَنْ کان فی المَهْدِ صَبِیاً» یعنی با کسی که اکنون در گهواره و کودک است چگونه تکلّم کنیم؟! و معنی «اِنَّهُ کانَ مرن الضّالین» آنست که او از گمراهان است. و اینکه فرموده: استغفار بعد از مرگ آزر بوده بسیار بعید است، زیرا در سوره توبه، چنانچه خواهد آمد هست «فَلَمّا تَبَیَّنَ اِنَّهُ عَدو لَلّهِ تَبَّرَءَ مِنْه» چون بر ابراهیم روشن شد که آزر دشمن خداست از او بیزاری کرد. تا آزردنده بود، ابراهیم احتمال می‏داد که او، ایمان آورد و چون مشرک بمرد این احتمال منتفی شد و آن حضرت از وی بیزاری کرد، در این صورت معنی ندارد که بگوئیم، بعد قهراً این کار را پیش از مرگ او کرده بود و عنقریب در این باره توضیح بیشتر داده خواهد شد). آنوقت، خداوند فرموده که: استغفار ابراهیم برای پدرش بواسطه وعده قبلی بود، و چون بر وی روشن شد که او دشمن خداست از وی بیزاری نمود توبه 114 و خلاصه، قرآن روشن می‏کند که ابراهیم برای پدرش هم دعا کرد و هم بیزاری نمود. همه اینها در اوائل عهد آن حضرت بود که هنوز از بابل هجرت نکرده بود. سپس خداوند، هجرت و اولاد خواستن او را بیان می‏کند: گفت من بسوی پروردگارم می‏روم او حتماً مرا راهنمائی می‏کند. پروردگارا برای من اولاد صالح عنایت فرما، صافات 99-100. و آنوقت می‏فرماید: او و لوط را نجات دادیم و به زمین با برکت بردیم. انبیاء:71 و نیز فرموده: چون از بت پرستان و معبودهایشان کنار شد: به او اسحاق و یعقوب را دادیم. مریم:49 . سپس خداوند، دعای آن حضرت را در آخر عمر و در مکه و پس از تولّد دو فرزندش و اسکان اسمعیل در مکّه و بنای کعبه، چنین نقل می‏کند: پروردگارا این دیار را امن گردان. من و فرزندانم را از بت پرستی دور کن... پروردگارا من بعضی از ذرّیّه خودم را بدره غیر قابل کشت نزد خانه محترم تو سکونت دادم، تا نماز بپا کنند... حمد خدای را که در پیری، اسمعیل و اسحق را به من عنایت فرمود... تا گفت: . آیه فوق بهترین شاهد است این پدر که با مادرش یک جا برای آنها مغفرت می‏خواهد غیر از (آزر) است، زیرا دیدیم که دعا برای آزر روی وفا به وعده بود و سپس از وی بیزاری نمود، دیگر معنی ندارد که در آخر عمر باز برای کسی که از او بیزاری کرده آمرزش بخواهد. جای دقت است که در این دعا «والِدَیَّ» آمده که جز به پدر و مادر اصلی اطلاق نمی‏شود، بر خلاف «اب» که اعم است و در دعای آزر، گفته بود «وَاغْفِرْلاَبی» پس نتیجه این است که آزر، پدر اصلی ابراهیم «علیه السلام» نبود، بلکه عنوانی داشت که می‏شد به او «یا اَبَتِ» خطاب کرد، لغت عرب اجازه می‏دهد که کلمه اب بر جدّ، عمد، ناپدری، سرپرست امور، و بر هر بزرگ مطاع، گفته شود. (المیزان ج 7 ص 168- 171) استغفار ابراهیم برای آزر در این بحث از آیات استفاده خواهیم کرد که: 1: استغفار برای مشرک تا وقتی که نمرده و احتمال هدایت داده می‏شود. جایز است. 2: چون مشرک در حال شرک از دنیا رفت و اهل عذاب بودنش حتمی شد، دیگر نمی‏شود برای او آمرزش خواست. 