انتخاب دیکشنری مترجم لغت نامه
جستجو در دیکشنری
دیکشنری مترجم تغییر دیکشنری یا مترجم
برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
انگلیسی به فارسی انگلیسی به انگلیسی کلمات اختصاری فارسی به انگلیسی فارسی به عربی عربی به فارسی جدول کلمات لغت نامه دهخدا فرهنگ فارسی فرهنگ فارسی معین فرهنگ فارسی عمید اسم پسرانه و دخترانه دانشنامه عمومی دانشنامه اسلامی کامپیوتر برق و الکترونیک عمران و معماری حقوق سینما صنعت علوم دامی حسابداری ریاضیات آمار خودرو صنایع غذایی نساجی پلیمر معدن شیمی نفت مهندسی گاز خاک شناسی زمین شناسی آب و خاک بهداشت دندانپزشکی روانپزشکی فوتبال کاراته یوگا کوه نوردی

94 1000 100 1

آزمایش کردن

معنی آزمایش کردن به انگلیسی

test (فعل)
ازمایش کردن ، محک زدن ، ازمودن ، عیار گرفتن ، امتحان کردن ، ازمودن کردن
gauge (فعل)
اندازه گرفتن ، ازمایش کردن ، شرط بستن ، گرو گذاشتن ، پیمانه کردن
approve (فعل)
موافقت کردن ، پسند کردن ، طرفداری کردن ، تصویب کردن ، ازمایش کردن ، روا داشتن
assay (فعل)
ازمایش کردن ، سنجیدن ، محک زدن ، کوشش کردن ، چشیدن ، تحقیق کردن ، ازمودن ، عیارگیری کردن ، عیار گرفتن ، باز جویی کردن
experiment (فعل)
ازمایش کردن ، تجربه کردن
quiz (فعل)
ازمایش کردن ، مسخره کردن

آزمایش کردن را به اشتراک بگذارید

Telegram Facebook Twitter LinkedIn

پیشنهاد کاربران درباره معنی آزمایش کردن

تاشبور ١٩:١٥ - ١٣٩٧/٠٢/٢١
در زبان ترکی استانبولی می شود: دنمک
|

ely ١٤:٠٩ - ١٣٩٧/٠٤/٢٥
experiment
|

امیررضا فرهید ١٧:٠٤ - ١٣٩٨/٠٢/٠٧
Trying
|

پیشنهاد شما درباره معنی آزمایش کردن



نام نویسی   |   ورود

تازه ترین پیشنهادها

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی آزمایش کردن   • مفهوم آزمایش کردن   • تعریف آزمایش کردن   • معرفی آزمایش کردن   • آزمایش کردن چیست   • آزمایش کردن یعنی چی   • آزمایش کردن یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آزمایش کردن
کلمه : آزمایش کردن
اشتباه تایپی : Hclhda ;vnk
عکس آزمایش کردن : در گوگل


آیا معنی آزمایش کردن مناسب بود ؟     امتیاز مثبت به دیکشنری   امتیاز منفی به دیکشنری     ( امتیاز : 94% )