برای انتخاب دیکشنری یا لغتنامه، اینجا را کلیک کنید.
96 1283 100 1

آشغال

/'ASqAl/

مترادف آشغال: آخال، خاشاک، خاکروبه، زباله، سقط، کثافت، مزبله، بدردنخور، بنجل، فاسد، منحرف

برابر پارسی: آخال

معنی آشغال در لغت نامه دهخدا

آشغال. (اِ) فضول چیزی :آشغال سبزی. آشغال کلّه. || سقط. نابکار. افکندنی. آخال. آشخال. خاش و خش. خش و خاش. خاشک. خاشاک. خاش و خماش. خماشه. خماش. آقال. داس و دلوس. حثاله. خس. || دَم ِ جارو. خاکروبه. قمامه.

معنی آشغال به فارسی

آشغال
( اسم ) هر چیز دور ریختنی افکندنی سقط آخال آشغال .
فضول چیزی
[comminuter] [مهندسی محیط زیست و انرژی] دستگاهی که برای تسهیل تصفیۀ فاضلاب، مواد جامد موجود در فاضلاب را خرد می کند
[comminution] [مهندسی محیط زیست و انرژی] فرایند خرد کردن جامدات درشت موجود در فاضلاب
[bar screen] [مهندسی محیط زیست و انرژی] نوعی آشغال گیر که میله های موازی با فواصل مساوی دارد و معمولاً در مجرای فاضلاب مورب قرار داده می شود
[screening] [مهندسی محیط زیست و انرژی] جداسازی مواد درشت از آب یا فاضلاب ورودی به تصفیه خانۀ آب یا شبکۀ جمع آوری فاضلاب
سخت بی ارز بی سر و بی پا

معنی آشغال در فرهنگ معین

آشغال
( اِ.) = آشخال : ۱ - هر چیز دور ریختنی . ۲ - (کن .) آدم بی ارزش و پست .

معنی آشغال در فرهنگ فارسی عمید

آشغال
۱. خاشاک، خاک روبه.
۲. [مجاز] هر چیز دورریختنی: آت آشغال.
۱. کسی که انواع آشغال از قبیل خرده ریزه های چوب و لته و کاغذ و مانند آن جمع می کند و می فروشد.
۲. کسی که مٲمور جمع کردن آشغال ها است.
۱. استخوان ها و خرده ریزه های کلۀ گوسفند که قابل خوردن نیست.
۲. (صفت) [عامیانه، مجاز] مردم پست و بی سروپا.

آشغال در جدول کلمات

آشغال
خاکروبه, زباله

معنی آشغال به انگلیسی

inhabitancy (اسم)
سکنی ، اشغال ، تصرف ، زیست ، اقامت ، حق سکنی
litter (اسم)
زایمان ، تخت روان ، اشغال ، کجاوه ، محمل ، ریخته و پاشیده ، اشغال پاشیدن
run-off (اسم)
زائده ، اشغال ، زه اب ، اب زه کشی
slag (اسم)
کف ، خاکستر ، تفاله ، اشغال ، چرک ، درده ، گداز اتشفشانی ، فلز نیم سوخته
tenure (اسم)
علاقه ، خواست ، تصدی ، اشغال ، تصرف ، نگهداری ، اجاره داری ، حق تصدی
occupation (اسم)
سرگرمی ، حرفه ، اشتغال ، اشغال ، پیشه ، تصرف ، شغل
raff (اسم)
تفاله ، اشغال ، انگل
trash (اسم)
مهمل ، تفاله ، نخاله ، اشغال ، خاکروبه ، جفنگ ، زوائد گیاان
refuse (اسم)
ترک ، اشغال ، انصراف ، پس مانده ، فضولات ، ادم بیکاره
garbage (اسم)
تفاله ، روده ، نخاله ، اشغال ، خاکروبه ، زباله ، فضولات ، خش ، اشغال خاکروبه
junk (اسم)
نی ، جگن ، اشغال ، جنس اوراق و شکسته ، قایق ته پهن چینی
busyness (اسم)
اشتغال ، اشغال
rubbish (اسم)
اشغال ، خاکروبه ، چیز پست و بی ارزش ، زباله
scrap (اسم)
نزاع ، جنگ ، تکه ، پاره ، اشغال ، اوراق ، ته مانده ، قراضه ، ماشین الات اوراق
soilage (اسم)
الودگی ، اشغال ، علف تازه ، علوفه حیوانات
dump (اسم)
اشغال ، زباله ، پکری ، جنس را بقیمت خیلیارزان فروختن
paltriness (اسم)
اشغال ، حقارت ، ناچیزی
dreg (اسم)
رسوب ، ته نشین ، اشغال ، درده ، پس مانده ، خرده ریز
offal (اسم)
کف ، لاشه ، اشغال ، اخال ، مواد زائد ، سیرابی
occupancy (اسم)
اشغال ، تصرف ، اشغال مال
jakes (اسم)
اشغال ، کثافت ، ترشح مدفوع
riffraff (اسم)
توده ، انبوه ، تفاله ، اشغال ، زیادی ، ته مانده
swill (اسم)
اشغال

آشغال را به اشتراک بگذارید

پیشنهاد کاربران

sina
trash can
تاشبور
در زبان ترکی استانبولی می شود: چوپ
Zohre
Trash
🖤Ayda🖤
Rubbish

معنی یا پیشنهاد شما



نام نویسی   |   ورود

عبارات و کلمات کلیدی مرتبط

• معنی اشغال   • اشقال   • آشغال عوضی   • قد انجلينا جولي   • آدم آشغال   • عوضی یعنی چه   • تلفن اشغال   • مگان فاکس قد   • معنی آشغال   • مفهوم آشغال   • تعریف آشغال   • معرفی آشغال   • آشغال چیست   • آشغال یعنی چی   • آشغال یعنی چه  

توضیحات دیگر

معنی آشغال
کلمه : آشغال
اشتباه تایپی : Hayhg
آوا : 'ASqAl
نقش : اسم
عکس آشغال : در گوگل

آیا معنی آشغال مناسب بود ؟           ( امتیاز : 96% )