3: در این کار از ابراهیم «علیه السلام» که برای آزر استغفار کرد پیروی خواهیم نمود، نه اینکه او در همه کار مقتدای ماست جز در استغفار برای مشرک. 4: آمرزش برای مشرک معنایش آنست که بگوئیم: خدایا او را هدایت کن و بیامرز. 5: روشن خواهید شد که در پیروی ما از آن حضرت هیچ استثنائی وجود ندارد، و این اشتباه محض است که بگوئیم: قرآن می‏گوید در همه کار از ابراهیم پیروی کنید مگر در استغفار برای مشرک. اینک آیات را بررسی می‏کنیم ، یعنی سلام بر تو از خدایم برای تو آمرزش خواهم خواست و در ضمن دعاهای خود گفت: پدرم را بیامرز که از گمراهان است. این دو آیه صریح‏اند در اینکه آن حضرت به آزر وعده استغفار کرد و به آن عمل نمود. در سوره توبه، درباره استغفار برای مشرکان چنین آمده . یعنی پیغمبر و مؤمنان را نرسد برای مشرکان بخواهند، گر چه خویشاوند باشند، پس از آنکه معلوم شد که آنها اهل جهنّمند، استغفار ابراهیم برای پدرش، فقط برای وعده‏ای بود، و چون بر او روشن شد که پدرش دشمن خداست از وی بیزاری نمود که ابراهیم خدا ترس و بردبار است. از این دو کریمه چند مطلب بدست می‏آید. 1: پیغمبر و مؤمنان را جایز نیست برای مشرکان پس از مردن آنها و حتمی شدن عذابشان، آمرزش بخواهند «من بعد ما تَبَیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُمْ اَصحابُ الجَحیم» تبیّن و روشن شدن طبعاً در صورتی است که مشرک در حال شرک از دنیا برود تا وقتی که نمرده احتمال هدایت شدن دارد و جهنّمی بودنش قطعی نیست. امّا آیا می‏شود برای مشرک در حال حیاتش آمرزش خواست و گفت: خدایا او را هدایت کن و بیامرز، آیه از حکم آن ساکت است. ولی از خارج می‏دانیم که اشکال ندارد. 2: ابراهیم برای پدرش تا وقتیکه زنده بود، آمرزش خواست و چون در حال شرک بمرد، جهنّمی بودنش یقینی شد، از او بیزاری نمود «فَلَمّا تَبَیَّنَ لَهُ اَنَّهُ عَدُوٌّ لِلّهِ تَبّعَرَءَ مِنْهُ» ولی تا زنده بود و احتمال شدن می‏رفت از او بیزاری نکرد، در مجمع البیان و المنار و تفسیر ابن کثیر ذیل آیه فوق، هست که ابن عباس گوید: ابراهیم روشن گردید که او دشمن خداست، آنوقت از او بیزاری نمود. و خلاصه مضمون دو آیه فوق چنین است: پیغمبر و مؤمنان نباید برای مشرکان، پس از مرگ آنها استغفار کنند. گویا کسی اشکال کرده و می‏گوید: پس چرا ابراهیم برای آزر که مشرک بود استغفار کرد؟ جواب اینست که: ابراهیم نیز پس از مرگ او آمرزش نخواست. بلکه از او بیزاری نمود، فقط پیش از مرگ وی، روی وعده‏ایکه کرده بود برای او استغفار نمود و آن نیز جایز و بلامانع است. بیضاوی در ذیل آیه «مِنْ بَعْدِ ما تَبَیَّنَ لَهُمْ اَنَّهُمْ اَصْحابُ الْجَحیمْ» می‏گوید:تبیّن در صورتی است که بر کفر بمیرد بعد می‏گوید: این دلیل است که برای مشرکان زنده، استغفار جایز است که برای آنهاست و با این جواز، اشکال استغفار ابراهیم دفع می‏شود. به چند تفسیر که دسترس بود مراجعه کردم جز بیضاوی به این نکته توجّه نکرده‏اند و حقّا که او خوب فهمیده است. آری ابراهیم «علیه السلام» برای مشرک زنده، آمرزش خواست و چون در حال شرک مرد. از وی بیزاری کرد، زیرا یقین شد که او اهل عذاب است. پیغمبر و مؤمنان نیز که دینشان همان دین ابراهیم است. نمی‏توانند برای مشرکان پس از مرگشان جایز است همانطور که ابراهیم کرد. در آیه شریفه «اِلّا عَنْ مَوْعِدَةِ وَعَدَها اِیّاه» اشاره بوعده ظاهراً برای این است که آنحضرت در این کار، وفا بوعده نیز کرد. نه اینکه: اصل استغفار جایز نبود ولی ابراهیم چون وعده کرده بود آنخلاف را انجام داد (نعوذ باللّه). در سوره ممتحنه پس از نهی از مودّت مشرکان و دشمنان خدا، چنین آمده . یعنی در عمل ابراهیم و پیروانش برای شما سر مشق خوبی هست، آنگاه که بقومشان گفتند: ما از شما و آنچه سوای خدا می‏پرستید بیزاریم، به شما کفر می‏ورزیم و همیشه میان ما و شما، عداوت و کینه توزی هست تا بخدای تنها، ایمان باورید (میان آنها ربطی نماند) مگر سخن ابراهیم که بپذیرش گفت: از خدا برای تو آمرزش خواهم خواست و جز این در قبال خدا برای تو کاری نتوانم کرد. دفعه دیگر، آیه و ترجمه آنرا بدقّت بخوانید. در این کریمه «اِلّا قولَ ابراهیم» استثناء است از مضمون جمله فوق، که همان جدایی و بیزاری و عداوت و عدم الفت باشد و به عبارت اخری از کلمه «اِذا قالوا لِقَومِهِمْ» تا «لا اَمْلِکُ لَکَ مِنَاللّه مِنْ شَیئی» یعنی مجموع مستثنی منه، توضیح و تفضیل «اُسْوَة» در صدر آیه است. و خلاصه مطلب این است: شما هم باید مانند ابراهیم و تابعانش از مشرکان جدا شوید و آنها را دوست ندارید و باید بگوئید: همیشه میان ما و شما عداوت و کینه هست. فقط از این جدائی و عداوت قول ابراهیم را استثناء می‏کنم که به پدرش گفت: برای تو از خدا آمرزش خواهم خواست. شما هم با وجود عداوت، می‏توانید برای مشرکان آمرزش بخواهید چنانکه او خواست. و به عبارت دیگر، مانند ابراهیم باشید هم در عداوت با مشرکان و هم در خواستن توفیق ایمان برای شما سرمشق خوبی است هم در عداوت مشرکان و هم در استغفار برای آنان. دلیل دیگر این مطلب آن است که در ذیل آیات فوق آمده . یعنی خدا شما را نکوئی کردن و انصاف ورزیدن با کسانی که در کار دین با شما جنگ نکرده و از دیارتان بیرون ننموده‏اند، منع نمی‏کند آزر مشرک بود ولی در کار دین با ابراهیم جنگ نکرده بود و او را از خانه بیرون ننموده بود، چه مانعی داشت که آن حضرت با او نکوئی کند و کدام نکوئی بالاتر از آنست که بگوید: خدایا به او توفیق ایمان بده و بیامرز. مگر حضرت رسول «صلی اللّه علیه و آله و سلم» در حق مشرکان نمی‏گفت: «اَلّهُمَّ اهْدِقَوْمی فَاِنَّهُم لا یَعْلَمون». بسیار بسیار عجیب است که مفسّران شیعه و سنّی «اِلّا قول ابراهیم» را از «اُسْوَة» استثناء گرفته و گفته‏اند: مقصود این است که از ابراهیم پیروی کنید مگر در استغفار برای پدرش، برای نمونه به تفسیر مجمع الفتوح و منهج الصادقین، رجوع کنید خواهید دید که استثناء را از «اُسوة» گرفته و گفته‏اند: یعنی از ابراهیم پیروی کنید مگر در استغفار برای پدرش که در این کار نباید از وی پیروی نمائید زیرا او این عمل را روی وعده‏ایکه داده بود، کرد. بیضاوی در تفسیر آیه 114 از سوره توبه چنانکه در سابق گفتیم مطلب را خوب درک کرده و گفته است: آیه بر جواز استغفار برای مشرکان دلالت دارد و اشکال قول ابراهیم با آن دفع می‏شود. ولی در سوره ممتحنه، مطلب را از یاد برده و استثناء را از «اُسوة» گرفته و می‏گوید نباید در استغفار به ابراهیم تأسّی کنید. این مفسّران نامی در صورت صحّت کلامشان، لازم می‏آید که ابراهیم «علیه السلام» خلاف شرع کرده باشد و مطلب این می‏شود که: از ابراهیم تأسی کنید مگر در این عمل که کاری بر خلاف دستور خدا بود. اگر گویند: وعده کرده بود، می‏بایست بوعده خود عمل کند! گوئیم، مگر وعده، خلاف شرع را شرعی می‏کند!؟ و آنگهی وعده خلاف شرع را چرا می‏کرد؟! اگر گویند: این عمل در شریعت آن حضرت جایز بود و در شرع اسلام نسخ شده است! گوئیم: از کجا؟! به ضرورت قرآن دین ما همان دین حنیف ابراهیم است ، . شکر خدا را که الهام بخشید این حقیقت ارزنده را از قرآن مجید با مقایسه آیات بدست آوردیم، آنچه قرنها بر مفسّران پوشیده مانده بود روشن گردید، و معلوم شد که ابراهیم «علیه السلام» در همه کار مقتدا و سر مشق ماست حتی در استغفار برای مشرک. دیگر لازم نیست سخنی بگوئیم که مستلزم ناروا برای آنحضرت باشد. ابراهیم به آرز وعده کرد، آن وعده جایز و شرعی بود و به همان وعده عمل کرد، آنهم جایز بود، ما هم می‏توانیم در این کار بر آن پیامبر بزرگ تأسی نمائیم سلام بر او.
آزر عمو یا جد مادری حضرت ابراهیم علیه السّلام است.
از انضمام آیه ۱۱۴ سوره توبه که اظهار برائت ابراهیم علیه السّلام را از آزر بیان می دارد (فلما تبین له انه عدو لله تبرا منه)
توبه/سوره۹، آیه۱۱۴.    
 ۱. ↑ توبه/سوره۹، آیه۱۱۴.    
مرکز فرهنگ و معارف قرآن، فرهنگ قرآن، ج۱، ص۳۰۲، برگرفته از مقاله «آزر»    
...
واژه آزر فقط یک بار در قرآن آمده: «و إِذ قَالَ إِبرَهیمُ لاَِبیهِ ءَازَرَ أَتتَّخذُ أَصناماً ءَالِهةً إِنِّی أَرَلـکَ و قَومَکَ فِی ضَلَـل مُبین»
بیشتر لغت شناسان چون ابن منظور ،
لسان العرب، ج ۱، ص ۱۳۲.
زجّاج می گوید: نَسَب شناسان در این که نام پدر ابراهیم تارخ بوده، اختلافی ندارند.
التبیان فی تفسیر القرآن، ج ۴، ص ۱۷۵.
آزر، ازمروّجان و مدافعان سرسخت آیین بت پرستی بود؛ از این رو در جامعه شرک آلود بابل، نفوذ و اعتبار فراوانی داشت
مریم/سوره۱۹، آیه۴۶.    
...
در آیاتی از قرآن کریم داستان حضرت ابراهیم و عمویش آزر که کار او ساختن بت بود، آمده است.
آزر، از عقاید توحیدی حضرت ابراهیم علیه السّلام اظهار ناباوری و شگفتی می کرد.اذ قال لابیه یـابت لم تعبد ما لایسمع ولایبصر ولایغنی عنک شیـا ؛ قال اراغب انت عن ءالهتی یـابرهیم لـئن لم تنته لارجمنک واهجرنی ملیا. (همزه در «اراغب» برای استفهام انکاری است که تعجب نیز از آن فهیمده می شود.)
رابطه ابراهیم علیه السّلام و آزر در مورد مورد تأکید قرار گرفته و اشاره های زیادی به آن شده است.
حضرت ابراهیم علیه السّلام از سوی آزر به سنگسار تهدید شد اما ابراهیم علیه السّلام با او برخورد مؤدبانه کردند.واذکر فی الکتـب ابرهیم انه کان صدیقا نبیا؛ اذ قال لابیه یـابت لم تعبد ما لایسمع ولایبصر ولایغنی عنک شیـا؛ قال اراغب انت عن ءالهتی یابرهیم لئن لم تنته لارجمنک و اهجرنی ملیا؛ قال سلم علیک ساستغفر لک ربی.... (به قرینه آیه ۷۴ انعام،
انعام/سوره۶، آیه۷۴.    
درخواست ملاطفت آمیز ابراهیم علیه السّلام از آزر برای پیروی از او، به جهت علم خدادادی اش:واذکر فی الکتـب ابرهیم انه کان صدیقا نبیا؛ یابت انی قد جاءنی من العلم مالم یاتک فاتبعنی اهدک صرطا سویا.
مریم/سوره۱۹، آیه۴۱.    
ابراهیم علیه السّلام، نهی کننده آزر از پیروی شیطان، به دلیل عصیان گری شیطان در برابر خدا:واذکر فی الکتـب ابرهیم انه کان صدیقا نبیا؛ یابت لاتعبد الشیطن ان الشیطن کان للرحمن عصیا.
مریم/سوره۱۹، آیه۴۱.    
...
در آیات مختلفی از قرآن کریم وعده استغفار حضرت ابراهیم علیه السلام برای عمویش آمده است.
حضرت ابراهیم علیه السّلام به درخواست آمرزش از خدا برای آزر، وعده داد.و ما کان استغفار ابرهیم لابیه الا عن موعدة وعدها ایاه... قال سلم علیک ساستغفر لک ربی.... گفت درود بر تو باد به زودی از پروردگارم برای تو آمرزش می خواهم ... . .. الا قول ابرهیم لابیه لاستغفرن لک... ابراهیم علیه السّلام، خواهان آمرزش برای آزر بود.و اتل علیهم نبا ابرهیم ؛ و اغفر لابی انه کان من الضالین.
الگونبودن وعده استغفار حضرت ابراهیم
وعده استغفار ابراهیم علیه السّلام برای آزر شایسته الگو نیست.قد کانت لکم اسوة حسنة فی ابرهیم و الذین معه اذ قالوا لقومهم انا برءؤا منکم و مما تعبدون من دون الله... الا قول ابرهیم لابیه لاستغفرن لک...برای شما تاسی نیکی در زندگی ابراهیم و کسانی که با او بودند وجود داشت، هنگامی که به
آزر عمو یا جد مادری حضرت ابراهیم علیه السلام بوده و در قرآن کریم شغل او ساختن بت ذکر شده است.
بت های آزر، دارای صورت و نگار بودند.و اذ قال ابرهیم لابیه ءازر اتتخذ اصناما ءالهة... («اصنام» در مقابل «انصاب» و «اوثان»، به بت هایی گفته می شد که در آن ها تصویر تراشیده شده باشد.) اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عکفون ؛ و تالله لاکیدن اصنامکم... اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون ؛ قالوا نعبد اصناما فنظل لها عکفین. هنگامی که به پدرش و قومش گفت: چه چیز را پرستش می کنید؟ ؛گفتند: بتهائی را می پرستیم و همه روز ملازم عبادت آنانیم
ناتوانی بت ها
بت های آزر، موجوداتی بی جان و فاقد هر گونه توانایی بودند.اذ قال لابیه یابت لم تعبد ما لایسمع و لایبصر و لایغنی عنک شیئا. اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون ؛ قالوا نعبد اصناما فنظل لها عکفین ؛ قالوا هل یسمعونکم اذ تدعون ؛ او ینفعونکم او یضرون. بت های آزر، فاقد توانایی شنیدن و دیدن بودند.اذ قال لابیه یابت لم تعبد ما لایسمع و لایبصر...هنگامی که به پدرش گفت ای پدر! چرا چیزی را پرستش میکنی که نمی شنود و نمی بیند...
خویشاوندی ابراهیم علیه السّلام با آزر از مسائلی است که در قرآن به آن پرداخته شده است؛ آنچه که در نهایت می توان نتیجه گرفت اینست که آزر، عمو یا جدی مادری ابراهیم علیه السلام بوده است و نه پدر وی.
آزر عمو یا جد مادری ابراهیم علیه السّلام: (آزر، جد مادری یا عموی ابراهیم علیه السّلام بوده است.)و اذ قال ابرهیم لابیه ءازر اتتخذ اصناما ءالهة انی اریک و قومک فی ضلل مبین. و ما کان استغفار ابرهیم لابیه الا عن موعدة وعدها ایاه.... (به قرینه آیه ۷۴ انعام، مقصود از کلمه «ابیه» در این آیات، همان آزر است.) واذکر فی الکتـب ابرهیم انه کان صدیقا نبیا؛ اذ قال لابیه یـابت لم تعبد ما لایسمع ولایبصر ولایغنی عنک شیـا؛ یابت انی قد جاءنی من العلم مالم یاتک... ؛ یابت لاتعبد الشیطن... ؛ یابت انی اخاف ان یمسک عذاب من الرحمن فتکون للشیطن ولیا. و لقد اتینا ابرهیم رشده من قبل... ؛ اذ قال لابیه و قومه ما هذه التماثیل التی انتم لها عکفون. و اتل علیهم نبا ابرهیم؛ اذ قال لابیه و قومه ما تعبدون. و ان من شیعته لابرهیم؛ اذ قال لابیه و قومه ماذا تعبدون. و اذ قال ابرهیم لابیه و قومه اننی براء مما تعبدون. . .. الا قول ابرهیم لابیه لاستغفرن لک...
از آیات مختلف قرآن کریم به دست می آید که آزر (عموی حضرت ابراهیم) دارای صفات رذیله گوناگونی بوده است.
آزر به خاطر تبعیت از شیطان، از سوی حضرت ابراهیم علیه السّلام مورد نهی قرار گرفت.یابت لاتعبد الشیطان... (یکی از اقسام عبادت، فرمانبری و خدمت است. طبق این معنا، عبادت شیطان می تواند اطاعت از او و در خدمت شیطان بودن باشد.)
بت پرستی
آزر از حقایق وحی شده به ابراهیم علیه السّلام ناآگاه بود.... یابت انی قد جاءنی من العلم مالم یاتک فاتبعنی اهدک صرطا سویاای پدر! علم و دانشی نصیب من شده است که نصیب تو نشده، بنابراین از من پیروی کن تا تو را به راه راست هدایت کنم.
دشمنی با خدا
...



آزر در دانشنامه ویکی پدیا

آزر
آزَر نامی است که در قرآن به نام عموی ابراهیم آمده است. مفسران شیعه و سنی دربارهٔ آزر اختلاف نظر دارند.
روایاتی که می گوید: پدران و اجداد پیامبر تا آدم هر کدام بهترین فرد زمان خود بوده اند (این احادیث را از «صحیح بخاری» و «دلائل النبوه» بیهقی و مانند آن نقل نموده است).
روایاتی که می گوید: در هر عصر و زمانی افراد موحد و خداپرست وجود داشته است.
بیشتر مفسران شیعه، آزر را، نه پدر ابراهیم، بلکه عموی او شمرده اند. همچنین در برخی روایات، نام پدر ابراهیم را مانند تورات، تارح دانسته اند. قرآن از بت پرستی و بت تراشی آزر سخن گفته است و ابراهیم در چندین جای قرآن با او مجادله کرده است. مفسران شیعه، معمولاً کلمه أب را در این آیات قرآن، پرورش دهنده معنا کرده اند. دلیل این که این مفسران، آزر یاد شده در قرآن را عمو یا پدربزرگ مادری ابراهیم دانسته اند، روایتی است که بر اساس آن پدران محمد تا آدم، همگی یکتاپرست بوده اند؛ چون ابراهیم نیز در بین نیاکان محمد است و پدر او هم در نسب نامه محمد قرار می گیرد، به همین دلیل آزر را مشرک و تارح را یکتاپرست دانسته اند. مفسران و مترجمان معاصر قرآن از شیعیان نیز، چنین تعبیری را پذیرفته اند. در قصص قرآن، آزر جد مادری ابراهیم دانسته شده است. علی شریعتی، روایات مربوط به تارح را بی اساس دانسته و آزر را پدر ابراهیم پنداشته است. البته چنین تفسیری ویژه شیعیان نیست و در برخی کتب اهل سنت نیز دیده شده است.
فخر رازی در تفسیر کبیر، سخن کسانی را که گفته اند آزر پدر ابراهیم نبوده، رد کرده و گفته است سخن ایشان بر اخبار یهود مستند است. محمد بن جریر طبری در تفسیر تبیان، آزر را پدر ابراهیم دانسته و به گفته محمد بن اسحاق صاحب کتاب المغازی استناد کرده است.
بنا به گفته تورات و تفاسیر آن، مانند میدراش رباه، که منبع برخی روایات اسلامی شمرده می شود، نام پدر ابراهیم تارح است. میدراش رباه و همچنین کتاب هاگادا به بت پرست بودن تارح و مخالفت او با ابراهیم اشاره کرده است؛ وی دو پسر به نام های ابراهیم و هاران داشت که هر دو به دستور نمرود کشته شدند؛ تارح در کلمه به معنی دوره گرد است که بنا به هکده، به دلیل سفرهای بسیارش به او تارح می گفته اند.


چنانچه، معنی واژه بالا (برگرفته از دانشنامه ویکی پدیا)، نادرست یا مخالف قوانین جمهوری اسلامی ایران است، خواهشمند است گزارش دهید تا بررسی و حذف گردد => [گزارش]

آزر در دانشنامه آزاد پارسی

در قرآن پدر، نیای پدری، یا نیای مادری ابراهیم. در انعام (۷۴) از او به پدر ابراهیم (أبیه) یاده شده است. بیشتر مفسران عامه، او را پدر واقعی و صُلبی ابراهیم دانسته اند. ابراهیم بارها پدرش را از شرک و بت پرستی باز می دارد (مریم، ۴۲ـ ۴۵؛ انبیاء، ۵۲). برخی متکلمان، چون معتقد به عصمت انبیاء و پاکدامنی تبار آنان از شرک هستند، از پذیرش این که آزر پدر ابراهیم بوده، ابا دارند. انکار مفسران از آن رو است که نام اصلی پدر ابراهیم در دیگر منابع تارِح آمده است. شاهد دیگر آن که در میان اعراب رسم است که عمو و دایی را پدر (أب) و خاله را مادر (اُم) می نامند. علامۀ مجلسی اخباری را که در آن ها نام پدر ابراهیم آزر آمده است بر تقیه حمل می کند. ابراهیم برای او دعای خیر کرد و نوید داد که از خداوند بر او آمرزش بخواهد و چنین کرد (مریم، ۴۷؛ شعرا، ۸۶) و چون آزر به راه راست نیامد از او دوری جست (توبه، ۱۱۴).

آزر را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران

حنانه ٠٢:٠١ - ١٣٩٥/١٠/٠٣
آزَر (اوستایی) آزردن، اذیت کردن، آزارـ عذاب دادن
|

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

رضا > کرتیلان
اجاقی > اجاقی
Mahdi > شربت (دارو)
Behnaz > guidelines
مهدی ورمزیار > ورمزیار
دینا حسین پناهی > بر می خیزد
ماد > ریناز
ناهید > establishing

نگارش واژه نو   |   پیشنهادهای امروز

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی کلمه آذر   • عموی حضرت ابراهیم در جدول   • نام عموی حضرت ابراهیم   • استغفار حضرت ابراهیم برای عمویش آزر تا کی ادامه داشت   • عموی حضرت ابراهیم که بود   • ارفکشاد   • عموی حضرت ابراهیم درحل جدول   • پدر ابراهیم خلیل الله   • معنی آزر   • مفهوم آزر   • تعریف آزر   • معرفی آزر   • آزر چیست   • آزر یعنی چی   • آزر یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزر
کلمه : آزر
اشتباه تایپی : Hcv
عکس آزر : در گوگل


آیا معنی آزر مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )